
ولایت فقیه در حکومت اسلام ج1
جلد اول از مجموعۀ «ولایت فقیه در حکومت اسلام» از آثار برجستۀ حضرت علامه آیةالله حاج سید محمدحسین حسینی طهرانی قدّس سرّه بوده که پیرامون «حقیقت مسئلۀ ولایت و برخی فروع آن» با بیانی سلیس و شواهدی متقن، به رشتۀ تحریر درآمده است. اهمّ مطالب مندرج در این مجلّد: • معنای لغوی و اصطلاحی ولایت • تحلیل و تفسیر ولایت امام معصوم علیهالسلام • آیات و روایاتی که دلالت بر ولایت امام معصوم دارد • اتحاد ولایت امام معصوم با ولایت خدا • ائمه علیهمالسلام کیفیت اجتهاد را به شاگردان خود تعلیم میفرمودند • تبیین و توجیه برخی دستورات ائمه که در ظاهر، خلاف است • تحقیقی دربارۀ اوامر امتحانی • بحث و تحقیق دربارۀ سند و دلالتِ روایت مقبولۀ عمربنحنظله • جعل احکام بر اساس قضایای حقیقیه است، نه خارجیه • بحث پیرامونِ حجّیّت خبر ضعیف، محفوف به قرائن خارجیه
ولایت فقیه در حکومت اسلام ج1
144مى بیند و از نزدیك با قضیه برخورد دارد از غائب مختفى خواهد بود. من بر أساس إدراكات خودم مأموریتّم را انجام بدهم.؟
فَقَالَ: بَلِ الشَّاهِدُ یرَى مَا لَا یرَى الْغَآئِبُ. حضرت فرمودند: بر همین أساس رفتار كن.
خبر أمیر المؤمنین به رسول أكرم صلّى الله علیهما و آلهما و سلّم به برائت مابور از گناه
فَأَقبَلْتُ مُتَوَشِّحاً1 السَّیفَ فَوَجَدْتُهُ عِنْدَهَا؛ فَاخْتَرَطْت2 السَّیفَ؛ فَلَمَّا أَقْبَلْتُ نَحْوَهُ عَرَفَ أَنِّى أُرِیدُهُ؛ فَأَتَى نَخْلَةً فَرَقَى فِیهَا، ثُمَّ رَمَى بِنَفْسِهِ عَلَى قَفَاهُ وَ شَغَرَ3 بِرِجْلَیهِ، فَإذًا هُوَ أَجَبُّ أَمْسَحُ مَا لَهُ مِمَّا لِلرَّجُلِ قَلِیلٌ وَ لَا كَثِیرٌ. فَأَغْمَدْتُ سَیفِى ثُمَّ أَتَیتُ إلَى النَّبِىِّ (صَلَّى اللَهُ عَلَیهِ وَ ءَالِهِ وَ سَلَّمَ) فَأَخْبَرْتُهُ؛ فَقَالَ: الْحَمْدُ لِلَّهِ الَّذِى یصْرِفُ عَنَّا أَهْلَ الْبَیتِ الامْتِحَانَ.
أمیر المؤمنین علیه السّلام مىفرماید: من بند شمشیر را به گردن انداختم و بسوى او رفتم و دیدم آن مرد نزد ماریه است؛ شمشیر را كشیده به او نزدیك شدم؛ در این هنگام او فهمید كه إراده قتلش را دارم؛ بر درخت خرمائى كه در آنجا بود بالا رفته و خود را بر زمین انداخت و پاهایش را بلند كرد كه من او را ببینم؛ من دیدم كه او أجَبّ (یعنى مَمْسُوح) بود و هیچ نداشت: مَا لَهُ مِمَّا لِلرَّجُلِ قَلِیلٌ وَ لَا کثِیرٌ. شمشیر را غلاف كرده و بسوى پیغمبر آمدم و او را خبر دادم. رسول خدا فرمود: حمد اختصاص به خدا دارد كه از ما أهل بیت، امتحان را برداشت. یعنى فتنه را برداشت.
و نیز ابن شهرآشوب4 از ابن بابَوَیه روایت مىكند از حضرت صادق علیه السّلام كه فرمودند: قَالَ أَمِیرُالْمُؤْمِنِینَ عَلَیهِ السَّلامُ فِى ءَاخِرِ احْتِجَاجِهِ عَلَى أَبِى
- تَوَشَّحَ: لَبَسَ الوُشاحَ. تَوَشَّحَ بِالسَّيْفِ: تَقَلَّدَ بِهِ: يعنى شمشير را حمايل کرد.
- اخْتَرَطَ السَّيْفَ: اسْتَلَّهُ: يعنى شمشير کشيد.
- شَغَرَ الکلْبُ: رَفَعَ إحْدَى رِجْلَيهِ وَ بالَ: يعنى سگ يکى از دو پاى خود را بلند نموده و بول کرد.
- «مناقب» طبع مطبعه علميّه قم، ج ٢، ص ٢٢٥
