
ولایت فقیه در حکومت اسلام ج1
جلد اول از مجموعۀ «ولایت فقیه در حکومت اسلام» از آثار برجستۀ حضرت علامه آیةالله حاج سید محمدحسین حسینی طهرانی قدّس سرّه بوده که پیرامون «حقیقت مسئلۀ ولایت و برخی فروع آن» با بیانی سلیس و شواهدی متقن، به رشتۀ تحریر درآمده است. اهمّ مطالب مندرج در این مجلّد: • معنای لغوی و اصطلاحی ولایت • تحلیل و تفسیر ولایت امام معصوم علیهالسلام • آیات و روایاتی که دلالت بر ولایت امام معصوم دارد • اتحاد ولایت امام معصوم با ولایت خدا • ائمه علیهمالسلام کیفیت اجتهاد را به شاگردان خود تعلیم میفرمودند • تبیین و توجیه برخی دستورات ائمه که در ظاهر، خلاف است • تحقیقی دربارۀ اوامر امتحانی • بحث و تحقیق دربارۀ سند و دلالتِ روایت مقبولۀ عمربنحنظله • جعل احکام بر اساس قضایای حقیقیه است، نه خارجیه • بحث پیرامونِ حجّیّت خبر ضعیف، محفوف به قرائن خارجیه
ولایت فقیه در حکومت اسلام ج1
172تا اینكه أیضاً میفرماید: در «مجمع البیان» گوید: و روایت است كه رسول أكرم صلَّى الله علیه و آله از گرفتن فدیه ناخوشایند بود؛ بحدّى كه سعد بن معاذ آثار كراهت را در سیمایش مشاهده كرد و گفت: اى رسول خدا! این أوّلین جنگى است كه ما بر خورد با طائفه مشركین نمودهایم؛ و كثرت كشتار در نزد من محبوبتر است از نگهدارى آن مردان. و عُمر بن خطّاب گفت: اى رسول خدا! این قوم ترا تكذیب نمودند، و إخراج كردند، یكایك آنها را جلو بیاور و گردن بزن! و علىّ را بر عقیل بگمار تا او را گردن زند! و مرا بر فلان بگمار تا گردنش را بزنم؛ بعلّت آنكه اینها پیشوایان و أئمّه كفر مىباشند.
أبو بكر گفت: اى رسول خدا! آنها أهل تو و قوم تو مىباشند. براى آنان ترقّب و انتظارى در نظر بدار؛ و ایشان را باقى بدار؛ و از آنها فدیه بگیر؛ تا ما بدین وسیله علیه كفّار نیرو یابیم!
ابن زید گفت: رسول خدا صلّى الله علیه و آله فرمود: لَو نَزَلَ عَذَابٌ مِن السَّمآء مَا نَجَا مِنْكُمْ أَحَدٌ غَیرُ عُمَرَ وَ سَعْدِبنِ مُعَاذٍ.
تا آنكه میفرماید: عبّاس را نزد رسول خدا آوردند، به او گفته شد: براى رهائى خودت و رهائى دو پسران برادرت فدیه بده! گفت: اى محمّد! تو میخواهى من گدا شوم و در معیشت خود دست بسوى قریش دراز كنم!
رسول خدا صلّى الله علیه و آله فرمود: أَعْطِ مِمَّا خَلَّفْتَ عِنْدَ أُمِّ الْفَضْلِ وَ قُلْتَ لَهَا: إنْ أَصَابَنِى شَىْءٌ فِى وَجْهِى فَأَنْفِقِیهِ عَلَى وُلْدِكِ وَ نَفْسِكِ. «فدیهات را بده از آنچه را كه در نزد امّ الفضل نهادى و به او گفتى: اگر من مورد إصابت قرار گیرم این را در راه فرزندانت و خودت إنفاق كن!»
عبّاس گفت: یا ابْنَ أَخِى مَنْ أَخْبَرَک بِهَذَا؟! «اى پسر برادرم، این داستان را چه كسى بتو گفت؟!»
رسول خدا گفت: أتَانِى بِهِ جَبْرَئِیل. «این مطلب را جبرائیل بمن گفته است.»
