
ولایت فقیه در حکومت اسلام ج1
جلد اول از مجموعۀ «ولایت فقیه در حکومت اسلام» از آثار برجستۀ حضرت علامه آیةالله حاج سید محمدحسین حسینی طهرانی قدّس سرّه بوده که پیرامون «حقیقت مسئلۀ ولایت و برخی فروع آن» با بیانی سلیس و شواهدی متقن، به رشتۀ تحریر درآمده است. اهمّ مطالب مندرج در این مجلّد: • معنای لغوی و اصطلاحی ولایت • تحلیل و تفسیر ولایت امام معصوم علیهالسلام • آیات و روایاتی که دلالت بر ولایت امام معصوم دارد • اتحاد ولایت امام معصوم با ولایت خدا • ائمه علیهمالسلام کیفیت اجتهاد را به شاگردان خود تعلیم میفرمودند • تبیین و توجیه برخی دستورات ائمه که در ظاهر، خلاف است • تحقیقی دربارۀ اوامر امتحانی • بحث و تحقیق دربارۀ سند و دلالتِ روایت مقبولۀ عمربنحنظله • جعل احکام بر اساس قضایای حقیقیه است، نه خارجیه • بحث پیرامونِ حجّیّت خبر ضعیف، محفوف به قرائن خارجیه
ولایت فقیه در حکومت اسلام ج1
207مُتداعیین نافذ و واجب الإجراء خواهد بود؛ ولى در صورت تعددّ كه هر كدام فردى را كه فقیه و ناظر در حلال و حرام بوده و عارف به أحكام است انتخاب نمایند، باز اگر حكمشان واحد بود، در این صورت نیز مشكلى پیش نمىآید؛ أمّا اگر بین آنها در حكم اختلاف افتاد، و این اختلاف ناشى از اختلاف در حدیثى است كه به آن تمسّك نمودهاند، آنوقت كار به إشكال خواهد كشید. زیرا هر كدام از آنان به طریقى، حدیثى را حجّت دانسته به آن عمل مىنماید؛ در اینجا چاره چیست!؟
میزان أرجحیت، برترى دینى است علماً، فقهاً، عدالةً و وثاقةً
قَالَ: الْحُكْمُ مَا حَكَمَ بِهِ أَعْدَلُهُمَا وَ أَفْقَهُهُمَا وَ أَصْدَقُهُمَا فِى الْحَدِیثِ وَ أَوْرَعُهُمَا؛ وَ لا یلْتَفَتُ إلَى مَا یحْكُمُ بِهِ الآخَرُ.
«حضرت فرمودند: آن حكمى نافذ است كه عادلترین و فقیهترین و صادقترین در حدیث، و با وَرَع ترینِ از این دو نفر بدان حكم نموده است؛ و به حكم دیگرى التفات نباید كرد.»
یعنى در صورت مخالفت حكم دو فقیه در مورد مشخّص، شما ببینید كه: كدامیك از آن دو عدالتشان بهتر، فقهشان قوى تر، صدقشان در حدیث بیشتر، و وَرَع و پاكیزگى و تقوایشان عالیتر است؛ حكم او نافذ است؛ به آن عمل نموده و به حكم دیگرى اعتنا نكنید.
در اینجا حضرت مىفرماید: أَعْدَلُهُمَا وَ أَفْقَهُهُمَا وَ أَصْدَقُهُمَا فِى الْحَدِیثِ وَ أَوْرَعُهُمَا. مناط در أرجَحیت، خصوص أعدَلِیت یا أفقَهِیت یا أصدَقِیت یا أورَعِیت نیست؛ و إلّا ممكن است موجب اختلاف در عنوان رجحان گردد. مثلًا یك نفر أفقه است و دیگرى أعْدل؛ و یكى أصْدق است در حدیث ولى أفْقه نیست، و دیگرى أفقه است ولى أوْرع نیست. و آیا مناط رُجْحان، اجتماع هر چهار صفت مذكور در روایت است؟ یا سه تا، یا دو تا از آنها، و یا یكى هم كفایت مىكند؟ و یا اینكه مطلب غیر از این است؟
مناط در رُجحان را باید در وصفى بیابیم كه بموجب آن، یكى از دو فقیه
