اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر
افزودن به لیست علاقه مندی

ولایت فقیه در حکومت اسلام ج1

0
فقه واصول
جلد ها

جلد اول از مجموعۀ «ولایت فقیه در حکومت اسلام»  از آثار برجستۀ حضرت علامه آیة‌الله حاج سید محمد‌حسین حسینی طهرانی قدّس سرّه بوده که پیرامون «حقیقت مسئلۀ ولایت و برخی فروع آن» با بیانی سلیس و شواهدی متقن، به رشتۀ تحریر درآمده است.   اهمّ مطالب مندرج در این مجلّد:  • معنای لغوی و اصطلاحی ولایت  • تحلیل و تفسیر ولایت امام معصوم علیه‌السلام   • آیات و روایاتی که دلالت بر ولایت امام معصوم دارد  • اتحاد ولایت امام معصوم با ولایت خدا  • ائمه علیهم‌السلام کیفیت اجتهاد را به شاگردان خود تعلیم می‌‌فرمودند  • تبیین و توجیه برخی دستورات ائمه که در ظاهر، خلاف است  • تحقیقی دربارۀ اوامر امتحانی  • بحث و تحقیق دربارۀ سند و دلالتِ روایت مقبولۀ عمربن‌حنظله   • جعل احکام بر اساس قضایای حقیقیه است، نه خارجیه  • بحث پیرامونِ حجّیّت خبر ضعیف، محفوف به قرائن خارجیه

ولایت فقیه در حکومت اسلام ج1

252
  • استفاده از محضر حضرت آیة الله بروجردىّ رضوانُ الله تعالى علیه به قم بر مى‌گشتم. أمّا دیدم كه ایشان مردى است عالم، با وَزنه، و قوىّ؛ لذا نجف را در دوران تحصیل نهائى، بر قُم انتخاب كردم و تقریرات دروس ایشان را نوشته‌ام. از جمله رساله‌اى از ایشان در بحث اجتهاد و تقلید، كه به تقریر اینجانب موجود است).

  •  ایشان بالمُناسبه در بحث از مسأله تَجَزّى در اجتهاد، به اینجا میرسد كه مى‌فرماید: اینك ما شروع مى‌كنیم در آنچه اجتهاد بر آن متوقّف است و مى‌گوئیم:

  •  گفته‌اند كه اجتهاد بر چند أمر متوقّف است: بر علم لغت و صرف و نحو و علوم ثلاثه (معانى، بیان، بدیع) زیرا كه در این علوم نكاتى است كه مجتهد را تقویت نموده در استنباط أحكام كمك مى‌نماید. سپس مى‌فرماید:

  •  وَاعْلَمْ: أنَّ هَذِهِ الامُورَ مِمَّا لابُدَّ مِنْها، وَ لَابُدَّ لِلْمُتَعَلِّمِ الْمُرِیدِ لِلِاجْتِهادِ أنْ یتَعَلَّمَها حَقَّ التَّعَلُّمِ بِحَیثُ یصِیرُ مُجْتَهِدًا فى هَذِهِ الْعُلومِ؛ وَ لا یکفِى بِقَرآءَةِ کتابِ صَرْفٍ وَ نَحْوٍ. هَذا مُضافًا إلَى مَدْخَلِیةِ هَذِهِ الْعُلومِ لِعِلْمِ الاصولِ أیضًا؛ لِما فِیهِ مِنْ رِوایاتٍ لا یتَّضِحُ الْمُرادُ مِنْها إلَّا بِالتَّعَلُّمِ فِى هَذِهِ الْعُلومِ.

  •  و همچنین شخص مجتهد نیاز به علم تفسیر، و إحاطه به معانى كتاب الله دارد كه اجتهادش بر آن متوقّف است. أمّا اینكه علم تفسیر را از صرف و نحو و لغت جدا قرار دهیم، صحیح نیست؛ بلكه تفسیر عبارت است از: مجموعه علومى كه در كتاب واحد مُنظَّم و مُدوَّن است؛ فَیصِحُّ أنْ یسَمَّى بِدآئرَةِ الْمَعَارِفِ. بلى، لابدّ است كه مجتهد مراجعه كند به روایاتى كه وارد است در معانى آیات، لِلْخُرُوجِ عَنِ التَّفْسِیرِ بِالرَّأْىِ؛ لَکنَّ هَذَا إنَّمَا رُجُوعٌ بِالرِّوَایاتِ، لَا بِکتَابِ اللَه‌. تا میرسد به اینجا كه مى‌فرماید:

  •  وَ أمّا عِلْمُ الرِّجالِ: فَلا فآئدَةَ فِیهِ فِى زَمانِنا هَذا أصْلا؛ لِانَّهُ بَعْدَ کوْنِ الْمَدارِ فى حُجِّیةِ الرِّوایاتِ هُوَ الوُثوقُ بِالرِّوایةِ، قَلَّتْ فائدَةُ الإحاطَةِ بِالاسانِیدِ.