
امام شناسی ج2
جلد دوم از مجموعه «امام شناسی» از آثار نفیسِ علامه طهرانی قدّس الله سرّه بوده که پیرامون «تفسیر آیۀ اولیالأمر» و «وصایت امیرالمؤمنین علیهالسلام» در قالب بحثهای تفسیری و فقه الحدیث، و ابحاث فلسفی، عرفانی، تاریخی و اجتماعی به رشتۀ تحریر درآمده و به ساحت علم و معرفت تقدیم شده است. مهمترین مباحث مندرج در مجلد دوم: • تفسیر آیه «اطاعت از اولیالأمر» • مراد از اولوالأمر، ائمۀ معصومین هستند • پاسخ به اشکالات اهل سنت به دلالت آیۀ اولوالأمر از منظر شیعه • نقد نظریۀ عصمتِ «اجتماع اهل حلّ و عقد» • آراء اکثریت مردم نمیتواند معیار انتخاب امام معصوم باشد • قوانین دین بر اساس توحید است و امام، انسان واصل به توحید • قرآن به وسیلۀ امام، هدایتکنندۀ بشر است • امام باید افضل و در رأس امور امت باشد • وصایت امیرالمؤمنین علیهالسلام از جانب رسولخدا صلیاللهعلیهوآله • اخوّت امیرالمؤمنین با رسول خدا در همۀ مراتب • خلقت رسول خدا و امیرالمؤمنین از نور واحد
امام شناسی ج2
206ولایت مهمترین مسئله دین است
مهمترین و اساسىترین مسئله از مسائل دین مسئله ولایت است یعنى سرپرستى و زمامدارى امور دینى از ظاهرى و باطنى، جسمى و روحى، دنیوى و اخروى، مادى و معنوى، عبادى و اجتماعى، که تمام این موضوعات مُنطوى در امر دین بوده و رسُول اللَه بر آن ولایت داشته است.
مسئله ولایت روح دین است و بدون آن، دین به صورت جسدى مرده و کالبدى بىروح خواهد بود، مانند دین بدون پیغمبرى از جانب خدا، و معالجه مریض بدون طبیب و ساختن منزلى بدون معمار و جرّاحى بیمارى بدون استاد معالج. چون سعادت مردم در پرتو دین است، و قوام دین در پرتو حافظ و نگهبان آن و عارف به اصول و فروع آن و قیم به معارف و حقائق آن. همان طور که مردم بدون دین از جادّه انسانیت خارج و فقط اسم انسان بر آنهاست، همین طور دین بدون امام از جاده مستقیم خارج و فقط اسمى از دین بر روى آن است. لذا آن مقدارى که درباره ولایت از جانب رسُول خدا سفارش شده است درباره هیچیک از مسائل دینى نشده است و به اندازهاى که آن حضرت وصیت به مقام ولایت را بزرگ شمرده و تأکید فرموده و کراراً و مراراً تذکر داده و از مردم و اصحاب عهد و بیعت گرفته و آنان را مخاطب ساخته و گواه گرفته است در هیچ حکمى از احکام بدین مقدار بلکه به یک دهم یا یک صدم یا یک هزارم این مقدار تأکید وارد نشده است.
با مطالعه در سیره رسُول خدا و مطالعه تاریخ صحیح بدست مىآید که نزد آن حضرت مسئله ولایت علىّبنأبىطالب امیرالمؤمنین علیه السّلام برابر با اصل اسلام و هم وزن با اصل نبوت و اصل قرآن است، بلکه روح نبوت و روح قرآن است.
احادیثی که در آنها مشتقات لفظ «وصیت» راجع به امیرالمومنین بیان شده است
ما در این بحث گذشته از روایاتى که از ناحیه رسُول خدا راجع به ولایت امیرالمؤمنین به عناوین مختلفه بیان شده و به عبارات متفاوته وصیت شده است مانند حدیث عشیره و حدیث انَس و حدیث غدیر و حدیث منزلت و حدیث ثَقَلَین و حدیث سفینه و غیر آنها که در این کتاب بعضى از آنها تا به حال بیان شده و بعضى دیگر بعدأ بیان خواهد شد، مىخواهیم احادیثى را که لفظ وصیت بخصوصه در آن ذکر شده است بیان کنیم تا روشن شود که در چه بسیارى از مواضع، رسُول خدا آن حضرت را «سید الوصیین» و «سید الأوصیاء» و «وصیى» خواندهاند. و نیز در مواضع بسیارى
