
ولایت فقیه در حکومت اسلام ج1
جلد اول از مجموعۀ «ولایت فقیه در حکومت اسلام» از آثار برجستۀ حضرت علامه آیةالله حاج سید محمدحسین حسینی طهرانی قدّس سرّه بوده که پیرامون «حقیقت مسئلۀ ولایت و برخی فروع آن» با بیانی سلیس و شواهدی متقن، به رشتۀ تحریر درآمده است. اهمّ مطالب مندرج در این مجلّد: • معنای لغوی و اصطلاحی ولایت • تحلیل و تفسیر ولایت امام معصوم علیهالسلام • آیات و روایاتی که دلالت بر ولایت امام معصوم دارد • اتحاد ولایت امام معصوم با ولایت خدا • ائمه علیهمالسلام کیفیت اجتهاد را به شاگردان خود تعلیم میفرمودند • تبیین و توجیه برخی دستورات ائمه که در ظاهر، خلاف است • تحقیقی دربارۀ اوامر امتحانی • بحث و تحقیق دربارۀ سند و دلالتِ روایت مقبولۀ عمربنحنظله • جعل احکام بر اساس قضایای حقیقیه است، نه خارجیه • بحث پیرامونِ حجّیّت خبر ضعیف، محفوف به قرائن خارجیه
ولایت فقیه در حکومت اسلام ج1
41لشكر؛ زید را عَلَمدار مىكند، دیگرى را در قلب لشكر قرار مىدهد، و أمثال اینها؛ پیغمبر در تمام این خصوصیات واجب الإطاعه است؛ و ما باید از رسول خدا حتّى در این امور إطاعت كنیم؛ و مخالفت، صحیح نمىباشد. این قسم إطاعت از آن حضرت، إطاعت در تشریع نیست، زیرا أحكام ولائیه در دائره تشریع نمىباشد؛ بلكه این أوامر و نواهى از جهت ولایت و إمامتِ رسول الله صلَّى الله علیه و آله و سلَّم بر مردم صادر شده است؛ و إطاعت از آنها واجب مىباشد.
بنابراین مىبینیم كه رسول الله دو جنبه إطاعت دارد: یكى در همان أحكام جزئیه، و یكى هم در این امور ولائیه؛ و این هر دو غیر از إطاعت پروردگار است كه عبارت است از: إطاعت در أحكام كلّیهاى كه در قرآن كریم آمده است. و لذا در این آیه لفظ «أَطِیعُوا» تكرار شده و فرموده: يا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا أَطِيعُوا اللَّهَ وَ أَطِيعُوا الرَّسُولَ. چون إطاعت خداوند غیر از إطاعت رسول است. إطاعت خدا، إطاعت از كتاب یعنى قرآن است؛ و إطاعت از رسول الله در أحكام جزئیه و در امور ولائیه است؛ بدین جهت است كه لفظ «أَطِیعُوا» بر سر رسول هم آمده است؛ و إطاعت رسول را از إطاعت پروردگار جدا كرده است.
سپس مىفرماید: وَ أُولِي الْأَمْرِ مِنْكُمْ. «باید شما از رسول و اولى الامر إطاعت كنید.»
از این بیان بخوبى روشن شد كه: تشریع مختصّ رسول خداست؛ أمّا اولى الامر (والیان امور) مطلقا حقّ تشریع ندارند. تشریع یعنى بیان خصوصیات و جعل أحكام جزئیه؛ و این راجع به شخص رسول الله بوده است؛ و اولى الامر، مُبین آن تشریع رسول الله هستند، و خودشان تشریع نمىكنند.
شرع بوسیله رسول الله به مردم رسیده است، نه بواسطه أُولوا الامر؛ و بواسطه تشریعِ رسول الله شریعت تمام شده است، و ﴿الْيَوْمَ أَكْمَلْتُ لَكُمْ دِينَكُمْ
