
ولایت فقیه در حکومت اسلام ج1
جلد اول از مجموعۀ «ولایت فقیه در حکومت اسلام» از آثار برجستۀ حضرت علامه آیةالله حاج سید محمدحسین حسینی طهرانی قدّس سرّه بوده که پیرامون «حقیقت مسئلۀ ولایت و برخی فروع آن» با بیانی سلیس و شواهدی متقن، به رشتۀ تحریر درآمده است. اهمّ مطالب مندرج در این مجلّد: • معنای لغوی و اصطلاحی ولایت • تحلیل و تفسیر ولایت امام معصوم علیهالسلام • آیات و روایاتی که دلالت بر ولایت امام معصوم دارد • اتحاد ولایت امام معصوم با ولایت خدا • ائمه علیهمالسلام کیفیت اجتهاد را به شاگردان خود تعلیم میفرمودند • تبیین و توجیه برخی دستورات ائمه که در ظاهر، خلاف است • تحقیقی دربارۀ اوامر امتحانی • بحث و تحقیق دربارۀ سند و دلالتِ روایت مقبولۀ عمربنحنظله • جعل احکام بر اساس قضایای حقیقیه است، نه خارجیه • بحث پیرامونِ حجّیّت خبر ضعیف، محفوف به قرائن خارجیه
ولایت فقیه در حکومت اسلام ج1
143وقتى كه أمیر المؤمنین علیه السّلام به آنجا رفتند، و او دید أمیر المؤمنین از دور بسوى او مىآیند و قصد قتل او را دارند، خود را عریان كرد تا اینكه به علىّ علیه السّلام نشان دهد كه او أجَبّ است؛ و أصلًا هیچ ندارد. لَا شَىْءَ مَعَهُ مِمَّا یکونُ مَعَ الرِّجَالِ. از آلت رجولیت در او هیچ نیست. أمیر المؤمنین علیه السّلام از این كار دست برداشتند.
و همچنین ابن شهرآشوب1 از أبو نُعَیم إصفهانى در «حلیة الاولیآء» در خبرى با إسناد خود از محمّد بن إسحق مىگوید: إنَّهُ کانَ ابْنُ عَمٍّ لَهَا یزُورُهَا فَأَنْفَذَ عَلِیا لِیقْتُلَهُ.
ماریه پسر عموئى داشت كه بعضى أوقات به ملاقات او مىرفت. رسول خدا، صلَّى الله علیه و آله و سلَّم، علىّ را فرستاد تا اینكه او را بكشد. قَالَ: فَقُلْتُ: یا رَسُولَ اللَهِ! أَكُونُ فِى أَمْرِكَ إذَا أَرْسَلْتَنِى كَالسَّبَكَة2 الْمُحْمَاةِ؟! ـ وَ فِى رِوَایةٍ: كَالْمِسْمَارِ الْمُحْمَى فِى الْوَبَرِ ـ وَ لَا یثْنِینِى شَىْءٌ حَتَّى أَمْضِىَ لِمَا أَرْسَلْتَنِى بِهِ؟! وَ الشَّاهِدُ یرَى مَا لَا یرَى الْغَآئِبُ!
أمیر المؤمنین علیه السّلام عرض كردند: یا رسولَ الله! در این مأموریتى كه به من محوَّل نمودهاید چگونه باشم؟ آیا مثل آهن گداخته كه با آن زمین را شیار مىكنند بروم و كار را انجام بدهم؟ یا مانند میخ داغ شدهاى كه در كُرك فرو مىرود و كارش را انجام مىدهد؛ بدون تأمّل، فرمان شما را إطاعت كنم؛ و هیچ چیز مرا از آن مقصد برنگرداند؟! یا اینكه این مأموریت را با تحقیق و تفحّص به انجام برسانم؟ وَ الشَّاهِدُ یرَى مَا لَا یرَى الْغَآئِبُ! در حالیكه آنچه را كه شاهد
- مناقب» طبع مطبعه علميّه قم، ج ٢، ص ٢٢٥
- در معاجم لغت، چنين لغتى را نيافتيم. آرى، لغت سَبِيکة بر وزن شريفه آمده است، و آن عبارت است از: قطعهاى از نقره و مانند آن که آنرا ذوب نمايند و در قالب بريزند و جمع آن سبآئک است. و حقير را گمان چنان است که صحيح لفظ سِکة بوده است. و آن عبارت است از: آهنى که بگاوآهن مىبندند و با آن زمين را شخم ميزنند.
