
امام شناسی ج2
جلد دوم از مجموعه «امام شناسی» از آثار نفیسِ علامه طهرانی قدّس الله سرّه بوده که پیرامون «تفسیر آیۀ اولیالأمر» و «وصایت امیرالمؤمنین علیهالسلام» در قالب بحثهای تفسیری و فقه الحدیث، و ابحاث فلسفی، عرفانی، تاریخی و اجتماعی به رشتۀ تحریر درآمده و به ساحت علم و معرفت تقدیم شده است. مهمترین مباحث مندرج در مجلد دوم: • تفسیر آیه «اطاعت از اولیالأمر» • مراد از اولوالأمر، ائمۀ معصومین هستند • پاسخ به اشکالات اهل سنت به دلالت آیۀ اولوالأمر از منظر شیعه • نقد نظریۀ عصمتِ «اجتماع اهل حلّ و عقد» • آراء اکثریت مردم نمیتواند معیار انتخاب امام معصوم باشد • قوانین دین بر اساس توحید است و امام، انسان واصل به توحید • قرآن به وسیلۀ امام، هدایتکنندۀ بشر است • امام باید افضل و در رأس امور امت باشد • وصایت امیرالمؤمنین علیهالسلام از جانب رسولخدا صلیاللهعلیهوآله • اخوّت امیرالمؤمنین با رسول خدا در همۀ مراتب • خلقت رسول خدا و امیرالمؤمنین از نور واحد
امام شناسی ج2
227ص ٦٦ مىآوریم و سپس درباره آن گفتگو مىکنیم.
ابو نعیم با سند خود از ابو برزه روایت مىکند که: قالَ: قالَ رَسُولُ اللَهِ صلّى اللَه علیه و آله و سلّم: انَّ اللَهَ عَهِدَ الَىَّ عَهْداً فى عَلىٍّ فَقُلْتُ: یا رَبِّ بَینْهُ لى. فَقالَ: اسْمَعْ، فَقُلْتُ: سَمِعْتُ. فَقالَ: انَّ عَلیاً رایةُ الْهُدى وَ امامُ اوْلیائى وَ نورُ مَنْ اطاعَنى وَ هُوَ الْکَلِمَةُ التَّى أَلْزَمْتُهَا الْمُتَّقینَ، مَنْ احَبَّهُ احَبَّنى، وَ مَنْ ابْغَضَهُ ابْغَضَنى، فَبَشِّرْهُ بِذلِکَ. فَجاءَ عَلىٌّ فَبَشَّرْتُهُ، فَقالَ: یا رَسُولَ اللَهِ انَا عَبْدُ اللَهِ وَ فى قَبْضَتِهِ فَانْ یعَذِّبْنى فَبِذَنْبى وَ انْ یتِمَّ لِىَ الَّذى بَشَّرْتَنى بِهِ فَاللَهُ اوْلى بى. قالَ: قُلْتُ: اللَهُمَّ اجْلِ قَلْبَهُ وَ اجْعَلْ رَبیعَهُ الْایمانَ. فَقالَ اللَهُ: قَدْ فَعَلْتُ بِهِ ذلِکَ. ثُمَّ انَّهُ رَفَعَ الَىَّ انَّهُ سَیخُصُّهُ مِنَ الْبَلاءِ بِشَىْءٍ لَمْ یخُصَّ بِهِ احَداً مِنْ اصْحابى. فَقُلْتُ: یا رَبِّ اخى و صاحِبى، فَقالَ: انَّ هذا شَىْءٌ قَدْ سَبَقَ فى عِلْمى انَّهُ مُبْتَلًى وَ مُبْتَلًى بِهِ.
مُحمّد بن طلحة شافعى در «مطالب السؤول» ص ٢١ عین این روایت را با همین الفاظ از حافظ ابو نعیم نقل کرده است و نیز ابنابىالحدید معتزلى در «شرح نهج البلاغه» ج ٢ ص ٤٤٩1 ضمن بیست و چهار حدیثى که در فضائل آن حضرت در ذیل قول آنحضرت: قَدْ خاضُوا ابِحارَ الْفِتَنِ وَ اخَذُوا بِالْبِدَعِ دُونَ السُّنَنِ ـ الخ نقل کرده است، از حافظ ابو نعیم روایت کرده است البتّه عبارت ابنابىالحدید نیز در نقل روایت عین عبارات ابو نعیم است که ما از «حلیه الاولیاء» نقل نمودیم.
لکن شیخ سلیمان قندوزى حنفى در «ینابیع المودَّة» در سه موضع که این روایت را از ابو نعیم نقل مىکند در هر سه موضع ص ٧٨، ٧٩، ١٣٤ به جاى لفظ یا رب انَّهُ اخى وَ صاحِبى لفظِ یا رَبِّ انَّهُ اخى وَ وَصِیى روایت کرده است.
بنابر این معلوم نیست که آیا واقعاً لفظ وَصیى در «حلیه» بوده است و به همین لفظ به دست قندوزى رسیده است و بعدأ در طبع «حلیه» تحریف به عمل آمده است یا آنکه از «حلیه» دو قسم نقل شده یک قسم به لفظ صاحبى بوده کما آنکه ابنابىالحدید و مُحمّد بن طلحه از او روایت کردهاند و یک قسم به لفظ وَصیى بوده که قندوزى در هر سه موضع از کتاب خود بدین قسم از او نقل کرده است.
شاهد بر روایت اول آنکه آنچه را که از «مناقب» خوارزمى و «غایة المرام» نقل کردیم به لفظ صِاحبى بوده است
- طبع مصر سنه ١٣٢٩.
