
ولایت فقیه در حکومت اسلام ج1
جلد اول از مجموعۀ «ولایت فقیه در حکومت اسلام» از آثار برجستۀ حضرت علامه آیةالله حاج سید محمدحسین حسینی طهرانی قدّس سرّه بوده که پیرامون «حقیقت مسئلۀ ولایت و برخی فروع آن» با بیانی سلیس و شواهدی متقن، به رشتۀ تحریر درآمده است. اهمّ مطالب مندرج در این مجلّد: • معنای لغوی و اصطلاحی ولایت • تحلیل و تفسیر ولایت امام معصوم علیهالسلام • آیات و روایاتی که دلالت بر ولایت امام معصوم دارد • اتحاد ولایت امام معصوم با ولایت خدا • ائمه علیهمالسلام کیفیت اجتهاد را به شاگردان خود تعلیم میفرمودند • تبیین و توجیه برخی دستورات ائمه که در ظاهر، خلاف است • تحقیقی دربارۀ اوامر امتحانی • بحث و تحقیق دربارۀ سند و دلالتِ روایت مقبولۀ عمربنحنظله • جعل احکام بر اساس قضایای حقیقیه است، نه خارجیه • بحث پیرامونِ حجّیّت خبر ضعیف، محفوف به قرائن خارجیه
ولایت فقیه در حکومت اسلام ج1
185بعضى مىگفتند: من كسالت دارم و نمىتوانم با شما بیایم. یا رسول الله! به من إجازه بده كه در مدینه بمانم. دیگرى مىآمد و به بهانهاى دیگر، مفصّل با آن حضرت گفتگو مىكرد. مقدّمه، مؤخّره و چنین و چنان، كه أصلًا طاقت ندارم؛ ضعف بدنِ من مانع از شركت است. من چطور مىتوانم این راه دور را طىّ كنم؟! و خلاصه، بعضى از همان منافقین معروف كه البتّه أفرادشان هم خیلى زیاد نبود، و لیكن عدّه مُعْتَنابِهى بودند، اینها آمدند و إذن گرفتند كه نیایند، و پیغمبر هم با إشاره سر خود، آنها را مرخّص مىفرمود. آیه نازل شد:
عَفَا اللَّهُ عَنْكَ لِمَ أَذِنْتَ لَهُمْ «خدا از تو گذشت؛ اى پیغمبر، چرا به آنها إذن دادى كه نیایند؟!» حَتَّى يَتَبَيَّنَ لَكَ الَّذِينَ صَدَقُوا وَ تَعْلَمَ الْكاذِبِينَ. «باید به آنها أمر كنى بیایند، تا آن كسانى كه صادق و راست و راستین هستند، از كاذبین جدا بشوند.»
حالتِ خجلت و شرم و بزرگوارى و سعه صدر پیغمبر را ببینید! در حالى كه میخواهد براى جنگ تبوك حركت كند، جنگى كه تمام مسؤولیتش بعهده خود حضرت است، شخصى مىآید و تقاضا مىكند كه به من إجازه بده من كِسالت دارم، عذر دارم! اگر پیغمبر بگوید: من إجازه نمىدهم. او مىگوید: این مرد چقدر سنگدل و بى رحم است. همه را به جنگ مىبرد، و حتّى من كه مریضم، از او إجازه خواستم كه در مدینه بمانم، به من هم إجازه نمىدهد.
و از طرفى همین كه به چند نفر إجازه میدهد، این خطاب عجیب، مىرسد: عَفَا اللَّهُ عَنْكَ لِمَ أَذِنْتَ لَهُمْ. چرا إجازه دادى؟
فَاسْتَقِمْ كَما أُمِرْتَ وَ مَنْ تابَ مَعَكَ وَ لا تَطْغَوْا إِنَّهُ بِما تَعْمَلُونَ بَصِيرٌ1.
«اى پیغمبر! استقامت كن همانطور كه بدان أمر شدهاى، و آن كسانى هم كه با تو، توبه كردهاند بایستى استقامت و پایدارى و پافشارى كنند، و نباید طغیان كنید؛ زیرا كه حقّاً خداوند به كارهاى شما بصیر است.» و در شدائد و
- آيه ١١٢، از سوره ١١: هود
