
ولایت فقیه در حکومت اسلام ج1
جلد اول از مجموعۀ «ولایت فقیه در حکومت اسلام» از آثار برجستۀ حضرت علامه آیةالله حاج سید محمدحسین حسینی طهرانی قدّس سرّه بوده که پیرامون «حقیقت مسئلۀ ولایت و برخی فروع آن» با بیانی سلیس و شواهدی متقن، به رشتۀ تحریر درآمده است. اهمّ مطالب مندرج در این مجلّد: • معنای لغوی و اصطلاحی ولایت • تحلیل و تفسیر ولایت امام معصوم علیهالسلام • آیات و روایاتی که دلالت بر ولایت امام معصوم دارد • اتحاد ولایت امام معصوم با ولایت خدا • ائمه علیهمالسلام کیفیت اجتهاد را به شاگردان خود تعلیم میفرمودند • تبیین و توجیه برخی دستورات ائمه که در ظاهر، خلاف است • تحقیقی دربارۀ اوامر امتحانی • بحث و تحقیق دربارۀ سند و دلالتِ روایت مقبولۀ عمربنحنظله • جعل احکام بر اساس قضایای حقیقیه است، نه خارجیه • بحث پیرامونِ حجّیّت خبر ضعیف، محفوف به قرائن خارجیه
ولایت فقیه در حکومت اسلام ج1
26مشتقّات آنها كه در معانى مختلفه استعمال مىشوند، بنحو اشتراك لفظى است؛ نه، چنین نیست. بلكه بنحو اشتراك معنوىّ و استعمال لفظ در همان معنىِ واحد است كه بواسطه قرینه مقامیه و یا مقالیه، یك نوع خصوصیت قُرب و نزدیكى از آن معنىِ عامّ در نظر گرفته شده؛ و این گونه استعمال در همه موارد استعمال حقیقت است.
و روى این گفتار هر جا كه لفظ وَلَایت یا وَلِىّ یا مَوْلَى و غیر آنها را یافتیم، و قرینهاى بخصوص نبود كه دلالت بر خصوص یكى از مصادیق آن كند، باید همان معنى كلّى را بدون هیچ قیدى در نظر بگیریم و آنرا مُراد و معنى لفظ بدانیم. مثلًا اگر گفته شد: وَلایت از آنِ خداست، باید گفت: مراد، مَعِیت خداوند با همه موجودات است. و اگر گفته شد: فلان كس به مقام ولایت رسیده است، باید گفت: مراد آن است كه: در مراحل سیر و سلوك و عرفان و شهود إلهىّ، به مرحلهاى رسیده است كه هیچیك از حُجُب نفسانیه بین او و حضرت حقّ وجود ندارد، و تمام شوائب فرعونیت و ربوبیت در وجود او مُضْمَحِلّ گردیده، و به مقام عبودیت مطلقه، و بندگى مَحضه حضرت حق ـ جلَّ و عَلَا ـ نائل گردیده است.
بارى از این بیانى كه نمودیم معلوم مىشود كه: هر جا كه وَلَایت یا وَلىّ استعمال مىشود، یك نوع جنبه اتّحاد و وحدتى بین دو چیز وجود دارد كه بر آن أصل، این لفظ را مىآورند و استعمال میكنند. مثلًا نسبتى كه بین مالك و مملوك است و آن نسبت، آن دو را به هم دوخته و پیوند زده است، باعث مىشود كه به هر یك از آنها وَلِىّگویند. و نسبتى كه بین آقا و غلام اوست، اینچنین است؛ و نسبتى كه بین مُنْعِمْو مُنْعَمٌ عَلَیه (نعمت دهنده و نعمت داده شده) موجود است هر دو را در تحت عنوان خاصّى قرار داده است، لذا به هر یك از آن دو وَلِىّگویند؛ و نسبتى كه بین مُعْتِق و مُعْتَق (آقاى آزاد كننده و بندهآزاد شده) موجود است این عنوان را در پى دارد؛ نسبتى كه بین دو نفر حَلیف
