
ولایت فقیه در حکومت اسلام ج1
جلد اول از مجموعۀ «ولایت فقیه در حکومت اسلام» از آثار برجستۀ حضرت علامه آیةالله حاج سید محمدحسین حسینی طهرانی قدّس سرّه بوده که پیرامون «حقیقت مسئلۀ ولایت و برخی فروع آن» با بیانی سلیس و شواهدی متقن، به رشتۀ تحریر درآمده است. اهمّ مطالب مندرج در این مجلّد: • معنای لغوی و اصطلاحی ولایت • تحلیل و تفسیر ولایت امام معصوم علیهالسلام • آیات و روایاتی که دلالت بر ولایت امام معصوم دارد • اتحاد ولایت امام معصوم با ولایت خدا • ائمه علیهمالسلام کیفیت اجتهاد را به شاگردان خود تعلیم میفرمودند • تبیین و توجیه برخی دستورات ائمه که در ظاهر، خلاف است • تحقیقی دربارۀ اوامر امتحانی • بحث و تحقیق دربارۀ سند و دلالتِ روایت مقبولۀ عمربنحنظله • جعل احکام بر اساس قضایای حقیقیه است، نه خارجیه • بحث پیرامونِ حجّیّت خبر ضعیف، محفوف به قرائن خارجیه
ولایت فقیه در حکومت اسلام ج1
146در بعضى از روایات هم دیدم كه أمیر المؤمنین علیه السّلام عرض كرد: أَکونُ کالسِّکةِ المُحْمَاةِ؟ من مثل سِكَّة مُحْمَاة (سكّه داغ شده) باشم؟ سِكَّه، به معنى خِیش است. خیش، آهنى است كه به گاوآهن مىبندند و با آن زمین را شخم مىزنند و شیار مىكنند. یعنى من مثل آن آهنى كه به گاوآهن مىبندند و با آن زمین را شخم مىكنند و مىشكافند، بروم و مأموریتم را انجام بدهم؟ یا در همین روایت: کالْمِسْمَارِ الْمُحْمَى، مثل میخ داغ شدهاى كه إنسان در كُرك فرو مىبرد و أثر مىكند، من بدون چون و چرا انجام وظیفه كنم؟! و یا اینكه غیر از این عمل شود وَ الشَّاهِدُ یرَى مَا لَا یرَى الْغآئِبُ؟ حضرت مىفرمایند: نه، این مأموریت را باید اینطور انجام بدهى. این بود أصل مطلب1
حال ما باید روى این قضیه فكر كنیم و ببینیم مطلب از چه قرار است!
این مسأله یك إشكال فقهى دارد و یك إشكال كلامىّ.
أمّا إشکال فقهى، این است كه: رسول خدا صلَّى الله علیه و آله چطور به أمیر المؤمنین علیه السّلام فرمود: برو مَابور را بكش؟! بر أساس چه مسؤولیت و جرم و جنایتى؟ زیرا او جنایتى مرتكب نشده بود تا اینكه استحقاق قتل را داشته باشد.
و أمّا إشکال کلامى، آن است كه: آن شخص أجَبّ بود؛ یعنى واقعاً خواجه مادرزاد بود و رسول خدا صلَّى الله علیه و آله كه عالم به غیب است، و مدّتها نزد ماریه رفت و آمد مىكرده است، چطور ممكن است از این مطلب كه او أجَبّ است و شخص أمینى است، و این تهمتى كه عائشه به او زده است، بیجا مىباشد، بى اطّلاع باشد؟ و او به أمیر المؤمنین علیه السّلام بگوید: شمشیر را بردار و او را به قتل برسان!؟ و این از نظر كلامى إشكال مهمّى
- از جمله مصادرى که داستان تهمت ماريه را ذکر نمودهاند، عبارتند از: «کنز العمّال» ج ٥، طبع بيروت، ص ٤٥٤، حديث ١٣٥٩٣؛ «النّصّ و الاجتهاد» طبع نجف، ص ٣١٦، مورد ٧٦؛ «اسد الغابة» طبع مکتبه إسلاميّه، ج ٥، ص ٥٤٣.
