اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر
افزودن به لیست علاقه مندی

ولایت فقیه در حکومت اسلام ج1

0
فقه واصول
جلد ها

جلد اول از مجموعۀ «ولایت فقیه در حکومت اسلام»  از آثار برجستۀ حضرت علامه آیة‌الله حاج سید محمد‌حسین حسینی طهرانی قدّس سرّه بوده که پیرامون «حقیقت مسئلۀ ولایت و برخی فروع آن» با بیانی سلیس و شواهدی متقن، به رشتۀ تحریر درآمده است.   اهمّ مطالب مندرج در این مجلّد:  • معنای لغوی و اصطلاحی ولایت  • تحلیل و تفسیر ولایت امام معصوم علیه‌السلام   • آیات و روایاتی که دلالت بر ولایت امام معصوم دارد  • اتحاد ولایت امام معصوم با ولایت خدا  • ائمه علیهم‌السلام کیفیت اجتهاد را به شاگردان خود تعلیم می‌‌فرمودند  • تبیین و توجیه برخی دستورات ائمه که در ظاهر، خلاف است  • تحقیقی دربارۀ اوامر امتحانی  • بحث و تحقیق دربارۀ سند و دلالتِ روایت مقبولۀ عمربن‌حنظله   • جعل احکام بر اساس قضایای حقیقیه است، نه خارجیه  • بحث پیرامونِ حجّیّت خبر ضعیف، محفوف به قرائن خارجیه

ولایت فقیه در حکومت اسلام ج1

149
  • ...1

  •  پس پیغمبر در مقابل این تهمت عائشه نمى‌تواند ساكت بنشیند. او باید كشف حقیقت كند. كشف حقیقت به چه قسمى متصوّر است؟ آیا مابور را به محكمه حاضر و از او استنطاق كنند واو قَسَم یاد كند؟ در این صورت مى‌گویند: او قسم بیجا خورده است، و از خوف إجراء حدّ بر او، سوگند یاد كرده است. آیا مى‌بایست ماریه را بیاورد و با عائشه روبرو كند؟ این هم كه بجائى منتهى نمى‌شود. طرفین دعوى یعنى عائشه و ماریه هر كدام بر گفتار خود ایستادگى دارند. علاوه، بر فرض اینكه پیامبر به عائشه بگوید: این اتّهام ناشى از توهّم و

    1. [ادامه تعلیقه صفحه قبل] اين، اصول شيعه در عصمت أنبياء، قضيّه بهتان به عائشه را نسبت به مسأله إفْك جِدّاً و أساساً محال ميداند؛ و قواعدشان وقوع چنين أمرى را عقلًا باطل مى‌شمرد. و بر همين أساس فقيه الطّائفه و مرد موثّق إماميّه استاد مقدّس ما: شيخ محمّد طه نجفى أعلى الله مقامه بر فراز منبرِ درس تصريح به وجوب عصمت عائشه در مضمون قضيّه إفك نمود؛ و استدلال خود را بر پايه استقلال حكم عقل بر لزوم نزاهت و پاكى أنبياء از كوچكترين عيب و ننگ، و وجوب طهارت عِرضهايشان از كمترين لكّه زشتى و عار، استوار نمود.
      و عليهذا ما براى برائت عائشه از اين اتّهام، نيازى به دليل خارجى نداريم، و براى او و براى غيراو از زنان پيغمبران و أوصياى پيغمبران، هر گونه نسبتى نظير اين أمر را جائز و روا نمى‌شماريم.
      سيّد بزرگوار و پيشواى مذهب ما، شريف سيّد مرتضى علم الهدى در مجلس 38 از جز دوّم كتاب «أمالى» خود در ردّ كسى كه نسبت زنا و فحشاء به زن نوح داده است با عين اين عبارت جواب ميدهد كه: أنبياء عليهم الصّلوة و السّلام عقلًا واجب است كه از أمثال اينگونه امور منزّه باشند؛ چرا كه أمثال اينها به زشتى و پليدى مى‌كشاند؛ و قدر و منزلت را در هم ميشكند. خداوند تعالى پيغمبران خود را از امورى كه بى أهميّت‌تر و سبك‌تر از اينها هستند- بجهت تعظيمشان و توقير و إكرامشان از هر چه موجب تنفّر قلوب مردم از پذيرش كلام آنهاست- دور نگهداشته است ... تا آخر گفتارش كه دلالت بر وجوب پاكدامنى زن نوح و زن لوط مى‌باشد از فحشاء. و بر اين أصل أصيل مفسّرين و متكلّمين از شيعه و سائر علمائشان إجماع و اتّفاق دارند.
      آرى، ما آنچه را كه از أفعال امّ المؤمنين عائشه انتقاد داريم، خروج اوست از خانه‌اش پس از قول خداوند تعالى: وَ قَرْنَ فِي بُيُوتِكُنَّ، «واجب است بر شما زنان پيغمبر كه در خانه هايتان متمكّن و ثابت باشيد» و سوار شدن بر شتر به جهت جنگ با أمير المؤمنين‌ عليه السّلام است بعد از آنكه رسول خدا صلَّى الله عليه و آله و سلَّم او را از اين عمل بر حذر داشت؛ و حركت اوست به بصره در حاليكه قيادت و رياست جيش عظيمى را بر عهده داشت و به گمان خود طلب خون عثمان ميكرد، در حاليكه خود او بود كه مردم را به جنگِ عليه عثمان برانگيخت؛ و براى كشتن وى تحريض و ترغيب مى‌نمود و راجع به عثمان گفت آنچه را كه گفت.
      ما عائشه را ملامت ميكنيم راجع به كارهائى كه در بصره در روز جمل أصغر با عثمان بن حُنَيف و حكيم بن جَبَلَة نمود؛ و زشت و قبيح مى‌شمريم كارهاى وى را در روز جمل أكبر با أمير المؤمنين عليه السّلام؛ و كارهائى را كه در روز بَغل (سوار قاطر شدن او) چون پنداشت بنى هاشم ميخواهند إمام حسن مجتبى عليه السّلام را نزد جدّش دفن كنند، انجام داد؛ و از او و از مروان بن حكم به ظهور رسيد آنچه رسيد! بلكه عتاب و مؤاخذه ما از عائشه بر سائر أعمالى است كه با أهل بيت عليهم السّلام عموماً انجام داده است.
      أمّا اين مرد ناصبى كذّاب (شيخ نوح حنفىّ) در عداوت با شيعه به حدّى رسيده است كه هيچ مسلمى نرسيده است؛ و در كينه‌توزى و افشاندن بذر دشمنى راهى را پيموده است كه هيچ موحّدى آنرا نپيموده است. زيرا كه إسلام و أهل إسلام را با اين افتراى خود كه بدينگونه به شيعه زده است لكّه دار نموده است. مگر نه آنست كه شيعه نصف مسلمانان جهان هستند؟ اين لكّه و اتّهام به شيعه موجب روشنى و خرّمى چشمان كفّار خواهد شد، و جگر و زَهره موحّدين را خواهد شكافت؛ و ستمى است كه هم بر امّ المؤمنين عائشه و هم بر جميع مسلمين وارد خواهد شد. وَ لَا حَوْلَ وَ لَا قُوَّةَ إلَّا بِاللَهِ الْعَلِىّ الْعَظِيْم‌