
امام شناسی ج2
جلد دوم از مجموعه «امام شناسی» از آثار نفیسِ علامه طهرانی قدّس الله سرّه بوده که پیرامون «تفسیر آیۀ اولیالأمر» و «وصایت امیرالمؤمنین علیهالسلام» در قالب بحثهای تفسیری و فقه الحدیث، و ابحاث فلسفی، عرفانی، تاریخی و اجتماعی به رشتۀ تحریر درآمده و به ساحت علم و معرفت تقدیم شده است. مهمترین مباحث مندرج در مجلد دوم: • تفسیر آیه «اطاعت از اولیالأمر» • مراد از اولوالأمر، ائمۀ معصومین هستند • پاسخ به اشکالات اهل سنت به دلالت آیۀ اولوالأمر از منظر شیعه • نقد نظریۀ عصمتِ «اجتماع اهل حلّ و عقد» • آراء اکثریت مردم نمیتواند معیار انتخاب امام معصوم باشد • قوانین دین بر اساس توحید است و امام، انسان واصل به توحید • قرآن به وسیلۀ امام، هدایتکنندۀ بشر است • امام باید افضل و در رأس امور امت باشد • وصایت امیرالمؤمنین علیهالسلام از جانب رسولخدا صلیاللهعلیهوآله • اخوّت امیرالمؤمنین با رسول خدا در همۀ مراتب • خلقت رسول خدا و امیرالمؤمنین از نور واحد
امام شناسی ج2
182«الریاض النضرة» ج ٢ ص ١٦٣، و «ذخائر العقبى» ص ٦٤ روایت کرده است ولیکن بدین عبارت:
عَلِىٌّ مِنّى بِمَنْزِلَتى مِنْ رَبِّى.
و همچنین موفق بن احمد خوارزمى با اسناد خود از شعبى روایت کرده است
قالَ: نَظَرَ ابو بَکْرٍ الى عَلِىِّ بْنِ أَبى طالِبٍ مُقْبِلَا فَقالَ: مَنْ سَرَّهُ انْ ینْظُرَ الى اقْرَبِ النّاسِ مِنْ رَسُولِ اللَه صلّى اللَه علیه و آله و سلّم وَ اجْدَرِهِمْ مَنْزِلَةً وَ أَعْظَمِهِمْ عِنْدَ اللَهِ عَناءً وَ اعْظَمِهِمْ1 عَلَیهِ فَلْینْظُرْ الى هذا ـ وَ اشارَ الى عَلِىِّ بْنِ ابى طالِبٍ ـ لِانِّى سَمِعْتُ رَسُولَ اللَهِ صلّى اللَه علیه و آله و سلّم یقولُ: انَّهُ لَرَؤُوفٌ بِالنّاسِ وَ انَّهُ لَاوّاهٌ حَلیمٌ2
شعبى گوید:
«در حالى که علىّبنأبىطالب مىآمد ابوبکر بدو نگاه کرد و گفت: هر کس دوست دارد که نزدیکترین مردم را و شایستهترین آنها را از لحاظ منزلت و مقام نسبت به رسول خدا، و عظیمترین آنها را در نزد خدا از جهت تحمّل مشاق و زحمات دین خدا ببیند باین مرد نگاه کند، و با دست خود اشاره کرد به سوى علىّبنأبىطالب و گفت: به علّت آنکه من از رسول خدا شنیدم که مىفرمود: علىّبنأبىطالب نسبت به مردم بسیار مهربان و بسیار شکیبا و حلیم و نسبت به خدا خاشع و بسیار کثیر المناجات است.»
تمام این حدیث را بدون استشهاد به قول رسول خدا نیز محب الدین طبرى در «الریاض النضرة» ج ٢ ص ١٦٣ آورده است.
و شیخ سلیمان حنفى قندوزى از کتاب «مودّة القربى» روایت کرده است با سند متّصل خود از عبداللَه بن عمر: انَّ رَسُولَ اللَهِ صلّى اللَه علیه و آله و سلّم قالَ: خَیرُ رِجالِکُمْ عَلِىُّ بْنُ ابى طالِبٍ، وَ خَیرُ شَبابِکُمُ الْحَسَنُ وَ الْحُسَینُ، وَ خَیرُ نِسائِکُمْ فاطِمَةُ بِنْتُ مُحَمَّدٍ ـ عَلَیهِ الصَّلاةُ وَ السَّلامُ ـ 3
عبداللَه عمر مىگوید که: رسول خدا فرمود: «بهترین
- بعید نیست تصحیف «و اعزهم علیه» بوده باشد.
- «مناقب» خوارزمى ص ٩٧.
- «ینابیع المودة» ص ٢٤٧. و روایات در این معنى که امیرالمؤمنین خیر البشر است از رسول خدا بسیار وارد و در کتب عامّه مضبوط است. ما در اوائل این کتاب قدرى از آنها نقل کردیم و راوى بعض از آنها عائشه بود. در «ذخائر العقبى» ص ٩٦ از عقبة بن سعد عوفى روایت کند که گفت: ما بر جابر بن عبداللَه وارد شدیم و آنقدر پیرى او را در گرفته بود که موهاى ابروانش بر چشمهایش ریخته بود و ما درباره على سؤال کردیم. جابر موهاى ابروانش را با دست بالا زده و نگاهى به ما کرد و گفت: «ذاک من خیر البشر» «على از بهترین افراد انسان است.» و نیز در «ینابیع المودة» ص ٢٤٦ از على علیه السّلام و حذیفه و عائشه روایت کرده است که: على خیر البشر، من ابى فقد کفر. و در ص ٢٤٧ از عائشه روایت کرده است که: ان اللَه قد عهد الىّ انّ من خرج عَلى علىّ فهو کافر فى النار. قیل: لم خرجتِ علیه؟ قالت: انا نسیت هذا الحدیث یوم الجمل حتى ذکرته بالبصرة، انا استغفر اللَه .
