
ولایت فقیه در حکومت اسلام ج1
جلد اول از مجموعۀ «ولایت فقیه در حکومت اسلام» از آثار برجستۀ حضرت علامه آیةالله حاج سید محمدحسین حسینی طهرانی قدّس سرّه بوده که پیرامون «حقیقت مسئلۀ ولایت و برخی فروع آن» با بیانی سلیس و شواهدی متقن، به رشتۀ تحریر درآمده است. اهمّ مطالب مندرج در این مجلّد: • معنای لغوی و اصطلاحی ولایت • تحلیل و تفسیر ولایت امام معصوم علیهالسلام • آیات و روایاتی که دلالت بر ولایت امام معصوم دارد • اتحاد ولایت امام معصوم با ولایت خدا • ائمه علیهمالسلام کیفیت اجتهاد را به شاگردان خود تعلیم میفرمودند • تبیین و توجیه برخی دستورات ائمه که در ظاهر، خلاف است • تحقیقی دربارۀ اوامر امتحانی • بحث و تحقیق دربارۀ سند و دلالتِ روایت مقبولۀ عمربنحنظله • جعل احکام بر اساس قضایای حقیقیه است، نه خارجیه • بحث پیرامونِ حجّیّت خبر ضعیف، محفوف به قرائن خارجیه
ولایت فقیه در حکومت اسلام ج1
181رام علیه شما از مكّه خارج شدهاند. چه میگوئید؟ آیا عِیر و قافله تجارتى آنها را بیشتر دوست دارید، یا بسیج عمومىّ را براى جنگ و كشتار؟»
گفتند: بَلِ الْعِیرُ أَحَبُّ إلَینَا مِنْ لِقَآء الْعَدُوِّ. «بلكه قافله براى ما محبوبتر است از دیدار و برخورد با دشمن.»
و بعضى چون دیدند كه رسول خدا صلّى الله علیه و آله إصرار بر قتال و كشتار با دشمن دارد، گفتند: هَلَّا ذَکرْتَ لَنَا الْقِتَالَ لِنَتَأَهَّبَ لَهُ؟! إنَّا خَرَجْنَا لِلْعِیرِ لَا لِلْقِتَالِ!
«چرا قبلًا براى ما نامى از جنگ نبُردى تا ما خود را آماده سازیم؟! ما براى ربودن قافله از منازل خود بیرون آمدهایم، نه از براى جنگ!»
در اینحال رنگ چهره رسول خدا دگرگون شد؛ و خداوند تعالى این آیه را فرستاد:
كَما أَخْرَجَكَ رَبُّكَ مِنْ بَيْتِكَ بِالْحَقِّ وَ إِنَّ فَرِيقاً مِنَ الْمُؤْمِنِينَ لَكارِهُونَ* يُجادِلُونَكَ فِي الْحَقِّ بَعْدَ ما تَبَيَّنَ كَأَنَّما يُساقُونَ إِلَى الْمَوْتِ وَ هُمْ يَنْظُرُونَ1
«همانطور كه پروردگارت تو را از خانهات به حقّ بیرون آورد در حالیكه جماعتى از مؤمنین إكراه داشتند؛ با تو مجادله و گفتگو و ردّ و بدل میكنند در حقّ، پس از آنكه حقّ آشكارا و هویدا شده است. گویا ایشان را بسوى مرگ مىكشانند؛ و ایشان در نظاره مرگ مىباشند.»
و چون خداوند عزّ و جلّ خواست آنان را قانع كند به اینكه پیغمبرش صلّى الله علیه و آله در إصرارش به جنگ و كشتار معذور است، و او اعتنائى به قافله و صاحبان قافله ندارد، چنین گفت: ما كانَ لِنَبِيٍّ أَنْ يَكُونَ لَهُ أَسْرى حَتَّى يُثْخِنَ فِي الْأَرْضِ.
بنابراین، پیامبر شما كسى است كه أسیرانى براى خود نمىگیرد تا اینكه زمین را از خون مشركین غلیظ گرداند بر طبق سنّت أنبیاى گذشته كه آنها نیز
- آيه ٥ و ٦ از سوره ٨: الانفال
