
ولایت فقیه در حکومت اسلام ج1
جلد اول از مجموعۀ «ولایت فقیه در حکومت اسلام» از آثار برجستۀ حضرت علامه آیةالله حاج سید محمدحسین حسینی طهرانی قدّس سرّه بوده که پیرامون «حقیقت مسئلۀ ولایت و برخی فروع آن» با بیانی سلیس و شواهدی متقن، به رشتۀ تحریر درآمده است. اهمّ مطالب مندرج در این مجلّد: • معنای لغوی و اصطلاحی ولایت • تحلیل و تفسیر ولایت امام معصوم علیهالسلام • آیات و روایاتی که دلالت بر ولایت امام معصوم دارد • اتحاد ولایت امام معصوم با ولایت خدا • ائمه علیهمالسلام کیفیت اجتهاد را به شاگردان خود تعلیم میفرمودند • تبیین و توجیه برخی دستورات ائمه که در ظاهر، خلاف است • تحقیقی دربارۀ اوامر امتحانی • بحث و تحقیق دربارۀ سند و دلالتِ روایت مقبولۀ عمربنحنظله • جعل احکام بر اساس قضایای حقیقیه است، نه خارجیه • بحث پیرامونِ حجّیّت خبر ضعیف، محفوف به قرائن خارجیه
ولایت فقیه در حکومت اسلام ج1
221است. و این فقط از جهت كاشفیت است؛ آنهم در این مرتبه: مرتبه پنجم.
علّت و فلسفه: شَاوِرُوا النِّسَآءَ وَ خَالِفُوهُنَ
ما نظیر این را در أحكام ـ كه از جهت كاشفیت براى ما دستورى دادهاند ـ زیاد داریم. مثلًا رسول أكرم صلّى الله علیه و آله و سلّم درباره زنان مىفرمایند: شَاوِرُوا النِّسَآءَ وَ خَالِفُوهُنَّ فَإنَّ خِلافَهُنَّ بَركَة1 «با زنها مشورت كنید و مخالفت كنید، پس همانا بركت در مخالفت با آنهاست.» یعنى بعد از مشورت، آنچه كه در جواب از آنها شنیدید، با آن مخالفت بكنید؛ هر چه آنها مىگویند خلافش را انجام دهید!
حال معنى این حدیث چیست؟ آیا قول زنها براى فساد و نقصان و تباهى موضوعیت دارد؟ و قول خلافشان عین صلاح و رَشاد است به عنوان موضوع؟ مسلّم این جهت نیست؛ حضرت نمىخواهد بفرماید: هر چه زنها مىگویند خلاف است.
ما وجداناً مىبینیم كه زنان چیزهائى مىگویند كه صحیح و بجا هم هست. فعلیهذا نمىتوانیم بگوئیم: جمله: شَاوِرُوا النِّسَآءَ وَ خَالِفُوهُنَ، موضوعیت دارد، نه؛ این موضوع نیست؛ بلكه این طریقِ براى واقع است و باید خصوص طریق را جستجو كرد؛ به اینكه محلّ مشورت با زنان كجاست؟ در كجا با آنها مشورت كنیم و بعد مخالفت كنیم؟
در بعضى از موارد، خودِ شرع به ما گفته است: با زنان مشورت كرده و طبق رأیشان با آنها رفتار كنید! در امورى كه راجع به آنها و زندگى آنها، و راجع به توسعه نفقه آنهاست، یا مربوط به آسایش و آرامش آنها در خانه است، و یا در مورد كیفیت غذا و طبخ آن، اینها را به عهده خود آنان بگذارید؛ هر چه ایشان میخواهند، سختگیرى نكنید! مِن باب مثال نگوئید: من فلان غذا را میخواهم، و او غذاى دیگر دوست دارد. شما مرد هستید و اینها را به عهده او بگذارید؛ هر چه او میخواهد انجام دهد. این امور را اصولًا به زنها بسپارید!
- «بحار الانوار» ج ١٠٣، باب جوامع أحکام النّسآء (٦٢) ص ٢٦٢، حديث ٢٥
