
امام شناسی ج2
جلد دوم از مجموعه «امام شناسی» از آثار نفیسِ علامه طهرانی قدّس الله سرّه بوده که پیرامون «تفسیر آیۀ اولیالأمر» و «وصایت امیرالمؤمنین علیهالسلام» در قالب بحثهای تفسیری و فقه الحدیث، و ابحاث فلسفی، عرفانی، تاریخی و اجتماعی به رشتۀ تحریر درآمده و به ساحت علم و معرفت تقدیم شده است. مهمترین مباحث مندرج در مجلد دوم: • تفسیر آیه «اطاعت از اولیالأمر» • مراد از اولوالأمر، ائمۀ معصومین هستند • پاسخ به اشکالات اهل سنت به دلالت آیۀ اولوالأمر از منظر شیعه • نقد نظریۀ عصمتِ «اجتماع اهل حلّ و عقد» • آراء اکثریت مردم نمیتواند معیار انتخاب امام معصوم باشد • قوانین دین بر اساس توحید است و امام، انسان واصل به توحید • قرآن به وسیلۀ امام، هدایتکنندۀ بشر است • امام باید افضل و در رأس امور امت باشد • وصایت امیرالمؤمنین علیهالسلام از جانب رسولخدا صلیاللهعلیهوآله • اخوّت امیرالمؤمنین با رسول خدا در همۀ مراتب • خلقت رسول خدا و امیرالمؤمنین از نور واحد
امام شناسی ج2
220اوست، بنابر این تشبیه و استعاره وضو گیرندگان که پنج موضع آنها نورانى مىشود که عبارت از صورت و سر دستها و روى پاها باشد به اسبهاى پیشانى سفید و دست و پا سفید کاملًا تمام و روشن خواهد بود. و شاهد معنى دوّم آنکه یکى از درجات بهشت همان غُرُفات آمنه و حجلههاى مطمئنّه است چنانکه فرماید:
﴿وَ الَّذِينَ آمَنُوا وَ عَمِلُوا الصَّالِحاتِ لَنُبَوِّئَنَّهُمْ مِنَ الْجَنَّةِ غُرَفاً﴾.1
و نیز فرماید:
﴿لكِنِ الَّذِينَ اتَّقَوْا رَبَّهُمْ لَهُمْ غُرَفٌ﴾2
و نیز فرماید:
﴿وَ هُمْ فِي الْغُرُفاتِ آمِنُونَ﴾.3
و درباره بندگان رحمان که صفات بسیارى را مىشمرد و چهارده خصلت از آنها را در سوره فرقان بیان مىکند، مىفرماید:
﴿أُوْلئِكَ يُجْزَوْنَ الْغُرْفَةَ بِما صَبَرُوا وَ يُلَقَّوْنَ فِيها تَحِيَّةً وَ سَلاماً﴾.4
«آنان گروهى هستند که آن غرفه بهشتى پاداش صبر و استقامت آنها بوده و از جانب پروردگار مورد سلام و تحیت قرار مىگیرند.»
و امّا معنى خاتم الوصیین مانند خاتم النّبیین است، چون خاتَم و خاتِم بالفتح و الْکسر به معناى آن انگشترى است که با آن نامه را مهر مىکنند تا از تعدّى و تجاوز مصون باشد. در «شرح قاموس» گوید: و ختام بر وزن کتاب گلى است که مهر کرده مىشود به او چیزى، و خاتم بر وزن کامل آن چیزى است که نهاده مىشود بر آن گل تا مهر شود، و خاتم پیرایهاى است از براى انگشت و آنرا به فارسى انگشتر مىگویند مثل خاتم بفتح ... تا آنکه گوید: مترجم گوید که: خاتم ـ بکسر تاء ـ اسم فاعل است یعنى مهر کننده، و خاتم ـ بفتح تاء ـ و خاتام و خیتام، اسم انگشترى و غیر آن است که به آن مهر مىشود، و کرده مىشود به انگشت.
و در «نهایه» ابن اثیر گوید: «آمین، خاتَمُ رَبِّ الْعالَمینَ عَلى عِبادِهِ الْمُؤْمِنینَ» قیل: معناه طابَعُه و علامتُه التى تدفع عنهم الاعراض و العاهات لان خاتم الکتب یصونه و یمنع الناظرین عمّا فى باطنه؛ و تفتح تاؤه و تکسر لُغَتان.
و نظیر این معنى را نیز در «لسان العرب» نموده است. و بنابر این خاتم یا خاتم به معناى آخر بوده باشد.
- سوره عنکبوت ٢٩ ـ آیه ٥٨.
- سوره زمر ٣٩ ـ آیه ٢٠.
- سوره سبا ٣٤ ـ آیه ٣٧.
- سوره فرقان ٢٥ ـ آیه ٧٥.
