
امام شناسی ج2
جلد دوم از مجموعه «امام شناسی» از آثار نفیسِ علامه طهرانی قدّس الله سرّه بوده که پیرامون «تفسیر آیۀ اولیالأمر» و «وصایت امیرالمؤمنین علیهالسلام» در قالب بحثهای تفسیری و فقه الحدیث، و ابحاث فلسفی، عرفانی، تاریخی و اجتماعی به رشتۀ تحریر درآمده و به ساحت علم و معرفت تقدیم شده است. مهمترین مباحث مندرج در مجلد دوم: • تفسیر آیه «اطاعت از اولیالأمر» • مراد از اولوالأمر، ائمۀ معصومین هستند • پاسخ به اشکالات اهل سنت به دلالت آیۀ اولوالأمر از منظر شیعه • نقد نظریۀ عصمتِ «اجتماع اهل حلّ و عقد» • آراء اکثریت مردم نمیتواند معیار انتخاب امام معصوم باشد • قوانین دین بر اساس توحید است و امام، انسان واصل به توحید • قرآن به وسیلۀ امام، هدایتکنندۀ بشر است • امام باید افضل و در رأس امور امت باشد • وصایت امیرالمؤمنین علیهالسلام از جانب رسولخدا صلیاللهعلیهوآله • اخوّت امیرالمؤمنین با رسول خدا در همۀ مراتب • خلقت رسول خدا و امیرالمؤمنین از نور واحد
امام شناسی ج2
195العُقبى» و جمال الدین محمّد بن یوسف زرندى حنفى در «نظم دُرَر السّمطین» و غیر آنها نیز نقل کردهاند.
روایاتى که درباره اخوّت نقل شد تماماً از مصادر عامّه و کتب سنّى هاست و امّا آنچه خاصّه در این موضوع روایت کردهاند و در کتب خود مسطور داشتهاند نیز بسیار است و چون بناى ما در این کتاب غالباً به نقل از عامّه است بر اساس «وَ الْفَضْلُ ما شَهِدَتْ بِهِ الْاعْداءُ» لذا بر نقل آنها اکتفا شد.1 سید اسماعیل حِمْیرى گوید:
فَتًى اخَوَاهُ الْمُصْطَفى خَیرُ مُرْسَلٍ *** وَ خَیرُ شَهیدٍ ذُو الْجَناحَینِ جَعْفَرُ2 «علىّ بن أبىطالب جوانمردى است که دو برادر او یکى مصطفى بهترین پیغمبران و دیگرى بهترین شهیدان ذو الجناحین جعفر طیار است.»
از ملاحظه کیفیت اخوّتى که حضرت در بین اصحاب منعقد کردند مىتوان روحیات آنها را سنجید، چون در این عقد اخوّت که به دست پیامبرى که ﴿وَمَا يَنطِقُ عَنِ ٱلۡهَوَىٰٓ﴾ صورت بسته است جهات روحى و توافق فکرى و حدود انس و رفاقت و درجات نفسى کاملا رعایت شده است. لذا آن حضرت بین ابوبکر و عمر، و بین عثمان و عبدالرحمن بن عوف، و بین طلحة بن عبید اللَه و زبیر بن العوّام، و بین ابى ذرّ الغفارى و مقداد بن عمرو، و بین معویه بن ابى سفیان و حُباب بن یزید المجاشعى3 عقد برادرى بستند.4 و امّا در عقد اخوّت امیرالمؤمنین علیه السّلام با آن حضرت اسرارى است که با تأمّل و دقّت در روایات وارده در این باب و سایر ابوابى که طرز سلوک و معامله آن حضرت را با امیرالمؤمنین روشن مىکند واضح مىگردد. مسلّم است که این اخوّت یک امر اعتبارى و تشریفاتى نبوده بلکه حاکى از یک نوع ارتباط و اتّصال واقعى است.
- علامه امینى در «الغدیر» ج ٣ از ص ١١٢ الى ص ١٢٤ پنجاه حدیث راجع به اخوّت نقل مىکند.
- «دیوان حمیرى» ص ٢٠٩ تخریج از «اعیان الشیعة» ٢٤٨: ١٢ و «مناقب» ابن شهرآشوب ١٨٩: ٢.
- در «نهایه» ابن اثیر ج ١ ص ٣٢٦ گوید: حُباب بالضمّ اسم شیطان است و به مار هم حباب گویند کما اینکه به مار شیطان هم گویند و از همین جهت اسم حباب تغییر داده شده کراهیةً للشیطان ـ انتهى. و امّا خبّاب از خبّ بمعنى خدّاع است و کسى که بین مردم سعایت مىکند.
- «مطالب السّؤول» ذیل ص ١٨. در «شرح نهج البلاغه» ابنابىالحدید ج ١٨ ص ٣٧ (٢٠ جلدى) از ابو عمرو صاحب «استیعاب» نقل مىکند که رسُول خدا بین سلمان و ابو درداء عقد اخوّت بستند در وقتیکه عقد مؤاخات بین مسلّماًنان مىبستند.
