
ولایت فقیه در حکومت اسلام ج1
جلد اول از مجموعۀ «ولایت فقیه در حکومت اسلام» از آثار برجستۀ حضرت علامه آیةالله حاج سید محمدحسین حسینی طهرانی قدّس سرّه بوده که پیرامون «حقیقت مسئلۀ ولایت و برخی فروع آن» با بیانی سلیس و شواهدی متقن، به رشتۀ تحریر درآمده است. اهمّ مطالب مندرج در این مجلّد: • معنای لغوی و اصطلاحی ولایت • تحلیل و تفسیر ولایت امام معصوم علیهالسلام • آیات و روایاتی که دلالت بر ولایت امام معصوم دارد • اتحاد ولایت امام معصوم با ولایت خدا • ائمه علیهمالسلام کیفیت اجتهاد را به شاگردان خود تعلیم میفرمودند • تبیین و توجیه برخی دستورات ائمه که در ظاهر، خلاف است • تحقیقی دربارۀ اوامر امتحانی • بحث و تحقیق دربارۀ سند و دلالتِ روایت مقبولۀ عمربنحنظله • جعل احکام بر اساس قضایای حقیقیه است، نه خارجیه • بحث پیرامونِ حجّیّت خبر ضعیف، محفوف به قرائن خارجیه
ولایت فقیه در حکومت اسلام ج1
240نیست. روایات صحیحه را مىپذیریم، زیرا به آنها وثوق داریم. و چون به روایات موثّقه هم وثوق داریم آنها را نیز مىپذیریم.
پس روایاتِ موثّقه، مثل موثقّه ابن بُكَیر ـ كه همین ابن بُكَیر هم اتّفاقاً از أصحاب إجماع است ـ هم درست شد.
کذَاک عَبْدُ اللَه، منظور همان عَبْدُ الله بن بُكَیراست كه همه به روایاتش عمل مىكنند و باید عمل كرد! و به همین دلیل داوُد بن حصین هم كه موثّق است، چرا به روایت او عمل نكنیم؟ خبر او قابل عمل است. در كتاب «كافى» بنا به روایت «وسآئل الشِّیعة» روایتى را از عبد الله بن بُكَیر درباره حرمت لُبْس أجزاء حیوان حرام گوشت در حال نماز نقل مىكند كه: عبد الله بن بُكیر روایت مىكند از زُراره كه او از حضرت صادق علیه السّلام سؤال میكند از پوشیدن لباس از: وَبَر و شَعْر و جِلدِ حیوان غیر مأكول، و از رَوْث و بَوْل آن. حضرت میفرمایند: کلُّ ذَلِک حَرَامٌ.
این تنها روایتى است كه در این موردِ بخصوص داریم كه مشهور به موثَّقة ابن بُكَیر است. البتّه چند روایت دیگر هم داریم كه بعضى از آنها مرسله و بعضى مرفوعهاند و بعضى هم صحیحهاند؛ أمّا مانند این روایت بیان ندارند؛ و خصوصیات را مفصّل ذكر نكردهاند. و همه علماء به این مُوَثَّقَه عمل مىكنند؛ و مَناط حُجَّیت درباره حرمت لباس از أجزاء غیر مأكول، مثل: جِلْدو وَبَرهمین مُوَثَّقه است1 با اینكه موثّقه است. پس روایتى كه مُوَثَّقة باشد ضعیف نیست.
- در «وسآئل الشّيعة» طبع أمير بهادر، ج ١، ص ٢٦١، أبواب المُصلِّى، باب ٢، حديث ١ آورده است: محمّد بن يعقوب عن علىّ بن إبراهيم عن أبيه عن ابن أبى عُمَير عن ابن بُکير قال: سأَلَ زُرَارَةُ أَبَا عَبْدِ اللهِ عَليهِ السَّلامُ عَنِ الصَّلَوةِ فِى الثَّعَالِبِ وَ الفَنَک* وَ السِّنْجَابِ** وَ غَيْرِهِ مِنَ الْوَبَر.
فَأَخْرَجَ کتَابًا زَعَمَ أَنَّهُ إمْلآءُ رَسُولِ اللهِ صَلَّى اللهُ عَلَيهِ وَ ءَالِهِ: إنَّ الصَّلَوَة فِى وَبَرِ کلِّ شَىْءٍ حَرَامٍ أَکلُهُ، فَالصَّلَوةُ فِى وَبَرِهِ وَ شَعْرِهِ وَ جِلْدِهِ وَ بَوْلِهِ وَ رَوْثِهِ وَ کلِّ شَىْءٍ مِنْهُ فَاسِدٌ*** لَا تُقْبَلُ تِلْک الصَّلَوةُ حَتَّى يُصَلِّىَ فِى غَيْرِهِ مِمَّا أَحَلَّ اللهُ أَکلَه. ثُمَّ قَالَ: يَا زُرَارَةُ! هَذَا عَنْ رَسُولِ اللهِ صَلَّى اللهُ عَلَيهِ وَ ءَالِهِ: فَاحْفَظْ ذَلِک يَا زُرَارَةُ!
فَإنْ کانَ مِمَّا يُؤکلُ لَحْمُهُ فَالصَّلَوةُ فِى وَبَرِهِ وَ بَوْلِهِ وَ شَعْرِهِ وَ رَوْثِهِ وَ أَلْبَانِهِ وَ کلِّ شَىْءٍ مِنْهُ جَآئِزٌ إِذَا عَلِمْتَ أَنَّهُ ذَکىٌّ قَد ذَکاهُ الذِّبْحُ؛ وَ إنْ کانَ غَيْرَ ذَلِک مِمَّا قَدْ نُهِيتَ عَنْ أَکلِهِ وَ حَرُمَ عَلَيْک أَکلُهُ فَالصَّلَوَةُ فِى کلِّ شَىْءٍ مِنْهُ فَاسِدٌ ذَکاهُ الذِّبْحُ أَوْ لَمْ يُذَکهِ.
روايات ديگرى در اين باب آمده است که بعضى مرسله و بعضى مرفوعه و بعضى در خصوص جلد ما لا يؤکل لحمه است و بعضى در وَبَر و بعضى هم إطلاق و يا عموم دارد و ليکن مانند اين موثّقه بطورتفصيل يکايک تمام محرّمات را بيان نکرده است.
مجموعاً هفت روايت ديگر است و هيچکدام مانند موثّقه نمىباشند.
*ـ فَنَک: نوعى است از ثعالب؛ صَغير الجُثّة، ناعِم الوَبَر، رَشيق القِوَام، يَتَميّزُ بِکبَرِ اذُنَيْهِ و بطُول ذَنَبِه.
***ـ سِنجاب: جنسٌ من حَيَواناتٍ لَبونَة، قاضِمَة؛ لها أذْنابٌ طويلَة؛ کثيفة الشَّعْر.
***ـ در «وافى» ج ٧، ص ٤٠١، وَ کلِّ شَىْءٍ مِنْهُ فَاسِدَةٌ آمده؛ و در: وَ کلِّ شَىْءٍ مِنْهُ جَآئِزٌ، جَآئِزَةٌ؛ و در: فِى کلِّ شَىْءٍ مِنْهُ فَاسِدٌ، نسخه «وافى» فَاسِدَةٌ مىباشد.
- در «وسآئل الشّيعة» طبع أمير بهادر، ج ١، ص ٢٦١، أبواب المُصلِّى، باب ٢، حديث ١ آورده است: محمّد بن يعقوب عن علىّ بن إبراهيم عن أبيه عن ابن أبى عُمَير عن ابن بُکير قال: سأَلَ زُرَارَةُ أَبَا عَبْدِ اللهِ عَليهِ السَّلامُ عَنِ الصَّلَوةِ فِى الثَّعَالِبِ وَ الفَنَک* وَ السِّنْجَابِ** وَ غَيْرِهِ مِنَ الْوَبَر.
