
ولایت فقیه در حکومت اسلام ج1
جلد اول از مجموعۀ «ولایت فقیه در حکومت اسلام» از آثار برجستۀ حضرت علامه آیةالله حاج سید محمدحسین حسینی طهرانی قدّس سرّه بوده که پیرامون «حقیقت مسئلۀ ولایت و برخی فروع آن» با بیانی سلیس و شواهدی متقن، به رشتۀ تحریر درآمده است. اهمّ مطالب مندرج در این مجلّد: • معنای لغوی و اصطلاحی ولایت • تحلیل و تفسیر ولایت امام معصوم علیهالسلام • آیات و روایاتی که دلالت بر ولایت امام معصوم دارد • اتحاد ولایت امام معصوم با ولایت خدا • ائمه علیهمالسلام کیفیت اجتهاد را به شاگردان خود تعلیم میفرمودند • تبیین و توجیه برخی دستورات ائمه که در ظاهر، خلاف است • تحقیقی دربارۀ اوامر امتحانی • بحث و تحقیق دربارۀ سند و دلالتِ روایت مقبولۀ عمربنحنظله • جعل احکام بر اساس قضایای حقیقیه است، نه خارجیه • بحث پیرامونِ حجّیّت خبر ضعیف، محفوف به قرائن خارجیه
ولایت فقیه در حکومت اسلام ج1
208بر دیگرى از نظر طریقیتِ به متن واقعِ فقاهت، رُجحان داشته باشد. و بعبارت دیگر، وزن دینى یكى بر دیگرى أرجح باشد. و به عبارت سوّم، كتاب خدا و سنّت پیامبر و آراء و منهاج إمامان علیهم السّلام او را مقدّم بدارد.
أرْجحیتِ وزن دینىِ فقیهى بر دیگرى به چه چیز است؟ یا به اینست كه عدالتش بیشتر یا فقهش بهتر و یا صدق در حدیثش بیشتر و یا وَرَعش افزون باشد. هر كدام از اینها باشد، بالاخره آن عالمى كه وزن دینى او من حیث المجموع بر دیگرى راجح باشد، حكم او نافذ است و همین كافى است.
اگر یك نفر مایه دینى و وزن دینى او بیشتر بود حكمش در اینجا حجّت است، وَ لا یلْتَفَتُ إلَى مَا یحْکمُ بِهِ الآخَرُ.
قَالَ: قُلْتُ: فَإنَّهُمَا عَدْلانِ مَرْضِیانِ عِنْدَ أَصْحَابِنَا لَیسَ یتَفَاضَلُ وَاحِدٌ مِنْهُمَا عَلَى صَاحِبِهِ.
«مى گوید: عرض كردم: آن دو فقیه، هر دو عدل هستند؛ و مَرضىّ و پسندیده و إمضاء شده و انتخاب شده در نزد أصحاب ما (إمامیه) مىباشند؛ و هیچكدام از آنها بر دیگرى تفاضل و برترى نداشته، من جمیع الجهات عَلَى السَّویه هستند.»
و این هم خود دلیل است بر همان مطلبى كه عرض شد كه: مراد از أعدَل و أفقَه و أوْرَع همان است كه إجمالًا وزن دینى او بیشتر باشد؛ زیرا اگر خصوص أعدلیت و أفقهیت و أمثالهما منظور بود، در اینجا باید عمر بن حَنظَله سؤال كند كه: إنَّهُمَا عَدْلانِ فَقِیهَانِ صِدِّیقَانِ وَرِعَانِ مَرْضِیانِ و ... و در هر دو نفر تمام این صفات جمع است؛ در حالى كه سؤال نكرد و إجمالًا گفت: اگر هر دو نفر عدل و مَرْضىّ باشند چه باید كرد؟ و از اینجا استفاده مىكنیم كه در أفقه و أعدل و أمثالهما خصوصیت آن معانى ملاحظه نشده است؛ و فقط همان مَزیتى ملحوظ است كه در اینجا به عنوان عَدْلان مَرْضِیانإشاره شده است. و این عنوان حاكى از آن حقیقتى است كه در آن فقیه موجود مىباشد. هر دو فقیه پسندیده و مِنْ
