
ولایت فقیه در حکومت اسلام ج1
جلد اول از مجموعۀ «ولایت فقیه در حکومت اسلام» از آثار برجستۀ حضرت علامه آیةالله حاج سید محمدحسین حسینی طهرانی قدّس سرّه بوده که پیرامون «حقیقت مسئلۀ ولایت و برخی فروع آن» با بیانی سلیس و شواهدی متقن، به رشتۀ تحریر درآمده است. اهمّ مطالب مندرج در این مجلّد: • معنای لغوی و اصطلاحی ولایت • تحلیل و تفسیر ولایت امام معصوم علیهالسلام • آیات و روایاتی که دلالت بر ولایت امام معصوم دارد • اتحاد ولایت امام معصوم با ولایت خدا • ائمه علیهمالسلام کیفیت اجتهاد را به شاگردان خود تعلیم میفرمودند • تبیین و توجیه برخی دستورات ائمه که در ظاهر، خلاف است • تحقیقی دربارۀ اوامر امتحانی • بحث و تحقیق دربارۀ سند و دلالتِ روایت مقبولۀ عمربنحنظله • جعل احکام بر اساس قضایای حقیقیه است، نه خارجیه • بحث پیرامونِ حجّیّت خبر ضعیف، محفوف به قرائن خارجیه
ولایت فقیه در حکومت اسلام ج1
225بر عهده حكومت إسلام و از وظائف حاكم است كه: در أمر خانه سازى و تطبیق آن با دستورات شرعىّ مراقبت كند، و خانهها را در عین داشتن سكونت و آرامش كامل و حفظ الصّحه و وسائل بهداشتى، طبق أحكام إسلام بنا كند؛ نقشه ساختمانها را طورى بدهد كه: تمام جهات عفّت و عصمت زنان و در عین حال سلامتى مزاج و آسایش فكرى در آن تأمین گردد.
معنى: عُقُولُ النِّساء فِى جَمَالِهِنَّ وَ جَمَالُ الرِّجَالِ فِى عُقُولِهِمْ
أمیر المؤمنین علیه السّلام مىفرماید: عُقُولُ النِّسَآء فِى جَمَالِهِنَّ وَ جَمَالُ الرِّجَالِ فِى عُقُولِهِمْ.
چه فرمایش عجیبى است! مىفرماید: زینت مرد در عقل اوست. هر موجودى یك زینت و جمالى دارد. جمال مرد عقل اوست. هر مردیكه عقلش بیشتر باشد جمالش بیشتر است. أمّا عقل زن در جمال اوست. یعنى زن، هر چه إدراكات خود را، فكر خود را جمع كند باز هم از مرتبه جمال تصاعد نمىكند. فكرش، اندیشهاش، خاطراتش همه در حول و حوش جمال دور میزند؛ فكرش جمال است، صورت است، آداب تجمّلات زندگى و خود آرائى و خودنمائى است. عقل، یعنى إدراكات و اندیشه زن، در این محدوده خلاصه میشود و از این تجاوز نمىكند.
این مرد است و آن زن؛ این زن باید در تحت قَیمومَت، و مُدَبّریت مرد برود و راه كمال را طّى كند و به سعادت برسد. پس در این أمر هم نمىشود با زنها مشورت كرد.
أمّا اگر موردى اتّفاق افتاد ـ من باب مثال ـ كه شما راه را نمیدانید. أصلًا نمیدانید كه وظیفه شما چیست؟ و آیا باید این كار را انجام بدهید یا نه؟ مثل اینكه زندگى بر شما سخت شده است، قرضتان زیاد شده است، و به فكرتان رسیده یا بعضى به شما گفتهاند كه: بیا كارمند فلان بانك، یا مؤسّسه رَبَوىّ بشو! زیرا كه در آنجا پول زیادتر است. و شما هم مىبینید كه واقعاً زندگى برایتان سخت شده است، مىآیید با عیالتان مشورت مىكنید: آیا این كار را بكنم یا
