
ولایت فقیه در حکومت اسلام ج1
جلد اول از مجموعۀ «ولایت فقیه در حکومت اسلام» از آثار برجستۀ حضرت علامه آیةالله حاج سید محمدحسین حسینی طهرانی قدّس سرّه بوده که پیرامون «حقیقت مسئلۀ ولایت و برخی فروع آن» با بیانی سلیس و شواهدی متقن، به رشتۀ تحریر درآمده است. اهمّ مطالب مندرج در این مجلّد: • معنای لغوی و اصطلاحی ولایت • تحلیل و تفسیر ولایت امام معصوم علیهالسلام • آیات و روایاتی که دلالت بر ولایت امام معصوم دارد • اتحاد ولایت امام معصوم با ولایت خدا • ائمه علیهمالسلام کیفیت اجتهاد را به شاگردان خود تعلیم میفرمودند • تبیین و توجیه برخی دستورات ائمه که در ظاهر، خلاف است • تحقیقی دربارۀ اوامر امتحانی • بحث و تحقیق دربارۀ سند و دلالتِ روایت مقبولۀ عمربنحنظله • جعل احکام بر اساس قضایای حقیقیه است، نه خارجیه • بحث پیرامونِ حجّیّت خبر ضعیف، محفوف به قرائن خارجیه
ولایت فقیه در حکومت اسلام ج1
103این روایت را ابن أبى الحدید نیز در «شرح نهج البلاغة» در شرح خطبه صد و نود و پنج آورده است، و أوّل خطبه با این عبارت شروع مىشود:
وَ لَقَدْ عَلِمَ الْمُسْتَحْفَظُونَ مِنْ أَصْحَابِ مُحَمَّدٍ صَلَّى اللَهُ عَلَیهِ وَ ءالِهِ، أَنِّى لَمْ أَرُدَّ عَلَى اللَهِ وَ لَا عَلَى رَسُولِهِ سَاعَةً قَطُّ.
رسول خدا، أوامر پروردگار را إجرا مىكرد؛ حدّ جارى مىنمود، بدون هیچ ملاحظه. فقط در یكجا نتوانست حدّ جارى كند و آن هم بر عبد اللَهِ بن ابَىّبود، كه از سرشناسان و سَرانِ منافقین مدینه بود. و جماعت بسیارى از أنصار مدینه با او بودند. و هزار نفر مسلّح، یعنى نصف مدینه، در تحت سیطره او بودند. بسیارى از كارهائى هم كه در زمان رسول خدا، علیه إسلام مىشد، بواسطه نفاق او بود.
عبد الله بن ابَىّ، داستان عجیب و غریبى دارد. او همان كسى بود كه در جنگ احُد تا نیمه راه آمد، سپس به مدینه بر گشت و هفتصد نفر را با خود به مدینه برگرداند، و گفت: من صلاح نمىدانم بروید بیرون از شهر جنگ كنید. این جوانها محمّد را بردند بیرون، و محمّد به حرف جوانها گوش كرد و شكست مىخورد. و از این مَطالب نقاق آمیز، بسیار زیاد دارد. تاریخ إسلام از عبد الله بن ابَىّ خیلى شكایت دارد.
او همان شخصى بود كه عائشه را قَذْف كرد، یعنى نسبت زنا به عائشه داد، و رسول خدا نتوانست بر او حّد قذف جارى كند. و همین را علما بزرگ شیعه دلیل گرفتهاند بر كسانى كه به أمیر المؤمنین و شیعه اعتراض مىكنند، كه اگر حقّ با علىّ بود، چرا بعد از رسول خدا دست به شمشیر نزد و قیام نكرد؟
آنها جواب مىدهند: چون نتوانست! مىگویند چطور نتوانست؟ وقتى كسى حقّ دارد و همه نیز مىدانند و در خطبه غدیر هم آمده و چنین و چنان، چطور نمىتواند؟! در جواب مىگویند: همان طورى كه رسول خدا نتوانست بر
