
امام شناسی ج2
جلد دوم از مجموعه «امام شناسی» از آثار نفیسِ علامه طهرانی قدّس الله سرّه بوده که پیرامون «تفسیر آیۀ اولیالأمر» و «وصایت امیرالمؤمنین علیهالسلام» در قالب بحثهای تفسیری و فقه الحدیث، و ابحاث فلسفی، عرفانی، تاریخی و اجتماعی به رشتۀ تحریر درآمده و به ساحت علم و معرفت تقدیم شده است. مهمترین مباحث مندرج در مجلد دوم: • تفسیر آیه «اطاعت از اولیالأمر» • مراد از اولوالأمر، ائمۀ معصومین هستند • پاسخ به اشکالات اهل سنت به دلالت آیۀ اولوالأمر از منظر شیعه • نقد نظریۀ عصمتِ «اجتماع اهل حلّ و عقد» • آراء اکثریت مردم نمیتواند معیار انتخاب امام معصوم باشد • قوانین دین بر اساس توحید است و امام، انسان واصل به توحید • قرآن به وسیلۀ امام، هدایتکنندۀ بشر است • امام باید افضل و در رأس امور امت باشد • وصایت امیرالمؤمنین علیهالسلام از جانب رسولخدا صلیاللهعلیهوآله • اخوّت امیرالمؤمنین با رسول خدا در همۀ مراتب • خلقت رسول خدا و امیرالمؤمنین از نور واحد
امام شناسی ج2
188حینَ آخَیتُ بَینَ الْمُهاجِرینَ وَ الْانْصارِ وَ لَمْ اواخِ بَینَکَ وَ بَینَ احَدٍ مِنْهُمْ؟ اما تَرْضى انْ تَکُونَ مِنّى بِمَنْزِلَةِ هارونَ مِنْ مُوسى الّا انَّهُ لا نَبِىَّ بَعْدى. الا مَنْ احَبَّکَ فَقَدْ حُفَّ بِالْامْنِ وَ الْایمانِ، وَ مَنْ ابْغَضَکَ اماتَهُ اللَهُ میتَةً جاهِلیةً1
اجمال مطلب آنکه:
«چون حضرت رسُول اللَه بین مهاجرین و انصار عقد اخوّت بستند بین ابوبکر و عمر، و بین عثمان و عبد الرّحمن بن عوف، و بین طلحه و زبیر، و بین ابىذر و مقداد، اخوت برقرار کردند ولیکن على بن أبىطالب را با کسى برادر ننمودند. امیرالمؤمنین علیه السّلام که انتظار اخوّت را نیز داشت چون از نزد آن حضرت بیرون شد و قدرى راه رفته در روى زمین سر به روى دستهاى خود گذارده به خواب رفت، و باد مىوزید و گرد و خاک بر چهره او مىریخت. حضرت رسُول اللَه براى جستجوى على بیرون شدند على را خفته به روى زمین دیدند که خاک بر صورت آن حضرت نشسته بود، با سر انگشت پا به على زدند و فرمودند: برخیز اى على تو شایستهاى که پیوسته یار و رفیق خاک باشى. آیا ناراحت شدى چون من بین مهاجرین و انصار عقد اخوت بستم و تو را برادر هیچیک از آنان قرار ندادم؟ آیا راضى نیستى که منزلت و مقام تو نسبت به من مانند منزلت و مقام هارون باشد نسبت به برادرش موسى با این تفاوت که فقط پیمبرى بعد از من نخواهد بود؟ آگاه باش که هر کس تو را دوست داشته باشد امن و ایمان از اطراف و جوانب او را در بر خواهد گرفت و کسى که تو را مبغوض دارد خداوند او را به مردن جاهلى خواهد میراند.»
و نیز ابن مغازلى شافعى با اسناد خود از زید بن ارقم روایت مىکند قالَ: دَخَلْتُ عَلى رَسُولِ اللَهِ، قالَ: انِّى مُواخٍ بَینَکُمْ کَما آخَى اللَهُ بَینَ الْمَلائِکَةِ، ثُمَّ قالَ لِعَلِىٍّ: انْتَ اخى وَ رَفیقى، ثُمَّ تَلا هذِهِ الْآیةَ: ﴿إِخْواناً عَلى سُرُرٍ مُتَقابِلِينَ﴾ الْاخِلّاءُ فِى اللَهِ ینْظُرُ بَعْضُهُمْ الى بَعْضٍ2 زید بن ارقم گوید: «من بر رسُول خدا وارد شدم، فرمود: من عقد اخوّت بین شما مىبندم همچنان که خداوند در میان فرشتگان برادرى قرار داده است سپس به علىّبنأبىطالب فرمود: تو برادر من و رفیق من هستى. و پس از آن این آیه را تلاوت نمود: «در بهشت برادران بر روى تختها تکیه زده و در مقابل یکدیگر قرار
- «الفصول المهمة» ص ٢٢.
- «غایة المرام» ص ٤٧٨ الحدیث السادس من طرق العامة.
