
ولایت فقیه در حکومت اسلام ج1
جلد اول از مجموعۀ «ولایت فقیه در حکومت اسلام» از آثار برجستۀ حضرت علامه آیةالله حاج سید محمدحسین حسینی طهرانی قدّس سرّه بوده که پیرامون «حقیقت مسئلۀ ولایت و برخی فروع آن» با بیانی سلیس و شواهدی متقن، به رشتۀ تحریر درآمده است. اهمّ مطالب مندرج در این مجلّد: • معنای لغوی و اصطلاحی ولایت • تحلیل و تفسیر ولایت امام معصوم علیهالسلام • آیات و روایاتی که دلالت بر ولایت امام معصوم دارد • اتحاد ولایت امام معصوم با ولایت خدا • ائمه علیهمالسلام کیفیت اجتهاد را به شاگردان خود تعلیم میفرمودند • تبیین و توجیه برخی دستورات ائمه که در ظاهر، خلاف است • تحقیقی دربارۀ اوامر امتحانی • بحث و تحقیق دربارۀ سند و دلالتِ روایت مقبولۀ عمربنحنظله • جعل احکام بر اساس قضایای حقیقیه است، نه خارجیه • بحث پیرامونِ حجّیّت خبر ضعیف، محفوف به قرائن خارجیه
ولایت فقیه در حکومت اسلام ج1
20بناءً علیهَذا هر كس كه ولىّ دارد، نیازمند به اوست؛ و چون خداوند غنىّ و بى نیاز است، محال است كه داراى ولىّ باشد؛ و همچنین اگر آن ولىّ هم نیازمند به خدا باشد، در اینجا دور لازم مىآید، و اگر نیازمند نباشد شریك او خواهد بود؛ و هر دو صورت محال است.
از جمله أسماء خداوند تعالى وَلِىّ است؛ یعنى ناصر و متولِّى امور عالم
ابن أثیر جَزَرى در «نهایه» گوید: از جمله أسماء خداوند تعالى وَلِىّ است؛ یعنى ناصر و یارى كننده. و گفته شده است كه: معنى آن متولِّى إداره امور عالم و خلائق است كه بر همه عالم قیام دارد.
و از جمله أسماء خداوند والىاست، و آن به معنى مالك جمیع أشیاء و تصرّف كننده در آنهاست؛ و گویا كه وِلایت إشعار به تدبیر و قدرت و فعل دارد؛ و تا وقتیكه تدبیر و قدرت و فعل با هم مجتمع نباشند اسم والى بر آن إطلاق نمىشود. تا آنكه گوید:
و لفظ مَوْلَىدر حدیث بسیار آمده است؛ و آن اسمى است كه بر جماعت كثیرى گفته مىشود؛ و آن عبارت است از رَبّ (مربّى و صاحب اختیار) و مَالِک (صاحب مِلك) و سَید (آقا و بزرگوار) و مُنْعِم (نعمت بخشنده) و مُعْتِق (آزاد كننده) و نَاصِر (یارى كننده) و مُحِبّ (دوست دارنده) و تَابِع (پیروى كننده) و جَار (همسایه) و ابن عَمّ (پسر عمو) و حَلِیف (هم سوگند) و عَقِید (هم پیمان) و صِهْر (داماد) و عَبْد (غلام و بنده) و مُعْتَقْ (غلام یا كنیز آزاد شده) و مُنْعَمٌ عَلَیهِ (نعمت بخشیده شده)؛ و بسیارى از این معانى در حدیث آمده است، پس لفظ مَوْلَى در هر حدیث، به آن معنى كه آن حدیث اقتضاء دارد نسبت داده میشود. و هر كس كه متصدّى أمرى گردد و یا قیام بر آن كند آن كس مَوْلَىو وَلِىّآن أمر خواهد بود.
اینها مطالبى بود كه از «نهایة» ابن أثیر نقل شد.
زَبیدى در «تاج العروس» مىگوید: وَلِىّ معانى بسیار دارد؛ بعضى از آنها مُحِبّ است، و آن ضدّ دشمن است؛ و آن اسم است از مادّه وَالَاهُ یعنى او را
