اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

این فایل صوتی در حال پخش است
در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر

امام شناسی ج2

36٬878
اعتقادات

جلد دوم از مجموعه «امام شناسی» از آثار نفیسِ علامه طهرانی قدّس الله سرّه بوده که پیرامون «تفسیر آیۀ اولی‌الأمر» و «وصایت امیرالمؤمنین علیه‌السلام» در قالب بحثهای تفسیری و فقه الحدیث، و ابحاث فلسفی، عرفانی، تاریخی و اجتماعی به رشتۀ تحریر درآمده و به ساحت علم و معرفت تقدیم شده است.  مهم‌ترین مباحث مندرج در مجلد دوم:  • تفسیر آیه «اطاعت از اولی‌الأمر»  • مراد از اولوالأمر، ائمۀ معصومین هستند  • پاسخ به اشکالات اهل سنت به دلالت آیۀ اولوالأمر از منظر شیعه  • نقد نظریۀ عصمتِ «اجتماع اهل حلّ و عقد»  • آراء اکثریت مردم نمی‌تواند معیار انتخاب امام معصوم باشد  • قوانین دین بر اساس توحید است و امام، انسان واصل به توحید  • قرآن به وسیلۀ امام، هدایت‌کنندۀ بشر است  • امام باید افضل و در رأس امور امت باشد  • وصایت امیرالمؤمنین علیه‌السلام از جانب رسول‌خدا صلی‌الله‌علیه‌و‌آله  • اخوّت امیرالمؤمنین با رسول خدا در همۀ مراتب  • خلقت رسول خدا و امیرالمؤمنین از نور واحد

سرای جاوید

امام شناسی ج2

189
  • دارند.» دوستان معنوى و روحى که اساس محبّت آنها در راه خداست بعضى به بعضى دیگر نظاره مى‌کنند.»

  •  و نیز ابن المغازلى از حذیفة بن الیمان روایت مى‌کند

  •  قالَ: آخى رَسُولُ اللَهِ بَینَ الْمُهاجِرینَ وَ الْانْصارِ، کانَ یواخى بَینَ الرَّجُلِ وَ نَظیرِهِ، ثُمَّ اخَذَ بِیدِ عَلِىِّ بْنِ ابى طالِبٍ فَقالَ: هذا اخى‌. قالَ حُذَیفَةُ: فَرَسُولُ اللَهِ سید الْمُرْسَلینَ وَ امامُ الْمُتَّقینَ وَ رَسُولُ رَبِّ الْعالَمینَ الَّذى لَیسَ لَهُ شِبْهٌ وَ لا نَظیرٌ، وَ عَلِىٌّ اخُوهُ‌1.

  •  حذیفه گوید:

  •  «رسُول خدا صلّى اللَه علیه و آله و سلّم بین مهاجرین و انصار عقد اخوّت بست و هر مردى را با نظیر و شبیه خودش برادر قرار داد و سپس دست علىّ‌بن‌أبى‌طالب را گرفت و فرمود: اینست برادر من.

  •  حذیفه گوید: بنابر این رسُول اللَه، آقاى پیمبران و امام متّقیان و فرستاده خداوند جهانیان است و براى او شبیه و نظیرى نیست، و علىّ‌بن‌أبى‌طالب برادر او است.» یعنى در تمام این صفات على با رسُول اللَه شریک است و این مقتضاى برادرى است.

  •  و نیز عبداللَه بن احمد حنبل با اسناد متّصل خود2 و موفّق بن احمد خوارزمى نیز با اسناد متّصل خود3 و حموینى نیز با اسناد متّصل خود4 هر سه از زید بن ابى اوْفى، و نیز حموینى‌5 با سند دیگر از زید بن ارقم با مختصر اختلافى در لفظ روایت کرده‌اند

  •  قالَ: دَخَلْتُ عَلى رَسُولِ اللَهِ مَسْجِدَهُ فَقالَ: اینَ فُلانٍ بْنُ فُلانٍ، فَجَعَلَ ینْظُرُ فى وُجُوهِ اصْحابِهِ وَ یتَفَقَّدُهُمْ وَ یبْعَثُ الَیهِمْ حَتّى تَوافَقُوا عِنْدهُ، فَحَمِدَ اللَهَ وَ اثْنى عَلَیهِ، وَ آخى بَینَهُمْ. ـ وَ ذَکَرَ حَدیثَ الْمُؤاخاةِ بَینَهُمْ ـ فَقالَ عَلىٌّ علیه السّلام: لَقَدْ ذَهَبَ رُوحى وَ انْقَطَعَ ظَهْرى حینَ رَایتُکَ فَعَلْتَ بِاصْحابَک ما فَعَلْتَ غَیرى، فَانْ کانَ هذا عَنْ سَخَطٍ عَلَىَّ فَلَکَ الْعُتْبى وَ الْکَرامَةُ. فَقالَ رَسُولُ اللَهِ: وَ الَّذى بَعَثَنى بِالْحَقَّ ما اخَّرْتُکَ الّا لِنَفْسى، وَ انْتَ مِنّى بِمَنْزِلَةِ هارونَ مِنْ مُوسى غَیرَ انَّهُ لا نَبِىَّ بَعْدى، وَ انْتَ اخى وَ وارِثى. قالَ: وَ ما ارِثُ یا رَسُولَ اللَهِ؟ قالَ: ما وَرَّثَ الْانْبِیاءُ مِنْ قَبْلى. قالَ: وَ ما وَرَّثَ الْانْبِیاءُ مِنْ قَبْلِکَ؟ قالَ: کِتابَ اللَهَ وَ سُنَّةَ نَبِیهِ. وَ انْتَ مَعى فِى قَصْرى فِى الْجَنَّةِ مَعَ ابْنَتى فاطِمَةَ، وَ انْتَ اخى وَ رَفیقى، ثُمَّ تَلا رَسُولُ اللَهِ: ﴿إِخْواناً عَلى‌ سُرُرٍ مُتَقابِلِينَ﴾ الْمُتَحابُّونَ فِى اللَهِ ینْظُرُ بَعْضُهُمْ الى بَعْضٍ.

    1. «غایة المرام» ص ٤٧٨ الحدیث الثامن من طرق العامة.
    2. «غایة المرام» ص ٤٧٩ الحدیث العاشر و الحدیث الثانى عشر. و حدیث اول را در «نظم درر السمطین» ص ٩٤ آورده است.
    3. همان
    4. همان ماخذ ص ٤٨٠ الحدیث الخامس عشر.
    5. همان ماخذ ص ٤٨١ الحدیث الثامن عشر.
/ 0