
امام شناسی ج2
جلد دوم از مجموعه «امام شناسی» از آثار نفیسِ علامه طهرانی قدّس الله سرّه بوده که پیرامون «تفسیر آیۀ اولیالأمر» و «وصایت امیرالمؤمنین علیهالسلام» در قالب بحثهای تفسیری و فقه الحدیث، و ابحاث فلسفی، عرفانی، تاریخی و اجتماعی به رشتۀ تحریر درآمده و به ساحت علم و معرفت تقدیم شده است. مهمترین مباحث مندرج در مجلد دوم: • تفسیر آیه «اطاعت از اولیالأمر» • مراد از اولوالأمر، ائمۀ معصومین هستند • پاسخ به اشکالات اهل سنت به دلالت آیۀ اولوالأمر از منظر شیعه • نقد نظریۀ عصمتِ «اجتماع اهل حلّ و عقد» • آراء اکثریت مردم نمیتواند معیار انتخاب امام معصوم باشد • قوانین دین بر اساس توحید است و امام، انسان واصل به توحید • قرآن به وسیلۀ امام، هدایتکنندۀ بشر است • امام باید افضل و در رأس امور امت باشد • وصایت امیرالمؤمنین علیهالسلام از جانب رسولخدا صلیاللهعلیهوآله • اخوّت امیرالمؤمنین با رسول خدا در همۀ مراتب • خلقت رسول خدا و امیرالمؤمنین از نور واحد
امام شناسی ج2
222و تاریکىهاى شهوات چون موجى از نور و حقیقت لُجّههاى ژرف هوى و هوس مردم را مىشکافى، و حقیقت را براى مردم روشن مىکنى. گویا حضرت رسُول اللَه مىدیدند که برنامهاى که بعد از رحلت آن حضرت تنظیم شده به کلّى اساس اسلام را واژگون و همان بتپرستى زمان جاهلیت را به صورت دیگرى در میان مردم مىآورد. از برنامه خلفاى بعد از آن حضرت و شیوه معاویه و یزید به خوبى صدق گفتار ما واضح مىشود، از خطبههاى «نهج البلاغه» و از خطبه حضرت سید الشّهداء علیه السّلام در اواخر زمان حیات معاویه در منى و سایر فرمایشات آن حضرت معلوم مىشود که دیگر خلفاء براى اسلام جان و رمقى باقى نگذاردند.1
و چون رسُول خدا مىدانستند که یگانه فردى که از حقّ دفاع کند و دَین رسالت را ادا بنماید و عهود و مواثیق خدا را با رسُول خدا انجام دهد و نداى توحید و لا اله الّا اللَه وحدَهُ وحدَه و معناى ﴿قُلْ هُوَ اللَهُ أَحَدٌ﴾ را به گوش دل جهانیان برساند، و یگانه فردى که از اصل توحید با آن حضرت منشعب شده و در درک حقیقت و معارف الهى و فناى در ذات احدیت عالیترین درجات و رفیعترین مقامات را حائز گردیده است امیرالمؤمنین است و بس.2 لذا در پاسخ امیرالمؤمنین مىفرماید: چرا من به تو عشق نورزم، چرا تو را در آغوش نگیرم، چرا عرق صورت زیباى تو را به چهره خود نسایم؟ تو روح منى، تو جان و حقیقت منى، تو برافرازنده پرچم معدلت و توحید و نگهدارنده دین خدا و سنّت منى، و در شدیدترین مراحل و جانکاهترین عقبات تو حامى و مُعین منى، تو نتیجه رسالت منى، تو علّت مُبقیه و حافظ شریعت خدا در میان
- در سال پنجاه و هفتم هجرى که معاویه ولایت عهد را براى یزید تثبیت نمود و موسم حجّ برسید سید الشهداء براى حج به مکه حرکت فرمود و عبداللَه بن جعفر و عبداللَه بن عبّاس و جمعى از بنى هاشم از زنان و مردان و جماعتى از موالیان و شیعیان با آن حضرت بودند. حضرت در منِى خطبه مفصّلى ایراد کردند: امّا بعد فان هذا الطاغیة قد صَنَع بنا و بشیعتنا ما قد علمتم و رایتم و شهدتم و بلغکم، و إنّى ارید ان اسالکم عن اشیاء فان صدقّت فصدقونى، و ان کذبت فکذبونى، اسمعوا مقالتى و اکتموا قولى ثمَّ ارجعوا الى أمصارکم و قبائلکم من امنتموه و وثقتم به فادعوهم الى ما تعلمون فانى اخاف ان یندرس الحق و یذهب، و اللَه متم نوره و لو کره الکافرون ـ الخطبة (ناسخ التواریخ ج سید الشهداء ج ١ ص ٢١٠).
- ابو نعیم در «حلیه» ص ٦٦ گوید: قال النبى صلّى اللَه علیه و آله و سلّم: لا تسبّوا علیاً فانّه ممسوس فى ذات اللَه تعالى.
