
ولایت فقیه در حکومت اسلام ج1
جلد اول از مجموعۀ «ولایت فقیه در حکومت اسلام» از آثار برجستۀ حضرت علامه آیةالله حاج سید محمدحسین حسینی طهرانی قدّس سرّه بوده که پیرامون «حقیقت مسئلۀ ولایت و برخی فروع آن» با بیانی سلیس و شواهدی متقن، به رشتۀ تحریر درآمده است. اهمّ مطالب مندرج در این مجلّد: • معنای لغوی و اصطلاحی ولایت • تحلیل و تفسیر ولایت امام معصوم علیهالسلام • آیات و روایاتی که دلالت بر ولایت امام معصوم دارد • اتحاد ولایت امام معصوم با ولایت خدا • ائمه علیهمالسلام کیفیت اجتهاد را به شاگردان خود تعلیم میفرمودند • تبیین و توجیه برخی دستورات ائمه که در ظاهر، خلاف است • تحقیقی دربارۀ اوامر امتحانی • بحث و تحقیق دربارۀ سند و دلالتِ روایت مقبولۀ عمربنحنظله • جعل احکام بر اساس قضایای حقیقیه است، نه خارجیه • بحث پیرامونِ حجّیّت خبر ضعیف، محفوف به قرائن خارجیه
ولایت فقیه در حکومت اسلام ج1
235این حكم براى او هست. با اینكه در این مورد سؤال از رجل شده است، شما چگونه به امْرَأة و به همه أفراد سرایت میدهید؟! زیرا كه از «رَجُل» هیچ خصوصیتى نمىفهمید. سائل در اینجا، موضوع را با این لفظ بیان كرده است، نه اینكه خواسته است «رَجُل» را موضوع منحصر براى حمل آن حكم قرار دهد؛ بلكه بیان آن موضوع كلّى را به لفظ «رَجُل» آورده است.
در اینجا هم مطلب همینطور است. عمر بن حنظله سؤال میكند: این دو نفر میخواهند فصل خصومت كنند، چه كار باید بكنند؟! حضرت میفرمایند: به فقیه مراجعه كنند. حضرت نمىخواهد بگوید: در این مورد بخصوص كه خصومت دارند، به فقیه مراجعه كنند؛ بلكه مىفرماید: در امور شرعیتان، أحكامى را كه مىخواهید أخذ كنید، از سلطان جائر أخذ نكنید، از قُضات و حُكّام آنها أخذ نكنید، از ما أخذ كنید، مسأله از این قرار است.
لذا اگر در اینجا عمر بن حنظله سؤال كند: یا بن رسول الله، اگر شخصى خواست مسائل شرعیه و دینى خود را بپرسد و از كسى تقلید كند، آیا حقّ دارد نزد سلطان جائر و حكّام آنها رفته و از ایشان بپرسد؟! حضرت مىفرماید: این چه سؤالى است كه مىكنى؟! مگر نگفتم: إنِّى قَدْ جَعَلْتُهُ عَلَیكُمْ حَاكِمًا؟ أصلًا سؤال بى جا و بى مورد است! بعد از اینكه در مورد أوّل سؤال كرد و حضرت جواب فرمودند: إنِّى قَدْ جَعَلْتُهُ عَلَیكُمْ حَاكِمًا! یعنى در هر یك از اموریكه به او مراجعه مىكنید، خواه دو نفر كه با هم نزاع دارید بروید و حكم را بپرسید، و خواه یك نفرى كه حكمش را نمىداند. زیرا قطعاً فرقى بین دو نفر كه نمیدانند حكمشان چیست و یك نفر، نمىباشد. آن كسى هم كه یك نفر است و نمیداند حكم خود را از كجا بدست بیاورد، نباید نزد سلطان جائر و قُضات آنها برود، بلكه باید نزد آن فقیهى برود كه: رَوَى حَدِیثَنَا وَ نَظَرَ فِى حَلالِنَا وَ حَرامِنَا.
در مورد حفظ أموالِ غُیب و قُصَّر و امورى كه از شؤونات ولایتِ حاكم است (مانند نگهدارى أوقاف و سائر امور ولائى) در اینجا مردم چكار كنند؟ از
