
امام شناسی ج2
جلد دوم از مجموعه «امام شناسی» از آثار نفیسِ علامه طهرانی قدّس الله سرّه بوده که پیرامون «تفسیر آیۀ اولیالأمر» و «وصایت امیرالمؤمنین علیهالسلام» در قالب بحثهای تفسیری و فقه الحدیث، و ابحاث فلسفی، عرفانی، تاریخی و اجتماعی به رشتۀ تحریر درآمده و به ساحت علم و معرفت تقدیم شده است. مهمترین مباحث مندرج در مجلد دوم: • تفسیر آیه «اطاعت از اولیالأمر» • مراد از اولوالأمر، ائمۀ معصومین هستند • پاسخ به اشکالات اهل سنت به دلالت آیۀ اولوالأمر از منظر شیعه • نقد نظریۀ عصمتِ «اجتماع اهل حلّ و عقد» • آراء اکثریت مردم نمیتواند معیار انتخاب امام معصوم باشد • قوانین دین بر اساس توحید است و امام، انسان واصل به توحید • قرآن به وسیلۀ امام، هدایتکنندۀ بشر است • امام باید افضل و در رأس امور امت باشد • وصایت امیرالمؤمنین علیهالسلام از جانب رسولخدا صلیاللهعلیهوآله • اخوّت امیرالمؤمنین با رسول خدا در همۀ مراتب • خلقت رسول خدا و امیرالمؤمنین از نور واحد
امام شناسی ج2
187اخُوکَ عَلِىٌ1. مخدوج بن زید هذلى گوید که: «رسُول خدا بین مسلمانان عقد برادرى بستند و سپس فرمودند: اى على تو برادر من هستى و مکانت و منزلت تو نسبت به من مانند مکانت و منزلت هارون است نسبت به موسى و فقط تفاوتى که هست در این است که بعد از من نبوّت برداشته شده است (و الّا همانطور که هارون با تمام شئون خود پیغمبر هم بود تو نیز پیغمبر مىبودى) ـ تا آن که رسُول خدا فرمود: ـ در روز قیامت منادى از عرش خدا به من خطاب مىکند: اى رسُول خدا چه بسیار پدر تو ابراهیم پدر خوبى است و چقدر برادر تو على برادر خوبى است.»
و نیز گوید که: در روز شورا از جمله مُناشده امیرالمؤمنین علیه السّلام قضیه اخوّت بوده است.
انْشُدُکُمُ اللَهَ ... هَلْ تَعْلَمُونَ ... انَّ رَسُولَ اللَهِ قالَ بَعْدَ ما رَجَعَ مِنَ السَّماءِ لَیلَةً اسْرِىَ بِهِ: فَلَمّا رَجَعْتُ مِنْ عِنْدِهِ نادى مُنادٍ مِنْ وَراءٍ الْحُجُبِ: نِعْمَ الْابُ ابُوکَ ابْراهیمُ، وَ نِعْمَ اْلاخُ اخُوکَ عَلِىٌّ، وَ اسْتَوْصى بِهِ؟ قالُوا: نَعَمْ2.
حضرت در روز شورا حاضرین را به خدا درباره فضائلى از خود که آنها معترف بودند سوگند داد.
از جمله فرمود: «شما را به خدا سوگند آیا مىدانید که حضرت رسُول اللَه چون از معراج در آن شب برگشت فرمود: چون من از نزد خدا بازگشتم منادى خدا از پشت حجابهائى به من ندا در داد: بَه بَه چه خوب پدرى دارى مانند ابراهیم، و چه خوب برادرى مانند على، و حضرت راجع به اخوت من سفارش فرمود؟ همه گفتند: بَلى» و ابن صباغ مالکى از ضیاء الدین خوارزمى از ابن عباس روایت کرده است که قالَ: لَمّا آخى رَسُولُ اللَهِ بَینَ اصْحابِهِ مِنَ الْمُهاجِرینَ وَ الْانْصارِ وَ هُوَ انَّهُ آخى بَینَ ابى بَکْر وَ عُمَرَ، وَ آخى بَینَ عُثْمانَ وَ عَبْدِ الرَّحْمنِ بْنِ عَوْفٍ، وَ آخى بَینَ طَلْحَةَ وَ الزُّبَیرِ، وَ آخى بَینَ ابى ذَرٍّ الْغِفارىِّ وَ الْمِقْدادِ وَ لَمْ یواخِ بَینَ عَلِىِّ بْنِ ابى طالِبٍ وَ بَینَ احَدٍ مِنْهُمْ خَرَجَ عَلِىٌّ مُغْضِباً حَتّى اتى جَدْوَلًا مِنَ الْارْضِ وَ تَوَسَّدَ ذِراعَهُ وَ نامَ فیهِ، تَسْفِى الرِّیحُ عَلَیهِ، فَطَلَبَهُ النَّبِىُّ فَوَجَدَهُ عَلى تِلْکَ الصِّفَةِ فَوَکَزَهُ بِرِجْلِهِ وَ قالَ لَهُ: قُمْ فَما صَلَحْتَ الّا انْ تَکُونَ ابا تُرابٍ، اغَضِبْتَ
- «ینابیع المودة» ص ١٤٢. و این حدیث را نیز مفصلا ابن جوزى در «تذکره» ص ١٣ از احمد بن حنبل نقل کرده و تأیید نموده است.
- «ینابیع المودة» ص ١٤٣. در «غایة المرام» ص ٤٨١ از «شرح نهج البلاغه» نقل مىکند که: قال على (ع) لاهل الشورى: انشدکم اللَه ا فیکم احد آخى رسُول اللَه بینه و بین نفسه حین آخى بین بعض المسلمین و بعض غیرى؟ فقالوا: لا.
