
ولایت فقیه در حکومت اسلام ج1
جلد اول از مجموعۀ «ولایت فقیه در حکومت اسلام» از آثار برجستۀ حضرت علامه آیةالله حاج سید محمدحسین حسینی طهرانی قدّس سرّه بوده که پیرامون «حقیقت مسئلۀ ولایت و برخی فروع آن» با بیانی سلیس و شواهدی متقن، به رشتۀ تحریر درآمده است. اهمّ مطالب مندرج در این مجلّد: • معنای لغوی و اصطلاحی ولایت • تحلیل و تفسیر ولایت امام معصوم علیهالسلام • آیات و روایاتی که دلالت بر ولایت امام معصوم دارد • اتحاد ولایت امام معصوم با ولایت خدا • ائمه علیهمالسلام کیفیت اجتهاد را به شاگردان خود تعلیم میفرمودند • تبیین و توجیه برخی دستورات ائمه که در ظاهر، خلاف است • تحقیقی دربارۀ اوامر امتحانی • بحث و تحقیق دربارۀ سند و دلالتِ روایت مقبولۀ عمربنحنظله • جعل احکام بر اساس قضایای حقیقیه است، نه خارجیه • بحث پیرامونِ حجّیّت خبر ضعیف، محفوف به قرائن خارجیه
ولایت فقیه در حکومت اسلام ج1
54أصالت و حقیقت است. در مقابل باطل، كه أصالت و واقعیت ندارد؛ و بر أساس اعتبارات و أوهام و امور سرابیه و وهمیه و خیالیه بنا شده است. حقّ، یعنى آنچه متن واقع است. و علوم حضورى أئمّه علیهم السّلام عین حقّ است، زیرا باطل در آن راه ندارد؛ بخلاف علومى كه إنسان از خارج كسب مىكند كه مَشوب به باطل است، و احتمال خطا و اشتباه در آن مىرود.
فلذا در این آیه مباركه خداوند مىفرماید: إنسان باید از آن كسى كه قلبش متّصل به حقّ و حقیقت است، و أبداً شائبهاى از بطلان و آراء شخصیه و أهواء نفسانیه در آن دخالت ندارد، و خلاصه به هیچ وجه قلبش به باطل گرایش ندارد، تبعیت كند.
بناى استدلالِ این آیاتِ مباركات كه در این سوره شریفه آمده بر این أساس است: استدلالِ بر لزوم تبعیت حقّ؛ چون خدا مىفرماید: قُلِ اللَّهُ يَهْدِي لِلْحَقِّ. «بگو خدا به سوى حقّ دلالت مىكند».
پس از این كه خداوند متعال به مُفاد قبل از این جمله: قُلْ هَلْ مِنْ شُرَكائِكُمْ مَنْ يَهْدِي إِلَى الْحَقِّ، «بگو آیا از میان این شریكانى كه شما براى خدا قرار دادید، یك نفر هست كه بتواند به سوى حقّ دلالت كند؟!» با استفهامِ إنكارى از مشركان إقرار گرفت به اینكه شركائى كه آنها براى خدا قرار دادهاند، نمىتوانند إنسان را به حقّ هدایت كنند، بلا فاصله جواب فرمود: قُلِ اللَّهُ يَهْدِي لِلْحَقِ. و بدیهى است مقام، مقامى است كه باید فوراً جواب این سؤال داده شده، در انتظارِ پاسخگوئى مخاطب قرار نگرفت؛ لذا فوراً بدین صورت پاسخ فرمود: «بگو فقط خداوند است كه هدایت به حقّ مىنماید.» سپس مىفرماید: أَ فَمَنْ يَهْدِي إِلَى الْحَقِّ أَحَقُّ أَنْ يُتَّبَعَ أَمَّنْ لا يَهِدِّي إِلَّا أَنْ يُهْدى.
در اینجا مىبینیم كه بر این مبناى متابعت از حقّ، خداوند یك معادلهاى قرار داده بین قَوْلِهِ: أَ فَمَنْ يَهْدِي إِلَى الْحَقِ و قَوْلِهِ: أَمَّنْ لا يَهِدِّي إِلَّا أَنْ يُهْدى.
استفهام باید دو طرف داشته باشد ـ زیرا پیوسته استفهام بین نفى و إثبات
