
ولایت فقیه در حکومت اسلام ج1
جلد اول از مجموعۀ «ولایت فقیه در حکومت اسلام» از آثار برجستۀ حضرت علامه آیةالله حاج سید محمدحسین حسینی طهرانی قدّس سرّه بوده که پیرامون «حقیقت مسئلۀ ولایت و برخی فروع آن» با بیانی سلیس و شواهدی متقن، به رشتۀ تحریر درآمده است. اهمّ مطالب مندرج در این مجلّد: • معنای لغوی و اصطلاحی ولایت • تحلیل و تفسیر ولایت امام معصوم علیهالسلام • آیات و روایاتی که دلالت بر ولایت امام معصوم دارد • اتحاد ولایت امام معصوم با ولایت خدا • ائمه علیهمالسلام کیفیت اجتهاد را به شاگردان خود تعلیم میفرمودند • تبیین و توجیه برخی دستورات ائمه که در ظاهر، خلاف است • تحقیقی دربارۀ اوامر امتحانی • بحث و تحقیق دربارۀ سند و دلالتِ روایت مقبولۀ عمربنحنظله • جعل احکام بر اساس قضایای حقیقیه است، نه خارجیه • بحث پیرامونِ حجّیّت خبر ضعیف، محفوف به قرائن خارجیه
ولایت فقیه در حکومت اسلام ج1
45یكى از أفرادِ طرفِ نزاع هستند، و دیگر در اینجا معنى ندارد كه بگوئیم: شما به اولى الامر مراجعه كنید؛ و لذا در اینجا نفرموده است: وَ إلَى اولِى الامْرِ مِنکمْ.
این حرف، گفتار بسیار غلط و باطلى است؛ چرا؟ براى اینكه وقتى خداوند در صدر آیه، إطاعت اولى الامر را بعنوان إطلاق واجب مىكند، دیگر معنى ندارد كه بعداً بگوید: اگر شما با اولى الامر در أصل مسأله ولایت هم نزاع كردید به خدا و رسول مراجعه كنید! از طرفى إطاعت اولى الامر را بر گردن مردم بگذارد؛ و از طرفى بگوید: اگر با آنها نزاع كردید، به خدا و رسول مراجعه كنید!
مثل اینكه خدا بگوید: از پیغمبر إطاعت كنید أمّا اگر در یك أمرى با پیغمبر نزاع كردید، این كار را بكنید. یا بگوید: از قرآن إطاعت كنید ـ ﴿أَطِيعُوا اللَّهَ﴾؛ «از كتاب خدا إطاعت كنید.» ـ أمّا اگر در موردى از قرآن إشكال پیدا كردید، مثلًا به تورات مراجعه كنید! این حرف غلط است.
وقتى خدا مىگوید: أَطِيعُوا اللَّهَ وَ أَطِيعُوا الرَّسُولَ وَ أُولِي الْأَمْرِ مِنْكُمْ. و إطاعت اولى الامر را بر ما واجب كرد، سپس بگوید: اگر شما به خودِ أُولوا الامر نزاع كردید چه كنید، دیگر این تفریع، معنى ندارد و غلط است.
علّت عدم إرجاع به أُولوا الامر در تنازع، بواسطه عدم مُشَرِّعیت آنهاست
پس علّت عدم ذكر أُولوا الامر آن نیست كه این عدّه توهّم نمودهاند؛ بلكه همان است كه عرض كردیم: اولى الامر شأنیتى در تشریع أحكام ندارند.
حضرت صادق و حضرت باقر و حضرت رضا و حضرت إمام زمان علیهم السّلام، همه مبینِ أحكامند. شما تا به حال دیدهاید حتّى در یك مسألهاى حضرت صادق علیه السّلام جعل شریعتى بكند؟! در جائى بگوید: نماز ظهر را سه ركعت بخوان؟! و در وقت دیگر بگوید: من أمر مىكنم فلان مُحَرَّم را بجا بیاور؟! یا فلان حلال را ترك كن؟! یا بگوید: من تشریع مىكنم: از این پس دیگر صلاح مردم نیست كه نماز صبح خود را تا طلوع آفتاب بخوانند؛ اگر تا نیم ساعت بعد از آفتاب هم بخوانند إشكال ندارد؛ و أمثال اینها؟! أبداً دیده نشده است. تمام آنها مىگویند: ما بیانگر تشریع رسول الله صلَّى الله علیه و آله
