
امام شناسی ج2
جلد دوم از مجموعه «امام شناسی» از آثار نفیسِ علامه طهرانی قدّس الله سرّه بوده که پیرامون «تفسیر آیۀ اولیالأمر» و «وصایت امیرالمؤمنین علیهالسلام» در قالب بحثهای تفسیری و فقه الحدیث، و ابحاث فلسفی، عرفانی، تاریخی و اجتماعی به رشتۀ تحریر درآمده و به ساحت علم و معرفت تقدیم شده است. مهمترین مباحث مندرج در مجلد دوم: • تفسیر آیه «اطاعت از اولیالأمر» • مراد از اولوالأمر، ائمۀ معصومین هستند • پاسخ به اشکالات اهل سنت به دلالت آیۀ اولوالأمر از منظر شیعه • نقد نظریۀ عصمتِ «اجتماع اهل حلّ و عقد» • آراء اکثریت مردم نمیتواند معیار انتخاب امام معصوم باشد • قوانین دین بر اساس توحید است و امام، انسان واصل به توحید • قرآن به وسیلۀ امام، هدایتکنندۀ بشر است • امام باید افضل و در رأس امور امت باشد • وصایت امیرالمؤمنین علیهالسلام از جانب رسولخدا صلیاللهعلیهوآله • اخوّت امیرالمؤمنین با رسول خدا در همۀ مراتب • خلقت رسول خدا و امیرالمؤمنین از نور واحد
امام شناسی ج2
200نمىکنى؟ ابوبکر گفت: تا وقتى که فاطمه در کنار او و یاور اوست من او را بر بیعت اکراه نمىکنم.
در این حال امیرالمؤمنین علیه السّلام خود را به روى قبر رسُول خدا صلّى اللَه علیه و آله و سلّم انداخت و با صداى بلند گریه مىکرد و صیحه مىزد (و اشاره به داستان اخوّت خود نموده و به منزلتى که مانند هارون نسبت به موسى، رسُول خدا براى آن حضرت نسبت به خود قرار داده بود، و خطاب به رسُول خدا نموده عرض کرد): اى فرزند مادر من این جماعت مرا ضعیف و بىیاور پنداشتند و تنها گذاشتند و نزدیک بود مرا به قتل برسانند» حضرت در اینجا طبق حدیث منزلت اشاره فرمود به قضیه حضرت هارون برادر موسى در وقتى که موسى بنى اسرائیل را به دست او سپرد و براى میقات خدا به طور رفت، سامرى گوسالهاى را زینت داده و براى پرستش به بنى اسرائیل عرضه کرد و آنها را به عبادت عِجْل و گوساله دعوت کرد. بنى اسرائیل چون گوساله زینت شده را دیدند بدان توجّه نموده آن را سجده کردند و دست از اطاعت وصىّ و برادر حضرت موسى که هارون بود برداشتند، و یکسره عبادت خدا را کنار گذاردند. حضرت هارون آنچه فریاد زد و نصیحت کرد و براى جلوگیرى از کار سامرى اقدام کرد، قوه تبلیغات سوء سامرى و گوساله زینت داده شده و انتظار و اشتهاى مردم به بتپرستى که مدتى آنرا فراموش نموده و در دل خود رغبت به عودت آن داشتند به قدرى شدید بود که کلام هارون و اقدامّات او براى رفع این بلیه اثرى نکرد. و چون حضرت موسى از طور برگشت و قوم خود را گوسالهپرست دید و به برادرش هارون پرخاش نمود که چرا گذاشتى چنین بشود؟
﴿قالَ ابْنَ أُمَّ إِنَّ الْقَوْمَ اسْتَضْعَفُونِي وَ كادُوا يَقْتُلُونَنِي﴾1
هارون در جواب گفت: «اى فرزند مادر من مرا شماتت مکن، این قوم (به قدرى شهوت گوسالهپرستى داشتند که) مرا ضعیف شمردند و نزدیک بود که مرا بکشند.»
- سوره اعراف: ٧ ـ آیه ١٥٠.
