
ولایت فقیه در حکومت اسلام ج1
جلد اول از مجموعۀ «ولایت فقیه در حکومت اسلام» از آثار برجستۀ حضرت علامه آیةالله حاج سید محمدحسین حسینی طهرانی قدّس سرّه بوده که پیرامون «حقیقت مسئلۀ ولایت و برخی فروع آن» با بیانی سلیس و شواهدی متقن، به رشتۀ تحریر درآمده است. اهمّ مطالب مندرج در این مجلّد: • معنای لغوی و اصطلاحی ولایت • تحلیل و تفسیر ولایت امام معصوم علیهالسلام • آیات و روایاتی که دلالت بر ولایت امام معصوم دارد • اتحاد ولایت امام معصوم با ولایت خدا • ائمه علیهمالسلام کیفیت اجتهاد را به شاگردان خود تعلیم میفرمودند • تبیین و توجیه برخی دستورات ائمه که در ظاهر، خلاف است • تحقیقی دربارۀ اوامر امتحانی • بحث و تحقیق دربارۀ سند و دلالتِ روایت مقبولۀ عمربنحنظله • جعل احکام بر اساس قضایای حقیقیه است، نه خارجیه • بحث پیرامونِ حجّیّت خبر ضعیف، محفوف به قرائن خارجیه
ولایت فقیه در حکومت اسلام ج1
203امور خود نباید فقط ملاحظه حقّ خودش را بكند و بس! بلكه باید ملاحظه كند كه: این حقّ را از چه طریقى مىخواهد بدست بیاورد؟ اگر طریق، موجب ذلّت و إهانت او نبود إنسان دنبال مىكند و اگر بر عزّ و شَرَف او نُكسى، ضررى و نقصى إیجاد كرد، إنسان صرف نظر مىكند و باید از طریقى عبور كند كه تمام خصوصیات سُلوكیه ملاحظه بشود.
حضرت مىفرماید: اگرچه حقّش هم ثابت است و حقّ خود را میگیرد، أمّا از طریق ممنوع، ممنوع است. از طریق رجوع به سلطان جائر و قُضاتِ از قِبَلِ او ممنوع است. و این مَفسَده، أقوى است از مصلحت حاصله.
قُلْتُ: کیفَ یصْنَعَانِ؟! عمر بن حنظلَه مىگوید: عرض كردم: در این صورت چكار كنند؟ نزاع دارند و نمىشود نزاعشان همینطور تا روز قیامت بماند! شما كه سلوك آن طریق را مىبندید و مىگوئید: نباید به سلطان جائر مراجعه كنند، بنابراین راه خلاصى از این مَخمَصه چیست!؟
مُفاد: إنِّى قَدْ جَعَلْتُهُ عَلَیكُمْ حَاكِمًا
قَالَ: انْظُرُوا إلَى مَنْ كَانَ مِنْكُمْ قَدْ رَوَى حَدِیثَنَا وَ نَظَرَ فِى حَلالِنَا وَ حَرَامِنَا، وَ عَرَفَ أَحْكَامَنَا، فَارْضَوْا بِهِ حَكَمًا فَإنِّى قَدْ جَعَلْتُهُ عَلَیكُمْ حَاكِمًا، فَإذَا حَكَمَ بِحُكْمِنَا فَلَمْ یقْبَلْهُ مِنْهُ، فَإنَّمَا بِحُكْمِ اللَهِ قَدِ اسْتَخَفَّ، وَ عَلَینَا رَدَّ، وَ الرَّادُّ عَلَینَا الرَّادُّ عَلَى اللَهِ؛ وَ هُوَ عَلَى حَدِّ الشِّرْكِ بِاللَهِ.
«حضرت فرمودند: نظر كنید به سوى آن كسیكه در میان شماست و مردى است كه حدیث ما را روایت مىكند، و نظر در حلال و حرام ما مىاندازد، و اطّلاع و عرفان بر أحكام ما دارد؛ او را به عنوان حَكَمِیت براى خود انتخاب كنید، و حكم وى را براى خود إمضاء كنید! زیرا كه من او را براى شما حاكم قرار دادم! پس اگر این مرد حكم كرد به حكم ما، و یكى از متنازعین این حكم را از او قبول نكرد، بداند كه: به حكم خدا استِخفَاف نموده و ما را ردّ كرده است؛ و ردّ كننده بر ما ردّ كننده بر خداست؛ و این در حدِّ شركِ به خداست.
این جواب حضرت است كه میفرماید: حال كه رجوع به طاغوت حرام
