اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

این فایل صوتی در حال پخش است
در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر

امام شناسی ج2

36٬878
اعتقادات

جلد دوم از مجموعه «امام شناسی» از آثار نفیسِ علامه طهرانی قدّس الله سرّه بوده که پیرامون «تفسیر آیۀ اولی‌الأمر» و «وصایت امیرالمؤمنین علیه‌السلام» در قالب بحثهای تفسیری و فقه الحدیث، و ابحاث فلسفی، عرفانی، تاریخی و اجتماعی به رشتۀ تحریر درآمده و به ساحت علم و معرفت تقدیم شده است.  مهم‌ترین مباحث مندرج در مجلد دوم:  • تفسیر آیه «اطاعت از اولی‌الأمر»  • مراد از اولوالأمر، ائمۀ معصومین هستند  • پاسخ به اشکالات اهل سنت به دلالت آیۀ اولوالأمر از منظر شیعه  • نقد نظریۀ عصمتِ «اجتماع اهل حلّ و عقد»  • آراء اکثریت مردم نمی‌تواند معیار انتخاب امام معصوم باشد  • قوانین دین بر اساس توحید است و امام، انسان واصل به توحید  • قرآن به وسیلۀ امام، هدایت‌کنندۀ بشر است  • امام باید افضل و در رأس امور امت باشد  • وصایت امیرالمؤمنین علیه‌السلام از جانب رسول‌خدا صلی‌الله‌علیه‌و‌آله  • اخوّت امیرالمؤمنین با رسول خدا در همۀ مراتب  • خلقت رسول خدا و امیرالمؤمنین از نور واحد

سرای جاوید

امام شناسی ج2

226
  • فرمودند: «چون مرا به آسمان بردند و از آسمان به سدرة المنتهى رسانیدند و در حضور پروردگار جلّ و عزّ وقوف پیدا نمودم خداى مرا خطاب نموده گفت: اى مُحمّد! گفتم: بلى اى پروردگار من. خدا فرمود: من افراد انسان را به بلاهائى و مشکلاتى آزمایش نمودم، کدام یک از آنانرا نسبت به خودت مطیع‌تر یافتى؟ عرض کردم: اى پروردگار من! من على را فرمانبردارتر یافتم. خطاب فرمود: اى مُحمّد راست گفتى آیا تو براى خود خلیفه‌اى قرار مى‌دهى تا عهود و مواثیق و وظائف ترا ادا کند و به بندگان من از کتاب من آنچه را که ندانند بیاموزد؟ عرض کردم: اى پروردگار من تو براى من خلیفه‌اى معین بنما اختیار تو اختیار من است، خداوند خطاب فرمود: من على را اختیار کردم او را براى خود خلیفه و وصى قرار ده و من از علم و حلم خود به على داده‌ام و از این مواهب او را سرشار نموده‌ام و اوست حقّاً امیر مؤمنان، این مقام را هیچکس قبل از او و بعد از او حائز نخواهد شد. اى مُحمّد، على پرچم هدایت است و پیشواى مطیعان من، و اوست نور اولیاى من. و او کلمه ایست که بر پرهیزگاران ثبت و لازم نمودم، کسیکه او را دوست بدارد مرا دوست داشته و کسیکه او را مبغوض بدارد مرا مبغوض داشته است. پس اى مُحمّد او را بدین مقامات بشارت بده.

  •  حضرت فرمودند که: من عرض کردم: بار پروردگار من او را بدین مقامات بشارت دادم او در جواب من گفت: من بنده خدا هستم و در دست قدرت خدا، اگر مرا عذاب کند به علّت گناهان من است و بنابر این ابداً به من ستمى ننموده است، و اگر آنچه را که به من وعده فرموده است وفا کند او نیز مولاى من و صاحب اختیار من است. خداوند فرمود: بلى همین طور است. حضرت فرمود: عرض کردم: خداوندا دل او را جَلا بده و بهار او را ایمان قرار ده. خداوند خطاب فرمود: اى مُحمّد، حقّاً من دل او را جلا دادم و بهار او را ایمان قرار دادم، فقط من او را به بعضى از بلایا و شدائد و گرفتاریهاى عجیب اختصاص داده‌ام که نظیر آن شدائد را به هیچیک از اولیاى خود واقع نساختم. عرض کردم: بار پروردگارا او برادر من و مصاحب من است. فرمود: این از قضا و علم من گذشته است که باید او مبتلى شود. اگر على نبود حزب من شناخته نمى‌شد و اولیاى من و اولیاى پیمبران من نیز شناخته نمى‌شدند.»

  •  و امّا آنچه که از ابو برزة اسلمى روایت شده است همین روایت است با اسقاط صدر و ذیل آن و ما آنرا از «حلیه الاولیاء» حافظ ابو نعیم اصفهانى در ج ١

/ 536