
ولایت فقیه در حکومت اسلام ج1
جلد اول از مجموعۀ «ولایت فقیه در حکومت اسلام» از آثار برجستۀ حضرت علامه آیةالله حاج سید محمدحسین حسینی طهرانی قدّس سرّه بوده که پیرامون «حقیقت مسئلۀ ولایت و برخی فروع آن» با بیانی سلیس و شواهدی متقن، به رشتۀ تحریر درآمده است. اهمّ مطالب مندرج در این مجلّد: • معنای لغوی و اصطلاحی ولایت • تحلیل و تفسیر ولایت امام معصوم علیهالسلام • آیات و روایاتی که دلالت بر ولایت امام معصوم دارد • اتحاد ولایت امام معصوم با ولایت خدا • ائمه علیهمالسلام کیفیت اجتهاد را به شاگردان خود تعلیم میفرمودند • تبیین و توجیه برخی دستورات ائمه که در ظاهر، خلاف است • تحقیقی دربارۀ اوامر امتحانی • بحث و تحقیق دربارۀ سند و دلالتِ روایت مقبولۀ عمربنحنظله • جعل احکام بر اساس قضایای حقیقیه است، نه خارجیه • بحث پیرامونِ حجّیّت خبر ضعیف، محفوف به قرائن خارجیه
ولایت فقیه در حکومت اسلام ج1
186مشكلات و جنگها و ناراحتىها تردیدى به خود راه ندهید و تزلزل پیدا نكنید.
در روایت است كه رسول خدا فرمود: شَیبَتْنِى هُودٌ وَ أَخَوَاتُهَا. «سوره هود و أخوات آن كه داراى لفظ «اسْتَقِمْ» است، مرا پیر كرد.» آنقدر لفظ استقامت مهمّ است كه مرا پیر نموده است!
تفسیر آیه: وَ إِذْ أَخَذْنا مِنَ النَّبِيِّينَ مِيثاقَهُمْ وَ مِنْكَ وَ مِنْ نُوحٍ وَ إِبْراهِيمَ وَ مُوسى وَ عِيسَى ابْنِ مَرْيَمَ وَ أَخَذْنا مِنْهُمْ مِيثاقاً غَلِيظاً
وَ إِذْ أَخَذْنا مِنَ النَّبِيِّينَ مِيثاقَهُمْ وَ مِنْكَ وَ مِنْ نُوحٍ وَ إِبْراهِيمَ وَ مُوسى وَ عِيسَى ابْنِ مَرْيَمَ وَ أَخَذْنا مِنْهُمْ مِيثاقاً غَلِيظاً* لِيَسْئَلَ الصَّادِقِينَ عَنْ صِدْقِهِمْ وَ أَعَدَّ لِلْكافِرِينَ عَذاباً أَلِيماً1
«بیاد بیاور آن زمانى را كه ما از پیغمبران میثاق و عهد گرفتیم؛ و در انجام مأموریت به نحو أتمّ، آنها را مورد سؤال و بازخواست قرار دادیم. ـ پیغمبران أفراد عادى نیستند، بلكه مراحلى را طّى كردهاند كه ذرّهاى تخطّى نكنند؛ نه در ظاهر، نه در باطن؛ نه در إدراكات و نه در تخیلات. در تمام مراحل باید بقدرى راست و راستین و صادق باشند كه تا روز قیامت معلّم عالم بشریت باشند. ـ اى پیغمبر! ما از تو و از نوح و إبراهیم و موسى و عیسى بن مریم، میثاق و پیمان و عهد سخت و أكید گرفتیم، تا اینكه خداوند از صِدْقِ صادقین سؤال نموده، مقدار صدقشان معلوم شود كه چه اندازه بوده است! و خداوند، براى كافران عذاب دردناكى مهیا كرده است.»
ما كانَ لِبَشَرٍ أَنْ يُؤْتِيَهُ اللَّهُ الْكِتابَ وَ الْحُكْمَ وَ النُّبُوَّةَ ثُمَّ يَقُولَ لِلنَّاسِ كُونُوا عِباداً لِي مِنْ دُونِ اللَّهِ وَ لكِنْ كُونُوا رَبَّانِيِّينَ بِما كُنْتُمْ تُعَلِّمُونَ الْكِتابَ وَ بِما كُنْتُمْ تَدْرُسُونَ2
«براى هیچ بشرى، این مقام و این شأن و موقعیت نیست كه خداوند به او كتاب و حكم و نبوّت بدهد، آنگاه او به مردم بگوید: شما بیائید بنده من باشید، حرف مرا گوش كنید؛ أبداً اینطور نیست!»
- آيه ٧ و ٨، از سوره ٣٣: الاحزاب
- آيه ٧٩، از سوره ٣: ءَال عمران
