
ولایت فقیه در حکومت اسلام ج1
جلد اول از مجموعۀ «ولایت فقیه در حکومت اسلام» از آثار برجستۀ حضرت علامه آیةالله حاج سید محمدحسین حسینی طهرانی قدّس سرّه بوده که پیرامون «حقیقت مسئلۀ ولایت و برخی فروع آن» با بیانی سلیس و شواهدی متقن، به رشتۀ تحریر درآمده است. اهمّ مطالب مندرج در این مجلّد: • معنای لغوی و اصطلاحی ولایت • تحلیل و تفسیر ولایت امام معصوم علیهالسلام • آیات و روایاتی که دلالت بر ولایت امام معصوم دارد • اتحاد ولایت امام معصوم با ولایت خدا • ائمه علیهمالسلام کیفیت اجتهاد را به شاگردان خود تعلیم میفرمودند • تبیین و توجیه برخی دستورات ائمه که در ظاهر، خلاف است • تحقیقی دربارۀ اوامر امتحانی • بحث و تحقیق دربارۀ سند و دلالتِ روایت مقبولۀ عمربنحنظله • جعل احکام بر اساس قضایای حقیقیه است، نه خارجیه • بحث پیرامونِ حجّیّت خبر ضعیف، محفوف به قرائن خارجیه
ولایت فقیه در حکومت اسلام ج1
157جائى كه به نماز منتهى شود؛ أمّا وقتى ببیند نماز در خارج هست دیگر این أمر براى او قابل إجراء نیست. یعنى نمازِ ظاهرى آن مرد از أمر پیغمبر در نزد او ارزشمندتر است. در حالتى كه نفس این نماز بدستور پیغمبر است.
پیغمبر كه به أبو بكر مىگوید: برو او را بكش؛ یعنى من مىگویم او را بكش، من مىگویم: آن نماز دیگر ارزش ندارد؛ تو مرا و حكم مرا و حكم خدا را رها كرده، به نماز ظاهرى او توجّه مىنمائى؟! و همین عمل را هم عُمر انجام داد. هم أبو بكر و هم عُمر، ایشان به این امور ظاهرى چنگ زده و استمساك كرده، و حقیقت و خود رسول الله را كنار گذاشته بودند.
كما اینكه در تمام مَهالكى كه مىبینیم در زمان رسول خدا تا هنگام رحلت بوقوع پیوست، عمر از خود إظهار سلیقه نموده كلام رسول خدا را نفى مىنمود. و در آن واقعه آخرِ عُمرِ آن حضرت كه رسول خدا فرمود: كاغذ و قلم بیاورید تا براى شما چیزى بنویسم كه گمراه نشوید، عمر إظهار عقیده كرده و گفت: حَسْبُنَا كِتَابُ اللَهِ. كتاب خدا بر ما كافى است. و این بدعتِ شوم، نه تنها موجب بدبختى و انحراف گذشتگان گردید، بلكه همچنان دامنگیر أعقاب آنها بوده و خواهد بود.
تشیع، از زمان فلان گروه، یا فلان پادشاه، یا حتى از زمان رحلت پیغمبر بوجود نیامد؛ بلكه در زمان خود رسول الله بود. تشیع یعنى عمل به نصّ و رفض آرا شخصیه و رفض اجتهاد در مقابل نصّ.
و در مقابل شیعه گروهى دیگر وجود داشت كه در مقابل أمر رسول خدا اجتهاد و إظهار عقیده مىكردند؛ این اجتهاد در مقابل نصّ است. و این دو طَیف، در زمان رسول خدا و پس از آن، همچنان در مقابل هم قرار داشتند. خلفاء و سلاطین هم بواسطه ضدّیتِ با شیعه، گروه مخالف را تقویت و تأیید نموده و شیعه را در أقلِّیت انداختند؛ و به أنواع بلایا، از قتل و تبعید و إسارت و حبس و تعذیب و غارت و هتك ناموس و غیره، آنها را مُستَأصَل نمودند؛ و
