
ولایت فقیه در حکومت اسلام ج1
جلد اول از مجموعۀ «ولایت فقیه در حکومت اسلام» از آثار برجستۀ حضرت علامه آیةالله حاج سید محمدحسین حسینی طهرانی قدّس سرّه بوده که پیرامون «حقیقت مسئلۀ ولایت و برخی فروع آن» با بیانی سلیس و شواهدی متقن، به رشتۀ تحریر درآمده است. اهمّ مطالب مندرج در این مجلّد: • معنای لغوی و اصطلاحی ولایت • تحلیل و تفسیر ولایت امام معصوم علیهالسلام • آیات و روایاتی که دلالت بر ولایت امام معصوم دارد • اتحاد ولایت امام معصوم با ولایت خدا • ائمه علیهمالسلام کیفیت اجتهاد را به شاگردان خود تعلیم میفرمودند • تبیین و توجیه برخی دستورات ائمه که در ظاهر، خلاف است • تحقیقی دربارۀ اوامر امتحانی • بحث و تحقیق دربارۀ سند و دلالتِ روایت مقبولۀ عمربنحنظله • جعل احکام بر اساس قضایای حقیقیه است، نه خارجیه • بحث پیرامونِ حجّیّت خبر ضعیف، محفوف به قرائن خارجیه
ولایت فقیه در حکومت اسلام ج1
116در نظر بدوىّ خلاف جلوه كند؛ ولى در حقیقت خلاف نیست بلكه در نظر إنسان خلاف جلوه مىنماید؛ زیرا كه این أمر داراى مَدرَك و ملاك شرعى است.
دوّم: براى معصوم ظاهر است چیزى كه براى غیر او پنهان است
مورد دوّم: در آنجائى است كه معصوم عِلم به واقع و حقیقت دارد، كه همه جا دارد؛ و لیكن در اینجا بر أساس آن عِلم، مطلبى را به إنسان مىگوید، در حالتى كه از نقطه نظر إدراكِ إنسان، پى بردنِ به آن حقیقتو واقعیت مشكل است یا اینكه محال است. مثلًا شمشیر بدست إنسان مىدهد و مىگوید: برو فلان كس را بكش! معصوم و پیغمبر و إمام است كه چنین أمرى مىكند؛ و لیكن بنظر إنسان كشتنِ شخص مؤمن جائز نیست؛ أمّا بنظر او كه واقف بر مصالح و مفاسد و عواقب و خصوصیات و مقتضیات و شرائط است، و علم كلّى و سِعى دارد، این أمر عین واقعیت است؛ و لیكن از تحت أفكار ما خارج مىباشد.
پیغمبر صلّى الله علیه و آله و سلَّم در مسجد نشسته بودند؛ و به أبو بكر فرمودند: این شمشیر را بردار و برو پشت مسجد، یك شخصى ایستاده، او را بكش! أبو بكر شمشیر را بدست گرفت و پشت مسجد آمد؛ دید آن شخص در كنارى مشغول نماز است. به نزد پیغمبر برگشت. رسول خدا فرمودند: او را كشتى؟! عرض كرد: نه یا رسول الله، نكشتم! حضرت پرسیدند: چرا نكشتى؟! عرض نمود: چون مشغول نماز بود.
حضرت شمشیر را به عُمَر داده، فرمودند: برو او را بكش! او هم آمد و دید كه آن شخص مشغول نماز است؛ و برگشت. حضرت فرمودند: او را كشتى؟! گفت: نه! حضرت پرسیدند چرا؟! عرض كرد: یا رسول الله مشغول نماز بود.
رسول خدا صبر كردند تا أمیر المؤمنین علیه السّلام آمدند، رو به ایشان كرده و فرمودند: یا علىّ شمشیر را بردار و پشت مسجد برو، آن شخص را بكش! حضرت شمشیر را بدست گرفتند و پشت مسجد آمدند؛ در این موقع آن
