اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

این فایل صوتی در حال پخش است
در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر

امام شناسی ج2

36٬878
اعتقادات

جلد دوم از مجموعه «امام شناسی» از آثار نفیسِ علامه طهرانی قدّس الله سرّه بوده که پیرامون «تفسیر آیۀ اولی‌الأمر» و «وصایت امیرالمؤمنین علیه‌السلام» در قالب بحثهای تفسیری و فقه الحدیث، و ابحاث فلسفی، عرفانی، تاریخی و اجتماعی به رشتۀ تحریر درآمده و به ساحت علم و معرفت تقدیم شده است.  مهم‌ترین مباحث مندرج در مجلد دوم:  • تفسیر آیه «اطاعت از اولی‌الأمر»  • مراد از اولوالأمر، ائمۀ معصومین هستند  • پاسخ به اشکالات اهل سنت به دلالت آیۀ اولوالأمر از منظر شیعه  • نقد نظریۀ عصمتِ «اجتماع اهل حلّ و عقد»  • آراء اکثریت مردم نمی‌تواند معیار انتخاب امام معصوم باشد  • قوانین دین بر اساس توحید است و امام، انسان واصل به توحید  • قرآن به وسیلۀ امام، هدایت‌کنندۀ بشر است  • امام باید افضل و در رأس امور امت باشد  • وصایت امیرالمؤمنین علیه‌السلام از جانب رسول‌خدا صلی‌الله‌علیه‌و‌آله  • اخوّت امیرالمؤمنین با رسول خدا در همۀ مراتب  • خلقت رسول خدا و امیرالمؤمنین از نور واحد

سرای جاوید

امام شناسی ج2

199
  • گفت: قسم به خدا اگر با ابوبکر بیعت نکنى گردنت را مى‌زنم. حضرت فرمود: در این صورت تَقْتُلُونَ عَبْدَ اللَهِ وَ اخا رَسُولِهِ‌ «بنده خدا و برادر رسُول خدا را کشته‌اید» عمر گفت بنده خدا بودن را قبول داریم امّا برادر بودن با رسُول خدا را قبول نداریم. ابن قتیبه گوید:

  •  فَاخْرَجُوا عَلِیاً فَمَضَوْا بِهِ الى ابى بَکرٍ فَقالوُا لَهُ: بایعْ، فَقالَ: انْ انَا لَمْ افْعَلْ فَمَهْ؟ قالُوا: اذَنْ وَ اللَهِ الذَّى لا الهَ الّا هُوَ نَضْرِبُ عُنُقَک. قالَ: اذاً تَقْتُلُونَ عَبْدَ اللَهِ وَ اخا رَسُولِهِ‌، قالَ عُمَرُ: امّا عَبْدُ اللَه فَنَعَمْ، وَ امّا اخُو رَسُولِهِ فَلا، وَ ابُو بَکرٍ ساکتٌ لا یتَکلّمُ، فَقالَ لَهُ عُمَرُ: ألا تَأْمُرُ فیهِ بامْرِک؟ فَقالَ: لا أُکرِهُهُ عَلى شَىْ‌ءٍ ما کانَتْ فاطِمَةُ الى جَنْبِهِ، فَلَحِقَ عَلِىٌّ بِقَبْرِ رَسُولِ اللَهِ صلّى اللَه علیه و آله و سلّم یصیحُ وَ یبْکى، وَ ینادى: یا ابْنَ أُمَّ إِنَّ الْقَوْمَ اسْتَضْعَفُونِي وَ كادُوا يَقْتُلُونَنِي‌.»1

  •  «عمرو همراهان او به خانه على ریختند و على را از منزل بیرون کشیده به نزد ابوبکر آوردند و به او گفتند: بیعت کن. على گفت: اگر من بیعت نکنم چه خواهید کرد؟ گفتند: سوگند به خدائى که معبودى جز او نیست گردن تو را مى‌زنیم. على گفت: بنابر این بنده خدا و برادر رسُول خدا را کشته‌اید. عمر گفت: امّا بنده بودن تو را نسبت به خدا قبول داریم ولى برادر بودن تو را با رسُول خدا نَه‌2 و ابوبکر ساکت بود و ابداً سخنى نمى‌گفت. عمر به او گفت: آیا امر خود را درباره على صادر

    1. «الامامة و السیاسة» ج ١ ص ١٣. و نیز در «غایة المرام» ص ٥٤٦ تحت عنوان الحدیث الثانى از ابن‌ابى‌الحدید در «شرح نهج البلاغه» نقل مى‌کند که امیرالمؤمنین را که به سوى مسجد مى‌بردند مى‌فرمود: انا عبداللَه و اخو رسوله. و در کتاب سلیم بن قیس در ص ٢٥١ عین مطلبى را که از «الامامة و السیاسة» نقل کردیم راجع به انکار عمر اخوّت علىّ‌بن‌أبى‌طالب را در آنجا نیز نقل مى‌کند که عمر گفت: امّا اخو رسُول اللَه فلا. و ابن‌ابى‌الحدید در «شرح النهج» ج ١١ ص ١١١ (٢٠ جلدى) گوید: روى کثیر من المحدثین انه عقیب یوم السقیفة تالم و تظلم و استنجد و استصرخ حیث ساموه الحضور و البیعة و انه قال و هو یشیر الى القبر: یا ابْنَ أُمَّ إِنَّ الْقَوْمَ اسْتَضْعَفُونِي وَ كادُوا يقْتُلُونَنِي. و انه قال: وا جعفراه و لا جعفر لى الیوم! وا حمزتاه و لا حمزة لى الیوم!
    2. در غالب روایات وارد است که عمر انکار اخوّت حضرت امیر را نمود ولى در کتاب سلیم بن قیس ص ٨٦ و نیز در «غایة المرام» سطر آخر ص ٥٥١ نقلًا عن کتاب سلیم وارد است که ابوبکر نیز انکار اخوت آن حضرت را نموده است قال: فلما انتهى بعلى الى ابى‌بکر انتهره عمرو قال له: بایع فقال له على (ع): ان انا لم ابایع فما انتم صانعون؟ قالوا: فقتلک ذلا و صغارا فقال: اذا تقتلون عبداللَه و اخا رسُول اللَه . فقال ابوبکر: امّا عبداللَه فنعم و امّا اخو رسُول اللَه فلا نعرفک بهذا. فقال: أ تجحدون ان رسُول اللَه آخى بینى و بینه؟ قال: نعم فاعاد ذلک ثلاث مرات ـ الحدیث.
/ 19