
ولایت فقیه در حکومت اسلام ج1
جلد اول از مجموعۀ «ولایت فقیه در حکومت اسلام» از آثار برجستۀ حضرت علامه آیةالله حاج سید محمدحسین حسینی طهرانی قدّس سرّه بوده که پیرامون «حقیقت مسئلۀ ولایت و برخی فروع آن» با بیانی سلیس و شواهدی متقن، به رشتۀ تحریر درآمده است. اهمّ مطالب مندرج در این مجلّد: • معنای لغوی و اصطلاحی ولایت • تحلیل و تفسیر ولایت امام معصوم علیهالسلام • آیات و روایاتی که دلالت بر ولایت امام معصوم دارد • اتحاد ولایت امام معصوم با ولایت خدا • ائمه علیهمالسلام کیفیت اجتهاد را به شاگردان خود تعلیم میفرمودند • تبیین و توجیه برخی دستورات ائمه که در ظاهر، خلاف است • تحقیقی دربارۀ اوامر امتحانی • بحث و تحقیق دربارۀ سند و دلالتِ روایت مقبولۀ عمربنحنظله • جعل احکام بر اساس قضایای حقیقیه است، نه خارجیه • بحث پیرامونِ حجّیّت خبر ضعیف، محفوف به قرائن خارجیه
ولایت فقیه در حکومت اسلام ج1
109آمدهاند كه انتقام بكشند؛ ولى پیغمبر مىگوید: دست نزنید! بگذارید بگویند. خدا به من گفته است: كسى را كه شهادتین بر زبان جارى مىكند، نكشید، حالا در دلش هر چه مىخواهد باشد؛ من مأمور به باطن نیستم، بلكه مأمور به ظاهرم؛ و از طرف خدا مأمورم كه جنگ كنم تا بگویند: أَشْهَدُ أَنْ لَا إلَهَ إلَّا اللَهُ وَ أَنَّ مُحَمَّدًا رَسُولُ اللَهِ. زمانى كه این شهادت را بر زبان جارى كردند، عَصَمُوا مِنِّى دِمَآئَهُمْ وَ أَمْوَالَهُمْ. دیگر خون و مالشان محفوظ است.
چندین بار پیغمبر این جمله را در مواطن متعدّده فرمودند. این هم قضّیه بسیار عجیب و غریبى است كه باید إنسان را متوجّه و بیدار كند كه این پیغمبر چه قسم بوده و عبودیتش چگونه بوده است، كه كوچكترین تعدّى و تجاوزى را از آن مَمْشائى كه خداوند برایش قرار داده است براى خود جائز نمىشمرد! چون او الآن مىخواهد كار خیر كند؛ خیر این است كه عبد پروردگار باشد؛ و ولایتش را در مجراى ولایت خدا قرار بدهد.
اگر بنا شود از خود إظهار نظر نماید، بین این ولایت و بین ولایت خدا، اختلاف زاویه پیدا مىشود؛ و خودش مسؤول مىشود؛ یعنى كار حسنهاش تبدیل به سیئه میشود. كارى كه نتیجهاش شفاعت كبرى است، كارى كه نتیجهاش بدست گرفتن لوا حمد است، كارى كه نتیجهاش بالا رفتنِ بر منبرِ وسیله و شفیع شدن بر أوّلین و آخرین است، وَ ما أَرْسَلْناكَ إِلَّا رَحْمَةً لِلْعالَمِينَ است1 نتیجه این كار این خواهد شد كه خدا از او مؤاخذه كند كه چرا چنین عمل كردى؟ پیغمبر داراى چنین نفسى است!
ببینید چقدر این نفس خاضع و خاشع و در مقام عبودیتِ پروردگار، ذلیل و مسكین و مستكین است، كه هیچ جنبه أمرى، نهیى، شخصیت نمایى، خودمَنِشى، خودمِحورى و أنانیتى ندارد؛ مگر آنچه را كه خدا به او إذن مىدهد!
- آيه ١٠٧، از سوره ٢١: الانبيآء
