
امام شناسی ج2
جلد دوم از مجموعه «امام شناسی» از آثار نفیسِ علامه طهرانی قدّس الله سرّه بوده که پیرامون «تفسیر آیۀ اولیالأمر» و «وصایت امیرالمؤمنین علیهالسلام» در قالب بحثهای تفسیری و فقه الحدیث، و ابحاث فلسفی، عرفانی، تاریخی و اجتماعی به رشتۀ تحریر درآمده و به ساحت علم و معرفت تقدیم شده است. مهمترین مباحث مندرج در مجلد دوم: • تفسیر آیه «اطاعت از اولیالأمر» • مراد از اولوالأمر، ائمۀ معصومین هستند • پاسخ به اشکالات اهل سنت به دلالت آیۀ اولوالأمر از منظر شیعه • نقد نظریۀ عصمتِ «اجتماع اهل حلّ و عقد» • آراء اکثریت مردم نمیتواند معیار انتخاب امام معصوم باشد • قوانین دین بر اساس توحید است و امام، انسان واصل به توحید • قرآن به وسیلۀ امام، هدایتکنندۀ بشر است • امام باید افضل و در رأس امور امت باشد • وصایت امیرالمؤمنین علیهالسلام از جانب رسولخدا صلیاللهعلیهوآله • اخوّت امیرالمؤمنین با رسول خدا در همۀ مراتب • خلقت رسول خدا و امیرالمؤمنین از نور واحد
امام شناسی ج2
235بِأفْضَلِ هذِهِ الْامَّةِ بَعْدَ نَبِیها وَ افْضَلَ مِنْ هذَینِ الرَّجُلَینِ ابى بَکْرٍ وَ عُمَرَ. ثُمَّ مَضى سَلْمانُ فَقیلَ لَهُ: یا ابا عَبْدِ اللَهِ ما قُلْتَ؟ قالَ: دَخَلْتُ عَلى رَسُولِ اللَهِ صلّى اللَه علیه و آله و سلّم فى غَمَراتِ الْمَوْتِ فَقُلْتُ: یا رَسُولَ اللَهِ هَلْ اوْصَیتَ؟ قالَ: یا سَلْمانُ: أ تَدْرِى من الْاوْصیاءُ؟ قُلْتُ: اللَهُ وَ رَسُولُهُ اعْلَمُ. قال: آدَمُ وَ کانَ وَصِیه شَیثٌ وَ کانَ افْضَلَ مَنْ تَرَکَهُ بَعْدَهُ مِنْ وُلْدِهِ، وَ کانَ وَصِىّ نُوحٍ سامٌ وَ کانَ افْضَلَ مَنْ تَرَکَهُ بَعْدَهُ، وَ کانَ وَصِىَّ مُوسى یوشَعُ وَ کانَ افْضَلَ مَنْ تَرَکَهُ بَعْدَهُ، وَ کانَ وَصِىَّ عیسى شَمْعُونُ بْنُ فَرْخِیا وَ کانَ افْضَلَ مَنْ تَرَکَهُ بَعْدَهُ، وَ انِّى اوْصَیتُ الى عَلِىٍّ وَ هُوَ افْضَلُ مَنْ اتْرُکُهُ مِنْ بَعْدى.
و عین این حدیث را در کتاب «علىٌّ و الوصیة» در ص ٣٦٦ از کتاب «الکوکب الدُّرّىّ» للسید مُحمّد صالح الترمذى الحنفى ص ١٠٥ با اسناد خود از عمر بن الخطاب نقل مىکند، ولى جمله «فَسُئِلَ سَلْمانُ فَقالَ: اما وَ اللَهِ لَو شِئْتُ لَأنْبَأتُکُمْ بِأَفْضَلَ مِنْ هذِهِ الْامَّةِ»
را نیاورده ولى جمله دیگرى را اضافه نموده است و آن جمله «وَ وَصِىُّ سُلَیمانَ آصِفُ بْنُ بَرْخِیا» است. و نیز وصىّ عیسى را شمعون بن برخیا ذکر کرده است.
و حاصل مطلب آنکه از عبداللَه بن عمر و از خود عمر بن الخطّاب روایت است که مىگوید: «سلمان فارسى از نزد ما عبور مىنمود و قصد عیادت مردى را داشت و ما جماعتى بودیم که حلقهوار نشسته بودیم و در میان ما مردى بود که مىگفت: اگر بخواهم شما را خبر مىدهم از افضل این امّت بعد از پیغمبر و افضل از این دو مرد ابوبکر و عمر، در این حال از سلمان سؤال شد از این موضوع. سلمان گفت: اگر بخواهم من نیز به شما خبر مىدهم از با فضیلتترین این امّت بعد از پیغمبر و افضل از این دو مرد ابوبکر و عمر. این را بگفت و بگذشت، بعضى گفتند: اى سلمان چه گفتى؟
سلمان در جواب گفت: من در حال سکرات مرگ بر رسُول خدا صلّى اللَه علیه و آله و سلّم وارد شدم و عرض کردم: اى رسُول خدا! آیا شما وصیت نمودهاید؟ حضرت فرمودند: اى سلمان آیا وصىهاى پیمبران را مىشناسى؟ عرض کردم: خدا و رسُول خدا داناترند. حضرت فرمودند: آدم ابو البشر وصىّ او شیث بود و او با فضیلتترین افرادى بود از اولاد او که بعد از آدم بجاى ماند، و وصى نوح پیغمبر، سام بود و او افضل افرادى بود که بعد از نوح باقى ماند، و وصى موسى یوشع بود و او با فضیلتترین
