
امام شناسی ج2
جلد دوم از مجموعه «امام شناسی» از آثار نفیسِ علامه طهرانی قدّس الله سرّه بوده که پیرامون «تفسیر آیۀ اولیالأمر» و «وصایت امیرالمؤمنین علیهالسلام» در قالب بحثهای تفسیری و فقه الحدیث، و ابحاث فلسفی، عرفانی، تاریخی و اجتماعی به رشتۀ تحریر درآمده و به ساحت علم و معرفت تقدیم شده است. مهمترین مباحث مندرج در مجلد دوم: • تفسیر آیه «اطاعت از اولیالأمر» • مراد از اولوالأمر، ائمۀ معصومین هستند • پاسخ به اشکالات اهل سنت به دلالت آیۀ اولوالأمر از منظر شیعه • نقد نظریۀ عصمتِ «اجتماع اهل حلّ و عقد» • آراء اکثریت مردم نمیتواند معیار انتخاب امام معصوم باشد • قوانین دین بر اساس توحید است و امام، انسان واصل به توحید • قرآن به وسیلۀ امام، هدایتکنندۀ بشر است • امام باید افضل و در رأس امور امت باشد • وصایت امیرالمؤمنین علیهالسلام از جانب رسولخدا صلیاللهعلیهوآله • اخوّت امیرالمؤمنین با رسول خدا در همۀ مراتب • خلقت رسول خدا و امیرالمؤمنین از نور واحد
امام شناسی ج2
234وَصِیى وَ وارِثى یقْضى دَینى وَ ینْجِزُ مَوْعِدى عَلىُّ بْنُ ابیطالِبٍ. سپس گوید: احمد بن حنبل این حدیث را در «مناقب» خود آورده است.
و ابن شهرآشوب نیز در «مناقب» خود ج ١ ص ٥٤٢ با دو سند این حدیث را ذکر کرده است. اول از طبرى روایت نموده با اسناد خود از سلمان
قالَ: قُلْتُ لِرَسُولِ اللَهِ: یا رَسُولَ اللَهِ انَّهُ لَمْ یکُنْ نَبِىٌّ الّا وَ لَهُ وَصِىٌّ، فَمَنْ وَصِیکَ؟ قالَ: وَصِیى وَ خَلیفَتى فى اهْلى وَ خَیرُ مَنْ اتْرُکُ بَعْدى، مُؤَدِّى دَینى وَ مُنْجِزُ عِداتى عَلىُّ بْنَ ابیطالِبٍ.
دوّم از مطیر بن خالد از انس، و قیس ماناه و عبادة بن عبداللَه از سلمان که هر دوى آنان یعنى انس و سلمان گفتند که پیغمبر فرمود:
یا سَلْمانُ سَأَلْتَنى مَنْ وَصِیى مِنْ امَّتى، فَهَلْ تَدْرى لِمَنْ کانَ اوْصى الَیهِ مُوسى علیه السّلام؟ قُلْتُ: اللَهُ وَ رَسُولُهُ اعْلَمُ. قالَ: اوْصى الى یوشَعَ لِانَّهُ کانَ اعْلَمَ امَّتِهِ، وَ وَصِیى وَ اعْلَمُ امَّتى بَعْدى عَلِىُّ بْنُ ابیطالِبٍ.
و همچنین شیخ سلیمان قندوزى در باب پانزدهم از «ینابیع المودة» از «مسند» احمد بن حنبل با اسناد خود از انس بن مالک روایت مىکند که
قالَ: قُلْنا لِسَلْمانَ: سَلِ النَّبِىَّ صلّى اللَه علیه و آله و سلّم عَنْ وَصِیهِ، فَقالَ سَلْمانُ: یا رَسُولَ اللَهِ مَنْ وَصِیکَ؟ فَقالَ: یا سَلْمانُ. مَنْ وَصِىُّ مُوسى؟ فَقالَ: یوشَعُ بْنُ نُونٍ. قالَ صلّى اللَه علیه و آله و سلّم: وَصِیى وَ وارِثى یقْضى دَینى وَ ینْجِزُ وَعْدى عَلِىُّ بْنُ ابیطالِبٍ.
سپس گوید: که ثعلبى حدیث وصیت را نسبت به علىّبنأبىطالب از براء بن عازب در تفسیر خود ذیل آیه:
﴿وَ أَنْذِرْ عَشِيرَتَكَ الْأَقْرَبِينَ﴾
روایت کرده است.
و ابن المغازلى این حدیث را با سند خود از ابن عبّاس و جابر بن عبداللَه انصارى و بریده و ابو ایوب انصارى روایت نموده است.
و نیز در ص ٢٣١ از «ینابیع المودة» ضمن هفتاد منقبتى که براى امیرالمؤمنین نقل نموده عین این حدیث را از احمد بن حنبل از انس آورده است.
همه پیمبران داراى وصى بودهاند
و نیز در ص ٢٥٣ ضمن مودت هفتمین از کتاب «مودّة القربى» از عبداللَه بن عمر نقل مىکند که
قالَ: مَرَّ سَلْمانُ الْفارْسِىُّ وَ هُوَ یریدُ انْ یعُودَ رَجُلًا وَ نَحْنُ جُلُوسٌ فى حَلْقَةٍ وَ فینا رَجُلٌ یقوُلُ: لَوْ شِئْتُ لَانْبَأْتُکُمْ بِأفْضَلِ هذِهِ الْأُمَّةِ بَعْدَ نَبِیها وَ أَفْضَلَ مِنْ هذَینِ الرَّجُلینِ ابى بَکْرٍ وَ عُمَرَ، فَسُئِلَ سَلْمانُ فَقالَ: اما وَ اللَهِ لَوْ شِئْتُ لَانْبَأْتُکُمْ
