
ولایت فقیه در حکومت اسلام ج1
جلد اول از مجموعۀ «ولایت فقیه در حکومت اسلام» از آثار برجستۀ حضرت علامه آیةالله حاج سید محمدحسین حسینی طهرانی قدّس سرّه بوده که پیرامون «حقیقت مسئلۀ ولایت و برخی فروع آن» با بیانی سلیس و شواهدی متقن، به رشتۀ تحریر درآمده است. اهمّ مطالب مندرج در این مجلّد: • معنای لغوی و اصطلاحی ولایت • تحلیل و تفسیر ولایت امام معصوم علیهالسلام • آیات و روایاتی که دلالت بر ولایت امام معصوم دارد • اتحاد ولایت امام معصوم با ولایت خدا • ائمه علیهمالسلام کیفیت اجتهاد را به شاگردان خود تعلیم میفرمودند • تبیین و توجیه برخی دستورات ائمه که در ظاهر، خلاف است • تحقیقی دربارۀ اوامر امتحانی • بحث و تحقیق دربارۀ سند و دلالتِ روایت مقبولۀ عمربنحنظله • جعل احکام بر اساس قضایای حقیقیه است، نه خارجیه • بحث پیرامونِ حجّیّت خبر ضعیف، محفوف به قرائن خارجیه
ولایت فقیه در حکومت اسلام ج1
205اختصاص به دیگرى دارد؛ حكم در یك مورد، لَه یكى است و علیه دیگرى ـ حكم از این حاكمى كه من او را بر شما جعل كردم، اگر علیه او هم باشد، آن حكم، حكم خداست. اگر مخالفت كند باید بداند كه: به حكم خدا استخفاف كرده است؛ حكم خدا را سبك شمرده است؛ و با این عمل خود، ما را ردّ نموده است؛ و كسیكه ما را ردّ كند خدا را ردّ كرده است؛ و این عمل، همردیف و همطراز شرك به خداست.
زیرا ما از خود، أمر و نهیى نداریم. این جعلى كه من میكنم از نزد خودم، بِما أنِّى أنِّى نیست، بلكه بِما أنِّى خَلیفَةُ رَسولِ اللَه است؛ و رسول الله هم آیتِ عُظماى پروردگار است؛ و حكم او نیز حكم پروردگار است؛ و رسول خدا، ما أهل بیت را به عنوان ثَقَل در مقابل ثقلِ دیگر كه كتاب الله است قرار داده است و حجّیت قول ما و حجّیت كتاب خدا را در ردیف واحد بیان فرموده است. إنِّى تَارِكٌ فِیكُمُ الثَّقَلَینِ، أَلا وَ إنَّهُمَا الْخَلِیفَتَانِ مِنْ بَعْدِى. این كلام دلالت مىكند: همین طور كه كتاب خدا بعد از من حجّت است، و شما تمام أحكام را از كتاب خدا مىگیرید، و وقتى مطلبى به آیهاى از كتاب خدا منتهى شد، حقّ اعتراض و گفتگو ندارید و مطلب تمام مىشود (قرآن معصوم است، كتاب خدا عصمت دارد) أهل بیت من نیز كه بعد از من به عنوان إمامت بر شما آنها را معرّفى كردهام، داراى عصمت هستند! یعنى خطائى در رفتار و گفتار آنان وجود ندارد. قول آنها و گفتارشان مانند كتاب خدا حجّیت دارد. بنابراین كسى كه ما را ردّ كند رسول خدا را ردّ كرده و كتاب خدا را ردّ نموده است؛ علیهذا خود خدا را ردّ كرده است و كسى كه ردّ خدا كند شرك به خدا آورده است.
مطلب بسیار روشن است و حضرت خیلى خوب بیان مىكند و نشان میدهد كه ما از قِبَلِ خود هیچ استقلال و أنانیت و شخصیتى نداریم. آنچه داریم عین شخصیت حقّ و ولایت حقّ و أمر و نهى حقّ و أمر و نهى رسول الله است. و ولایت ما ولایت خداست. پس حكمى كه مىكنیم كه: إنِّى قَدْ جَعَلْتُهُ حَاكِمًا،
