اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر
افزودن به لیست علاقه مندی

ولایت فقیه در حکومت اسلام ج1

0
فقه واصول
جلد ها

جلد اول از مجموعۀ «ولایت فقیه در حکومت اسلام»  از آثار برجستۀ حضرت علامه آیة‌الله حاج سید محمد‌حسین حسینی طهرانی قدّس سرّه بوده که پیرامون «حقیقت مسئلۀ ولایت و برخی فروع آن» با بیانی سلیس و شواهدی متقن، به رشتۀ تحریر درآمده است.   اهمّ مطالب مندرج در این مجلّد:  • معنای لغوی و اصطلاحی ولایت  • تحلیل و تفسیر ولایت امام معصوم علیه‌السلام   • آیات و روایاتی که دلالت بر ولایت امام معصوم دارد  • اتحاد ولایت امام معصوم با ولایت خدا  • ائمه علیهم‌السلام کیفیت اجتهاد را به شاگردان خود تعلیم می‌‌فرمودند  • تبیین و توجیه برخی دستورات ائمه که در ظاهر، خلاف است  • تحقیقی دربارۀ اوامر امتحانی  • بحث و تحقیق دربارۀ سند و دلالتِ روایت مقبولۀ عمربن‌حنظله   • جعل احکام بر اساس قضایای حقیقیه است، نه خارجیه  • بحث پیرامونِ حجّیّت خبر ضعیف، محفوف به قرائن خارجیه

ولایت فقیه در حکومت اسلام ج1

66
  • بودند سهمیه‌هاى زیادى دادند، یكى از أصحاب آمد و گفت: یا رسول الله، اعْدِلْ! در این تقسیمى كه مى‌خواهى بكنى عدالت كن! پیغمبر فرمودند: وَیحَكَ! إنْ لَمْ أَعْدِلْ فَمَنْ یعْدِلُ؟! واى بر تو! اگر من عدالت نكنم پس چه كسى عدالت مى‌كند؟!

  •  باز در یكى از همین تقسیمها بود كه گفتند: محمّد (صلّى الله علیه و آله و سلَّم) در تقسیم عدالت نكرده است. ابن مسعود این مطلب را شنید و گفت: قسم به خدا، من الآن حركت مى‌كنم تا بروم در نزد پیغمبر و بگویم: فلان شخص درباره شما چنین گفت. و آمد نزد پیغمبر و گفت: فلان شخص چنین گفته است. پیامبر بشدّت عصبانى و ناراحت و برافروخته شدند؛ و فرمودند: اى خدا چه كنم؟! قسم به خدا برادرم موسى از این أذیت‌ها مى‌كشید و در مقابل كلام قوم خود صبر مى‌كرد، اگر من عدالت نكنم پس چه كسى عدالت مى‌كند؟!

  •  حال آن شخص دوست دارد كه حكم پیغمبر لَهِ او باشد، صد یا هزار شتر از این غنائم به او بدهند، ولى پیغمبر نمى‌دهد، و از روى مصلحتى كه خود در نظر دارد قسمت مى‌كند (البتّه نه آن مقدارى كه باید یكسان بین همه تقسیم بشود، بلكه آن مقدارى كه سهمیه خمس از غنائم است و اختیارش با پیغمبر است)، در این صورت كه به مردم نمى‌رسد ناراحت مى‌شوند.

  •  اینها إیمان نمى‌آورند و به حقیقت إیمان نمى‌رسند، مگر اینكه در تمام مرافعات و مشاجرات خود نزد تو آیند و تو را حَكَم قرار بدهند، نه غیر تو را؛ و هنگامى كه در میان آنان حكم كردى، آنها با كمال آرامش دل و سكینه خاطر، بدون هیچ دغدغه و گرفتگى در سینه هایشان، از نزد تو مراجعت كنند. آن وقت اینها مؤمن هستند.

  •  در اینجا خداوند تبارك و تعالى، نفس پیغمبر را مركز حكم قرار داده كه همه مردم باید به دور پیغمبر بگردند؛ محور مشاجرات و مخاصماتشان باید