اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر
افزودن به لیست علاقه مندی

ولایت فقیه در حکومت اسلام ج1

0
فقه واصول
جلد ها

جلد اول از مجموعۀ «ولایت فقیه در حکومت اسلام»  از آثار برجستۀ حضرت علامه آیة‌الله حاج سید محمد‌حسین حسینی طهرانی قدّس سرّه بوده که پیرامون «حقیقت مسئلۀ ولایت و برخی فروع آن» با بیانی سلیس و شواهدی متقن، به رشتۀ تحریر درآمده است.   اهمّ مطالب مندرج در این مجلّد:  • معنای لغوی و اصطلاحی ولایت  • تحلیل و تفسیر ولایت امام معصوم علیه‌السلام   • آیات و روایاتی که دلالت بر ولایت امام معصوم دارد  • اتحاد ولایت امام معصوم با ولایت خدا  • ائمه علیهم‌السلام کیفیت اجتهاد را به شاگردان خود تعلیم می‌‌فرمودند  • تبیین و توجیه برخی دستورات ائمه که در ظاهر، خلاف است  • تحقیقی دربارۀ اوامر امتحانی  • بحث و تحقیق دربارۀ سند و دلالتِ روایت مقبولۀ عمربن‌حنظله   • جعل احکام بر اساس قضایای حقیقیه است، نه خارجیه  • بحث پیرامونِ حجّیّت خبر ضعیف، محفوف به قرائن خارجیه

ولایت فقیه در حکومت اسلام ج1

118
  •  و تمام مسائلى كه شیعه با عامّه از آن زمان تا بحال در آنها اختلاف دارند فقط به این یك أصل بر مى‌گردد كه: شیعه متعبّد به نَصّ است؛ ولى آنها از نصّ تجاوز مى‌كنند و مى‌گویند: و لو اینكه در مسأله‌اى نصّ وارد شده، و قرآن است، نصّ است، یا سنّت پیغمبر مسلّماً آمده است، ولى مصلحت نیست ما طبق آن رفتار كنیم؛ بلكه ما هم خودمان فكر داریم؛ ما مى‌بینیم این شخص كه پشت مسجد ایستاده و پیغمبر أمر به كشتن او مى‌كند، مشغول نماز است؛ مسلمان را كه نمى‌شود كشت، نماز خوان را كه نباید كشت! إظهار نظر و اجتهاد در مقابل نصّ مى‌كنند. این مسأله است كه شیعه و سنّى در آن اختلاف دارند.

  •  عیناً مانند داستان حضرت موسى و خضر ـ على نبینا و آله و علیهما السّلام ـ است كه: فَانْطَلَقا حَتَّى إِذا لَقِيا غُلاماً فَقَتَلَهُ قالَ أَ قَتَلْتَ نَفْساً زَكِيَّةً بِغَيْرِ نَفْسٍ لَقَدْ جِئْتَ شَيْئاً نُكْراً1 حضرت موسى با خضر روان شدند تا اینكه به محلّى رسیدند كه أطفال مشغول بازى بودند. در آن حال حضرت خضر یك طفلى را كشتند. حضرت موسى به ایشان اعتراض كردند كه: آیا تو یك نَفْس پاك و بى گناه و جاندارى را بغیر حقّ و بدون تلافى و قصاص كشتى؟! ـ در حالیكه كسى را نكشته بود كه بعنوان قصاص كشتن او جائز باشد ـ تو به چه جهت او را كشتى؟ لَقَدْ جِئْتَ شَيْئاً نُكْراً. تو كار منكرى كردى، كار ناپسندى كردى! ولى حضرت خضر، این عمل را انجام داد؛ و بعد هم مصلحتش را براى حضرت موسى مفصّل بیان نمود.

  •  حال، شاهد ما در این است كه كار حضرت خضر (كشتن آن نوجوان بدون دِیه و بدون قصاص؛ و بدون اینكه قتل نفس محترمه‌اى كرده باشد) بر أساس إدراك و دیدى است كه حضرت خضر نسبت به عواقبِ أمر داشته و براى او روشن بوده است كه این نوجوان اگر بزرگ بشود، پدر و مادرش را كافر و مشرك مى‌كند، و از دین بر مى‌گرداند؛ و باید او را از سر راه بردارد. این إدراك

    1. آيه ٧٤، از سوره ١٨: الکهْف