
ولایت فقیه در حکومت اسلام ج1
جلد اول از مجموعۀ «ولایت فقیه در حکومت اسلام» از آثار برجستۀ حضرت علامه آیةالله حاج سید محمدحسین حسینی طهرانی قدّس سرّه بوده که پیرامون «حقیقت مسئلۀ ولایت و برخی فروع آن» با بیانی سلیس و شواهدی متقن، به رشتۀ تحریر درآمده است. اهمّ مطالب مندرج در این مجلّد: • معنای لغوی و اصطلاحی ولایت • تحلیل و تفسیر ولایت امام معصوم علیهالسلام • آیات و روایاتی که دلالت بر ولایت امام معصوم دارد • اتحاد ولایت امام معصوم با ولایت خدا • ائمه علیهمالسلام کیفیت اجتهاد را به شاگردان خود تعلیم میفرمودند • تبیین و توجیه برخی دستورات ائمه که در ظاهر، خلاف است • تحقیقی دربارۀ اوامر امتحانی • بحث و تحقیق دربارۀ سند و دلالتِ روایت مقبولۀ عمربنحنظله • جعل احکام بر اساس قضایای حقیقیه است، نه خارجیه • بحث پیرامونِ حجّیّت خبر ضعیف، محفوف به قرائن خارجیه
ولایت فقیه در حکومت اسلام ج1
237حكومت و فتوى) است. و اینك كه ما در صدد بیان حكم حاكم و بیان حكومت شرعیه فقهاء هستیم، با این روایت استدلال بر این معنى مىكنیم.
این از جهت فقه الحدیث؛ و اینك مىپردازیم به بحث از سند و دلالت آن.
سند مقبوله، معتبر است
أمّا از جهت سند: سند این روایت را از كُلَینى و شیخ طوسى بیان كردیم، و «من لا یحضُرهُ الفقیه» هم آنرا مُرسَلًا بیان فرموده است، و عمده آن، سند «كافى» است كه باید روى آن بحث كنیم.
قَالَ فِى «الْمُسْتَنَدِ» بَعْدَ نَقْلِهِ شَطْرًا مِنْ هَذِهِ الرِّوایةِ: وَ تَضْعیفُ هَذِهِ الرِّوایةِ مَعَ انْجِبارِهَا بِمَا مَرَّ حَتَّى اشْتَهَرَتْ بِالْمَقْبُولَةِ غَیرُ جَیدٍ أیضًا، إذْ لَیسَ فِى سَنَدِها مَنْ یتَوَقَّفُ فِى شَأْنِهِ سِوَى دَاوُدِ بنِ الْحُصَینِ وَ وَثَّقَهُ النَّجَاشِىُّ، فَلَوْ ثَبَتَ مَا ذَکرَهُ الشَّیخُ و ابْنُ عُقْدَةٍ مِنْ وَقْفِهِ، فَالرِّوایةُ مُوَثَّقَةٌ لَا ضَعیفَةٌ، وَ عُمَرُ بْنُ حَنْظَلَةَ قَدْ حُکىَ عَنْهُ تَوْثِیقُهُ. هَذا، مَعَ أنَّ فِى السَّنَدِ قَبْلَهُما صَفْوانُ بْنُ یحْیى؛ وَ هُوَ مِمَّنْ نُقِلَ إجْماعُ الْعِصابَةِ عَلَى تَصْحِیحِ مَا یصِحُّ عَنْهُ1.
این عین عبارت خال أعظم ما حاج مولى أحمد نراقىّ، استاد شیخ أنصارى رَحِمَهُ اللَه، در «مُستند الشّیعة» است. و با همین چند جمله مطلب را تمام نموده و حقّ آنرا أدا كرده است. ایشان بعد از اینكه مقدار كمى از این روایت را بیان مىكند، میفرماید: «ضعیف شمردن این روایت، با اینكه ضعف آن مُنجَبر است به شهرت، تا به سرحدّى كه آنرا مقبوله مىنامند، این نیز غیر جید است، و صحیح نیست. زیرا در سند این روایت بجز داوُد بن حُصَینكسى نیست كه إنسان در شأن او توقّف داشته باشد؛ و داوُد بن حصین را هم نجاشى توثیق نموده است. پس اگر آنچه را كه شیخ طوسى، و ابن عُقده گفتهاند كه: او واقفى است، ثابت شود، مع ذَلك روایت موثّقه بوده و ضعیف شمرده
- «مستندالشّيعة» ج، کتاب القضآء و الشّهادات، المسألة الثّالثة، ص، طبع سنگى
