
ولایت فقیه در حکومت اسلام ج1
جلد اول از مجموعۀ «ولایت فقیه در حکومت اسلام» از آثار برجستۀ حضرت علامه آیةالله حاج سید محمدحسین حسینی طهرانی قدّس سرّه بوده که پیرامون «حقیقت مسئلۀ ولایت و برخی فروع آن» با بیانی سلیس و شواهدی متقن، به رشتۀ تحریر درآمده است. اهمّ مطالب مندرج در این مجلّد: • معنای لغوی و اصطلاحی ولایت • تحلیل و تفسیر ولایت امام معصوم علیهالسلام • آیات و روایاتی که دلالت بر ولایت امام معصوم دارد • اتحاد ولایت امام معصوم با ولایت خدا • ائمه علیهمالسلام کیفیت اجتهاد را به شاگردان خود تعلیم میفرمودند • تبیین و توجیه برخی دستورات ائمه که در ظاهر، خلاف است • تحقیقی دربارۀ اوامر امتحانی • بحث و تحقیق دربارۀ سند و دلالتِ روایت مقبولۀ عمربنحنظله • جعل احکام بر اساس قضایای حقیقیه است، نه خارجیه • بحث پیرامونِ حجّیّت خبر ضعیف، محفوف به قرائن خارجیه
ولایت فقیه در حکومت اسلام ج1
57این طرف معادله مىگوئیم: أفَمَن یهْدِى إلَى الْحَقِّ وَ یهْتَدِى بِدُونِ أنْ یهْدى یعنى هدایتش بغیر نباشد؛ بلكه خودش هدایت یافته است به هدایت ذاتىّ؛ این فرد أَحَقُّ أَنْ يُتَّبَعَ، سزاوارتر است كه إنسان از او پیروى كند؟!
در آن طرف معادله هم مىگوئیم: أمَّن لَّا یهْدِى إلَى الْحَقِّ و لَا یهِدِّى إلَّا أنْ یهْدَى؛ یا آن كسى كه هدایت به حقّ نمىكند؛ و خودش هدایت نیافته است مگر بواسطه غیر، یعنى: کانَتْ هِدَایتُهُ بِالْغَیرِ؟
نتیجه این معادله اینست: هر كسى كه هدایتش غیریه باشد، لَا یمْکنُ أنْ یهْدِىَ إلَى الْحَقِ؛ او نمىتواند به متن حقّ هدایت كند. آن كسانى كه به متن حقّ هدایت مىكنند، باید هدایتشان ذاتىّ و نفسىّ باشد. و كسى كه هدایتِ به حقّ مىكند، همان است كه هدایتش ذاتىّ و إلهى است.
و این همان معنى علم حضورى است كه فعلیت دارد، و براى هر كسى كه پیدا شود، علم فعلى است. و خداوند بواسطه این علم حضورىّ كه به او داده است، او را از جمیع خطایا و زَلَل مصون داشته است. و ظهور آیه در این معنى، با این دقتّى كه عرض شد، بسیار واضح و روشن است. و من زمانى با یكى از آقایان مشهد درباره این آیه صحبت مىكردم؛ ایشان مىگفت: آقا، جنابعالى چه مىگوئید! این آیه معنیش ظاهر است دیگر! یعنى: آن كسى كه هدایتِ به حقّ مىكند، بهتر است إنسان از او متابعَت كند، یا آنكه هدایت نمىكند؟ چطور شما از این استفاده عصمت مىكنید؟!
بنده به او عرض كردم: بلى! اگر در طرفِ دیگر آیه، أمَّن لَّا یهِدِى آمده بود، و مىفرمود: أفَمَن یهْدِى إلَى الْحَقِّ أحَقُّ أن یتَّبَعَ أمَّن لَّا یهْدِى، و نفى و اثبات بود، مطلب شما تمام بود. و لیكن قرآن عبارات و كلماتش، هر «واو» و «فاءَ» ش، معنى دارد، بجاى لَا یهْدِى، لَا یهِدِّى قرار داده است، و براى اینكه بیان كند: یهِدِّى هدایت ذاتى نیست، إِلَّا أَن یهْدَى آورده است.
