
ولایت فقیه در حکومت اسلام ج1
جلد اول از مجموعۀ «ولایت فقیه در حکومت اسلام» از آثار برجستۀ حضرت علامه آیةالله حاج سید محمدحسین حسینی طهرانی قدّس سرّه بوده که پیرامون «حقیقت مسئلۀ ولایت و برخی فروع آن» با بیانی سلیس و شواهدی متقن، به رشتۀ تحریر درآمده است. اهمّ مطالب مندرج در این مجلّد: • معنای لغوی و اصطلاحی ولایت • تحلیل و تفسیر ولایت امام معصوم علیهالسلام • آیات و روایاتی که دلالت بر ولایت امام معصوم دارد • اتحاد ولایت امام معصوم با ولایت خدا • ائمه علیهمالسلام کیفیت اجتهاد را به شاگردان خود تعلیم میفرمودند • تبیین و توجیه برخی دستورات ائمه که در ظاهر، خلاف است • تحقیقی دربارۀ اوامر امتحانی • بحث و تحقیق دربارۀ سند و دلالتِ روایت مقبولۀ عمربنحنظله • جعل احکام بر اساس قضایای حقیقیه است، نه خارجیه • بحث پیرامونِ حجّیّت خبر ضعیف، محفوف به قرائن خارجیه
ولایت فقیه در حکومت اسلام ج1
67پیغمبر باشد؛ و هیچ گرفتگى در بین نباشد. پس پیغمبرِ معصوم، مركز حكم است؛ و بر مردم اتّباعِ از ایشان واجب و لازم است؛ و این است معنى ولایت: «وجوب إطاعت مردم از أوامر و نواهى و أحكامى كه پیغمبر صادر مىكند؛ أعمّ از اینكه در مخاصمات و مشاجرات باشد، یا امور دیگر كه در میان مردم بواسطه أوامر ولائى خود صادر مىكند».
قضاء و حكم پیغمبر، منشعب از نورانیت نفسیه آن حضرت است كه در آن نفس، نور إلهى تجلّى كرده، و مُتخلّق به أسماء و صفات خداوند سبحانه و تعالى شده و متحقّق به علوم كلّیه گردیده است. پیغمبر قلبش از جزئیت گذشته و به كلّیت پیوسته، و متحقّق به علوم كلّیه شده است.
آیه: وَ ما أَرْسَلْنا مِنْ رَسُولٍ إِلَّا لِيُطاعَ بِإِذْنِ اللَّهِ
آیه قبل از این آیه این است: وَ ما أَرْسَلْنا مِنْ رَسُولٍ إِلَّا لِيُطاعَ بِإِذْنِ اللَّهِ (كه از همین آیه هم وجوب إطاعت را استفاده مىكنیم كه: هر پیغمبرى ولایت دارد، و بر مردم واجب است از او إطاعت كنند.) «ما هیچ پیغمبرى را نفرستادیم مگر اینكه او مُطاع و متَّبَع باشد به إذن خدا.» وَ لَوْ أَنَّهُمْ إِذْ ظَلَمُوا أَنْفُسَهُمْ جاؤُكَ فَاسْتَغْفَرُوا اللَّهَ وَ اسْتَغْفَرَ لَهُمُ الرَّسُولُ لَوَجَدُوا اللَّهَ تَوَّاباً رَحِيماً1.
«اگر وقتى كه این مردم، جُرمى و گناهى مرتكب مىشوند، نزد تو آیند و بگویند: خدایا از ما بگذر! و پیغمبر هم براى آنان طلب بخشش كند؛ هر آینه این مردم خدا را توّاب و رحیم مىیابند.» یعنى خداوند آنها را مىآمرزد.
أمّا چه باید كرد؟! مردم گوش نمىكنند و زیر بار نمىروند، يُسَلِّمُوا تَسْلِيماً نیستند، أصلًا به پیغمبر مراجعه نمىكنند، كَیفَ به اینكه او را حَكَم قرار دهند؛ و هیچ حرجى را هم در قلوب خود احساس نكنند.
بعد از این آیه مىفرماید: وَ لَوْ أَنَّا كَتَبْنا عَلَيْهِمْ أَنِ اقْتُلُوا أَنْفُسَكُمْ أَوِ اخْرُجُوا مِنْ دِيارِكُمْ ما فَعَلُوهُ إِلَّا قَلِيلٌ مِنْهُمْ.2
- آيه ٦٤، از سوره ٤: النّسآء
- صدر آيه ٦٦، از سوره ٤: النّسآء
