
ولایت فقیه در حکومت اسلام ج1
جلد اول از مجموعۀ «ولایت فقیه در حکومت اسلام» از آثار برجستۀ حضرت علامه آیةالله حاج سید محمدحسین حسینی طهرانی قدّس سرّه بوده که پیرامون «حقیقت مسئلۀ ولایت و برخی فروع آن» با بیانی سلیس و شواهدی متقن، به رشتۀ تحریر درآمده است. اهمّ مطالب مندرج در این مجلّد: • معنای لغوی و اصطلاحی ولایت • تحلیل و تفسیر ولایت امام معصوم علیهالسلام • آیات و روایاتی که دلالت بر ولایت امام معصوم دارد • اتحاد ولایت امام معصوم با ولایت خدا • ائمه علیهمالسلام کیفیت اجتهاد را به شاگردان خود تعلیم میفرمودند • تبیین و توجیه برخی دستورات ائمه که در ظاهر، خلاف است • تحقیقی دربارۀ اوامر امتحانی • بحث و تحقیق دربارۀ سند و دلالتِ روایت مقبولۀ عمربنحنظله • جعل احکام بر اساس قضایای حقیقیه است، نه خارجیه • بحث پیرامونِ حجّیّت خبر ضعیف، محفوف به قرائن خارجیه
ولایت فقیه در حکومت اسلام ج1
107كردهایم حرف گوش نكرد. وَ اللَهِ لَکأَنِّى کنْتُ أَنظُرُ إلَى هَذَا. قسم بخدا مثل اینكه من تمام این جریانات را كه الآن بر شما واقع شده، قبل از جنگ مىدیدم، كه مىروید و شكست مىخورید و بر مىگردید.
پسرش جواب داد: الَّذِى صَنَعَ اللَهُ لِرَسُولِهِ وَ لِلْمُسْلِمِینَ خَیرٌ (هیچ حرف زشت و ناروائى به پدر نزد؛ فقط گفت): «آنچه را خدا براى رسول خود و مؤمنین پیش آورد، آن خیر است.»
یهود هم شروع كردند به گفتار زشت كه: باز محمّد رفت و شكست خورد و برگشت. وَ مَا مُحَمَّدٌ إلَّا طَالِبُ مُلْكٍ. این محمّد پیغمبر نیست؛ او طالب سلطنت است. اگر او پیغمبر بود شمشیر نمىكشید و اینطور خودش را در معركه قتال بدست دشمنان نمىسپرد كه او را بدین گونه درهم بكوبند. او پادشاهى مىخواهد. پیغمبر باید برود یك گوشهاى زندگى كند. پس این قِسم دعوت، دعوتِ نبوّت نیست. مَا أُصِیبَ هَکذَا نَبِىٌّ قَطُّ. هیچ پیغمبرى اینطور به او زخم و جراحت وارد نشده است. أُصِیبَ فِى بَدَنِهِ وَ أُصِیبَ فِى أَصْحَابِهِ. مثل جراحاتى كه بر بدن پیغمبر و أصحابش وارد شده است.
این حرف یهود بود. أمّا منافقین هم شروع كرده بودند به بدگوئى و خِذلان و إذلال مسلمین؛ و همچنین از رسول خدا صلَّى الله علیه و آله و سلَّم نیز بد مىگفتند. و مسلمانها را سرزنش مىكردند. و أمر مىكردند كه: از أطراف محمّد كنار بروید، اینها چنین كردند، چنان كردند. و مىگفتند: اگر این أفرادى كه از شما كشته شدند، پیش ما بودند كشته نمىشدند. حرف این مرد را گوش كردند، همه رفتند و كشته شدند.
نُهِیتُ عَنْ قَتْلِ مَنْ قَالَ: لَاإلَهَ إلّا اللهُ وَ أَنَّ مُحَمَّدًا رَسُولُ اللَهِ
این حرفها به گوش یكى از أصحاب پیغمبر رسید؛ و او آمد نزد آن حضرت و گفت: إجازه بدهید من بروم و این أفرادى را از یهود و منافقین، كه چنین مىگویند بكشم. رسول خدا صلّى الله علیه و آله و سلّم به او فرمود: إنَّ اللَهَ مُظْهِرُ دِینِهِ وَ مُعِزُّ نَبِیهِ؛ وَ لِلْیهُودِ ذِمَّةٌ فَلا أَقْتُلُهُمْ.
