
امام شناسی ج2
جلد دوم از مجموعه «امام شناسی» از آثار نفیسِ علامه طهرانی قدّس الله سرّه بوده که پیرامون «تفسیر آیۀ اولیالأمر» و «وصایت امیرالمؤمنین علیهالسلام» در قالب بحثهای تفسیری و فقه الحدیث، و ابحاث فلسفی، عرفانی، تاریخی و اجتماعی به رشتۀ تحریر درآمده و به ساحت علم و معرفت تقدیم شده است. مهمترین مباحث مندرج در مجلد دوم: • تفسیر آیه «اطاعت از اولیالأمر» • مراد از اولوالأمر، ائمۀ معصومین هستند • پاسخ به اشکالات اهل سنت به دلالت آیۀ اولوالأمر از منظر شیعه • نقد نظریۀ عصمتِ «اجتماع اهل حلّ و عقد» • آراء اکثریت مردم نمیتواند معیار انتخاب امام معصوم باشد • قوانین دین بر اساس توحید است و امام، انسان واصل به توحید • قرآن به وسیلۀ امام، هدایتکنندۀ بشر است • امام باید افضل و در رأس امور امت باشد • وصایت امیرالمؤمنین علیهالسلام از جانب رسولخدا صلیاللهعلیهوآله • اخوّت امیرالمؤمنین با رسول خدا در همۀ مراتب • خلقت رسول خدا و امیرالمؤمنین از نور واحد
امام شناسی ج2
198نشناسند مرا نشناختهاند، کسانى که تو را مبغوض دارند مرا مبغوض داشتهاند، کسانى که تو را ردّ کنند و منکر شوند، مرا ردّ کرده و منکر شدهاند.
و دنبال این حقیقت اخوّت، حضرت رسُول اللَه معنى وزارت را ذکر فرموده است و به داستان اخوّت و وزارت هارون برادر موسى تشبیه فرموده و غیر از منصب نبوّت که بعد از آن حضرت نخواهد بود در تمام جهات بدون استثناء امیرالمؤمنین را مانند هارون به موسى در جهات معنوى و ظاهرى از خلافت و وصایت و وزارت و اخوت و معانى راقیه عالیه و درک اسرار و ضمائر نسبت به خود هم منزله و مقام شمرده است، و به دنبال اخوت فرمود: تو صدّیق اکبرى، و جدا کننده بین حقّ و باطل، تو هستى که دَین مرا از نقطه نظر رسالت ادا مىکنى و مرا از عهده ابلاغ بیرون مىآورى، و وعدههاى مرا انجام مىدهى، تو مانند من هستى، کارى که از دست من ساخته است از دست تو ساخته است.
و شاهد دیگر آن که فرمود: این بزرگترین فخر تو است. اگر کسى خواست بعد از من به تو تفاخر کند یا متعرض تو گردد بگو: من بنده خدا هستم و برادر رسُول خدا، و هیچ کس را غیر از تو قدرت چنین ادعائى نیست جز افراد دروغگو.
بارى این بحثى که نمودیم. از نقطه نظر فقه الحدیث بود تا معنى اخوت حضرت خوب شناخته شود. جملاتى را که حضرت رسُول در دنبال انْتَ اخى فرمودهاند مانند: و وصیى، و وزیرى، یا فى الدُّنیا و الآخرة، یا وَ انْتَ الصِّدّیقُ الْاکْبَرُ، یا وَ انْتَ تَقْضى دَینى وَ تُنْجِز عِداتى، و غیر اینها که ذکر شد تمام به منزله جملات تفسیریه براى معنى اخوّت است.
لذا به یقین مىتوان گفت که: منصب اخوت از تمام مناصب امیرالمؤمنین بالاتر است. چون خلافت، و وزارت، و ولایت، و امارت، و وراثت، و غیر ذلک، همه از اصل یگانگى و اخوّت آن حضرت سرچشمه گرفته است و بعد از مقام عبودیت خدا هیچ مقامى را رفیعتر از آن نمىتوان یافت فلذا رسُول خدا فرمود: به متعرّضین خود بعد از من بگو: انَا عَبْدُ اللَهِ وَ اخُو رَسُولِهِ «من بنده خدا هستم و برادر رسُول خدا.»
انکار عمر اخوت امیرالمؤمنین را با رسُول اللَه
آرى این اخبار حضرت رسُول اللَه یک اخبار از غیب و کشف حقیقتى بوده است چون هیچ کس انکار اخوّت حضرت را با رسُول خدا ننمود، جز عُمَر، هنگامى که آن حضرت را براى بیعت، با آن وضع فجیع و آن حال فظیع به مسجد آوردند، عمر
