
ولایت فقیه در حکومت اسلام ج1
جلد اول از مجموعۀ «ولایت فقیه در حکومت اسلام» از آثار برجستۀ حضرت علامه آیةالله حاج سید محمدحسین حسینی طهرانی قدّس سرّه بوده که پیرامون «حقیقت مسئلۀ ولایت و برخی فروع آن» با بیانی سلیس و شواهدی متقن، به رشتۀ تحریر درآمده است. اهمّ مطالب مندرج در این مجلّد: • معنای لغوی و اصطلاحی ولایت • تحلیل و تفسیر ولایت امام معصوم علیهالسلام • آیات و روایاتی که دلالت بر ولایت امام معصوم دارد • اتحاد ولایت امام معصوم با ولایت خدا • ائمه علیهمالسلام کیفیت اجتهاد را به شاگردان خود تعلیم میفرمودند • تبیین و توجیه برخی دستورات ائمه که در ظاهر، خلاف است • تحقیقی دربارۀ اوامر امتحانی • بحث و تحقیق دربارۀ سند و دلالتِ روایت مقبولۀ عمربنحنظله • جعل احکام بر اساس قضایای حقیقیه است، نه خارجیه • بحث پیرامونِ حجّیّت خبر ضعیف، محفوف به قرائن خارجیه
ولایت فقیه در حکومت اسلام ج1
233و بطور كلّى در اینجا باید حتماً خصوصیت آن أفرادى كه مورد خطاب حضرت هستند، و نیز خصوصیت حضرت، از جهت تَشَخُّصِ جعفر بن محمّد بودن، إلغاء بشود. این طرف مىشود ولایت، و آنطرف هم میشود طبیعت مُكلَّفین و مُوَلَّى عَلَیهم.
أحكام بر أساس قضایاى حقیقیه جعل مىشوند، نه قضایاى خارجیه
و سرّ مطلب این است كه: أحكام همیشه روى طبایع خارجى قرار میگیرند؛ نه روى أفراد. أحكام همیشه بر أساس قضایاى حقیقیه جعل میشوند؛ نه قضایاى خارجیه.
قضیه خارجیه؛ مثل اینكه گفته شود: زیدٌ قآئمٌ. «زیدٌ قآئمٌ» یك قضیه خارجیه است. یعنى زیدى كه در خارج است، زیدِ مشخّص و معین در خارج، متّصف به وصف قیام و محكوم به قیام است. این قضیه خارجیه است. یا مثلًا: «كوه أبو قُبَیس سه رُبع زمین مكّه را پوشانده است.» این یك قضیه خارجیه است.
أمّا در قضایاى حقیقیه، حكم روى نفس طبیعت میرود، مانند: الْمآء بارِدٌ. طبیعت آب سرد است. این نظر به خارج ندارد كه این آبهائى كه در خارج هستند سردند؛ مىگوید طبیعت آب سرد است و لو اینكه الآن در تمام عالم یك قطره آب هم پیدا نشود، باز هم طبیعت آب سرد است. آب، مطلق است؛ خواه آبهائى كه سابقاً بوده و یا بعداً خواهد بود و یا آبهائى كه الآن وجود دارد. در اینجا حكم، روى طبیعت رفته است. این را مىگویند: قضیه حقیقیه.
الْبَیعُ حَلالٌ «أَحَلَّ اللَهُ الْبَیعَ وَ حَرَّمَ الرِّبَوا»1 یعنى کلَّمَا وُجِدَتْ مُعَامَلَةٌ فِى الْخَارِجِ وَ صَدَقَ عَلَیهَا عُنْوَانُ الْبَیعِ فَهُوَ مَحْکومٌ فِى الشَّرْعِ بِالْحِلِّیةِ، کلُّ مَا صَدَقَ عَلَیهِ عُنْوَانُ الرِّبَا فَهُوَ مَحْکومٌ بِالْحُرْمَةِ.
در اینجا نیز حكم روى طبیعت رفته است.
در حقیقت، قضایاى طبیعیه و حقیقیه به قضایاى شرطیه بر میگردد.
- قسمتى از آيه ٢٧٥، از سوره ٢: البقرة
