
ولایت فقیه در حکومت اسلام ج1
جلد اول از مجموعۀ «ولایت فقیه در حکومت اسلام» از آثار برجستۀ حضرت علامه آیةالله حاج سید محمدحسین حسینی طهرانی قدّس سرّه بوده که پیرامون «حقیقت مسئلۀ ولایت و برخی فروع آن» با بیانی سلیس و شواهدی متقن، به رشتۀ تحریر درآمده است. اهمّ مطالب مندرج در این مجلّد: • معنای لغوی و اصطلاحی ولایت • تحلیل و تفسیر ولایت امام معصوم علیهالسلام • آیات و روایاتی که دلالت بر ولایت امام معصوم دارد • اتحاد ولایت امام معصوم با ولایت خدا • ائمه علیهمالسلام کیفیت اجتهاد را به شاگردان خود تعلیم میفرمودند • تبیین و توجیه برخی دستورات ائمه که در ظاهر، خلاف است • تحقیقی دربارۀ اوامر امتحانی • بحث و تحقیق دربارۀ سند و دلالتِ روایت مقبولۀ عمربنحنظله • جعل احکام بر اساس قضایای حقیقیه است، نه خارجیه • بحث پیرامونِ حجّیّت خبر ضعیف، محفوف به قرائن خارجیه
ولایت فقیه در حکومت اسلام ج1
122خاصّ منكشف بشود، آن هم در میان هزار فقره دزدى، یكى اتّفاق نمىافتد. در میان هزار مورد زنا یكى اتّفاق نمىافتد. و همچنین قوانین قصاص و جزا، براى جلوگیرى از آن جنایات است نه براى إتلاف نفوس، و إلّا بسیارى از مردم از این كارها مىكنند؛ و گناه هم دارد و كسى هم خبر ندارد.
اگر بنا بشود از غیر طُرق شرعیه، إنسان گناه كسى را اكتشاف كند، این شرعاً حرام است. و لذا تمام این علوم هم محرّم است؛ تمام علومى كه ممكن است إنسان بواسطه آنها بتواند بواقعیتى برسد و واقعیت هم دارند، ولى شرع آنها را طریق قرار نداده است، حرام است. مَنْیتیزْمو هیپْنوتیزْمرا شرع طریق قرار نداده است؛ ارتباط با جنیان را طریق قرار نداده است؛ راه كَهانت و راه سِحر را بسته است؛ اینها همه علوم محرّم هستند در حالتى كه بعضى از آنها مسلّم بواقع إصابت مىكنند، و در آن حرفى نیست؛ ولى طریق، غلط است.
موسیقى علمى است كه داراى موضوع صحیحى است؛ و بر أساس آن تعلیم خاصّ با آهنگهاى مختلف، أثرهاى خاصّ بر روح إنسان إیجاد مىكند؛ إنسان را به گریه مىاندازد؛ به خنده مىآورد؛ دیوانه مىكند؛ أثرهاى واقعى بر او مُترتّب است؛ ولى شرع، این را برداشته و نفى كرده و حرام نموده است. حال ما نمىتوانیم بگوئیم: چون واقعیت دارد، پس حلال است.
بین حلال و واقعیت فرق بسیار است. خیلى چیزها در خارج واقعیت دارد و لیكن در شرع ممنوع است. شرع مىگوید: باید از این طریق بروى و به واقع برسى. حكم در میان مردم باید از طریق أیمان و بینات باشد. اگر مىخواهى بر كسى ادّعائى كنى، باید شاهد بیاورى؛ و اگر نه، طرف را بیاورى تا او قسم بخورد؛ و اگر او قسم نخورد، قسم به خودت بر مىگردد؛ باید قسم بخورى. و بالاخره فقط از این راه مطلب حلّ مىشود، و راههاى دیگر بسته است؛ با اینكه یقین دارى، و با چشمان خود مشاهده نمودهاى كه دزد به خانهات داخل شده، و أموال تو را برداشته و با خود برده است. آیا یقین از این
