
امام شناسی ج2
جلد دوم از مجموعه «امام شناسی» از آثار نفیسِ علامه طهرانی قدّس الله سرّه بوده که پیرامون «تفسیر آیۀ اولیالأمر» و «وصایت امیرالمؤمنین علیهالسلام» در قالب بحثهای تفسیری و فقه الحدیث، و ابحاث فلسفی، عرفانی، تاریخی و اجتماعی به رشتۀ تحریر درآمده و به ساحت علم و معرفت تقدیم شده است. مهمترین مباحث مندرج در مجلد دوم: • تفسیر آیه «اطاعت از اولیالأمر» • مراد از اولوالأمر، ائمۀ معصومین هستند • پاسخ به اشکالات اهل سنت به دلالت آیۀ اولوالأمر از منظر شیعه • نقد نظریۀ عصمتِ «اجتماع اهل حلّ و عقد» • آراء اکثریت مردم نمیتواند معیار انتخاب امام معصوم باشد • قوانین دین بر اساس توحید است و امام، انسان واصل به توحید • قرآن به وسیلۀ امام، هدایتکنندۀ بشر است • امام باید افضل و در رأس امور امت باشد • وصایت امیرالمؤمنین علیهالسلام از جانب رسولخدا صلیاللهعلیهوآله • اخوّت امیرالمؤمنین با رسول خدا در همۀ مراتب • خلقت رسول خدا و امیرالمؤمنین از نور واحد
امام شناسی ج2
215عمر بن الخطاب به هنگام مرگ، خلافت بعد از خود را به شورا نهاد، و شش تن از قریش را که از جمله آنان حضرت امیرالمؤمنین علیه السّلام بودند معین نمود که تا سه روز خلیفهاى از میان خود انتخاب کنند و رأى آنان بر تعیین عثمان قرار گرفت
فَلَمّا رَأى امیرُ الْمُؤْمِنینَ ما هُمْ بِهِ مِنَ الْبَیعَةِ لِعُثْمانَ قامَ فیهمْ لِیتَّخِذَ عَلَیهمُ الْحُجَّةَ فَقالَ لَهُمُ: اسْمَعُوا مِنّى، فَانْ یکُ ما اقُولُ حَقّاً فَاقْبَلُوا، وَ انْ یکُ باطِلًا فَانْکِرُوا، ثُمَ قالَ لَهُمْ: انشُدُکُمْ بِاللَهِ الَّذى یعْلَمُ صِدْقَکُمْ انْ صَدَقْتُمْ وَ یعْلَمُ کِذْبَکُمْ انْ کَذَبْتُمْ هَلْ فیکُمْ احَدٌ صَلَّى الْقِبْلَتَینِ کِلْتَیهِما غَیرى؟ قالُوا: لا، قالَ: فَهَلْ فیکُمْ مَنْ بایعَ الْبَیعَتَین کِلْتَیهِما بَیعَةَ الْفَتْحِ وَ بَیعَةَ الرِّضْوانِ غَیرى؟ قالُوا: لا ـ وَ ساقَ الْحَدیثَ بِذِکْرهِ مَناقِبَهُ وَ فَضائِلَهُ فَیصَدِّقُونَهُ فى قَوْلِهِ لَهُمْ الى انْ قالَ: ـ فَانْشُدُکُمْ بِاللَهِ هَلْ فیکُمْ احَدٌ قالَ لَهُ رَسُولُ اللَهِ صلّى اللَه علیه و آله و سلّم: «اوَّلُ طالِعٍ یطْلُعُ عَلَیکُمْ مِنْ هذَا الْبابِ یا انَسٌ فَانَّهُ امیرُ الْمُؤْمِنینَ وَ سَیدُ الْمُسْلِمینَ وَ خَیرُ الْوَصِیینَ وَ اوْلى بِالنّاسِ، فَقالَ انَسٌ: اللَهُمَّ اجْعَلْهُ رَجُلًا مِنَ الْانْصارِ، فَکُنْتُ انَا الطّالِع، فَقالَ رَسُولُ اللَهِ لِانَسٍ: ما انْتَ یا انَسُ بِاوَّلِ رَجُلٍ احَبَّ قَوْمَهُ» غَیرى؟ قالُوا: لا.1
«چون امیرالمؤمنین علیه السّلام دید که آنها مىخواهند با عثمان بیعت کنند براى اتمام حجّت برخاست و فرمود: بشنوید از من، اگر آنچه را که بگویم حقّ است قبول کنید و اگر باطل است نپذیرید. سپس فرمود: شما را به خدائى که راستى گفتار شما و دروغ و کذب شما را میداند چنانچه راست گوئید یا دروغ گوئید سوگند مىدهم آیا در میان شما غیر از من کسى هست که به دو قبله نماز خوانده باشد؟ گفتند: نه. فرمود: آیا در میان شما غیر از من کسى هست که هر دو بیعت را نموده باشد بیعت فتح و بیعت رضوان؟ گفتند: نه. و همین طور مرتّباً مناقب و فضائل خود را شمرد و همگى تصدیق مینمودند تا آنکه فرمود: شما را بخدا سوگند در میان شما غیر از من کسى هست که رسُول خدا صلّى اللَه علیه و آله و سلّم درباره او فرموده باشد: اى انَس اولین کسى که از این در بر من وارد شود او امیرالمؤمنین و سید المسلمین و خیر الوصیین و اولى بالنّاس است، و انَس با خود گفت: خدایا او را مردى از انصار قرار ده، در این حال من بر رسُول خدا وارد شدم. حضرت به انس فرمود: اینست امیر مؤمنان و سید اوصیاى
- «غایة المرام» ص ٦٢١ حدیث پنجم.
